دسته‌ها
پلتفرم ها پلی استیشن رایانه شخصی قابل حمل کنسول ها نینتندو

گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince | حماسه ای در قالب فانتزی

در امتداد بحثی که روز گذشته در رابطه با The Outer Worlds صورت گرفت و گیم پلی بازی از جوانب گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince مختلف مورد بررسی قرار گرفت، گفته شد که این بازی از جمله عناوینی بوده است که در رویداد Gamescom 2019 برای اولین بار به معرفی آن پرداخته شد. حال امروز قصد معرفی عنوان دیگری را داریم که در این رویداد به نمایش در آمد، اما با این تفاوت که این بازی بر خلاف The Outer Worlds که در تاریخ 3 آبان منتشر خواهد شد، هم اکنون در دسترس میباشد.

این بازی که Trine 4: The Nightmare Prince نام دارد، یکی از عناوین مورد انتظار در سبک Side Scrolling میباشد که پس از رونمایی توجه دوست داران بسیاری از این سبک را به خود جلب کرد. این بازی عنوان چهارم از سری بازی های Trine میباشد. سری قبلی این بازی در سال 2015 وارد بازار شد که البته به شکل مطلوبی مورد استقبال قرار گرفت.

این بازی در نوع خود سبک فانتزی را چاشنی ساختار خود کرده است و از این لحاظ میتوان آن را مشابه بازی Unravel Two دانست. Side Scrolling بودن سبک بازی، تیمی بودن گیم پلی بازی، فانتزی بودن ساختار کلی بازی گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince و … میتواند دلیل مشابه بودن این دو عنوان باشد. ما در این نوشته قصد داریم که هم خبر انتشار Trine 4: The Nightmare Prince را به حضور کاربران برسانیم و هم به بررسی کوتاهی از این بازی بپردازیم و نگاهی به گیم پلی آن بیاندازیم.

گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince

این بازی از لحاظ ساختاری در قالب Side Scrolling به شکل مطلوبی پیاده سازی شده و شخصیت های گوناگونی را شامل میشود که در جریان بازی به ایفای نقش میپردازند. به عنوان نمونه میتوان به پیر مرد جادوگری اشاره کرد که در ابتدای بازی به عنوان شخصیت اصلی گیم پلی خود را آغاز میکند. جادو هایی که به واسطه ی این پیر مرد سفید پوش انجام میشود واقعاً دیدنیست، او قادر است در مسیر خود تمامی چالش های پیش رو را به ساده ترین شکل ممکن پشت سر بگذارد.

این شخصیت حتی میتواند با جادوی خود، از اشیاء بسیار سنگین به منظور ایجاد کردن و باز کردن راه استفاده کند. در بسیاری از مواقع در گیم پلی این بازی چالش هایی دیده میشود گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince که جنبه ی Puzzle بازی را به نسبت سایر جوانب افزایش میدهد. فیزیک حرکتی شخصیت های اصلی در Trine 4: The Nightmare Prince نسبت به سایر ساختار های مکانیکی جاری در بازی از کیفیت بهتری برخوردار است.

گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince
گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince

البته لازم به ذکر است که در بعضی مواقع، حرکتی که از طرف اشیاء قابل تحرک بازی دیده میشود، واقع گرایانه جلوه نمیکند. این بازی شامل قهرمانان مختلفی میباشد که هرکدام از سبک خاص خود برخوردار هستند، مثلاً همانطور که گفته شد در این بازی یکی از شخصیت ها جادوگر است، دیگری شمشیر زن، تیر و کمان دار و … . این شخصیت ها در رِنج خود داری گیم پلی های منحصر به فردی هستند که تماماً تجربه برانگیز است.

Trine 4: The Nightmare Prince در موضوع حماسی افسانه ای ساخته شده و در نوع خود توانسته تصویر مورد انتظاری را در این قالب به نمایش بکشد. این بازی از لحاظ گرافیک، جلوه های گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince بصری، مکانیک جاری در بازی، کنترل، چالش برانگیزی گیم پلی و … به شکل قابل قبولی طراحی شده و قادر است گیم پلی لذت بخشی را برای دوست داران به سری بازی های فانتزی و خصوصاً Side Scrolling ایجاد کند.

همچنین یکی دیگر از قابلیت های بسیار مهم این بازی برخورداری از حالت CO-OP میباشد که مثلاً کاربران پلتفرم Nintendo میتوانند با تعداد بازیکنان حداکثر 4 نفر، به صورت تیمی به تجربه ی این بازی بپردازند. لازم به ذکر است که گیم پلی بازی در آن موقعیت طوری در دسترس قرار میگیرد که بتواند هر 4 بازیکن را به چالش بکشد و برای هر یک ماجراجویی خاصی را رقم بزند.

Trine 4: The Nightmare Prince دو روز پیش در تاریخ 8 اکتبر 2019 برابر با 16 مهر 1398 برای گیم پلی Trine 4: The Nightmare Prince پلتفرم های PC، Xbox One، PS4 و Nintendo Switch در دسترس قرار گرفت. علاقمندان میتوانند جهت خرید این بازی برای پلتفرم های مورد نظر به لینک های مربوطه مراجعه نمایند.

دسته‌ها
اختصاصی گیمرپا نقد و بررسی

نقد و بررسی My Friend Pedro در قالب گیم پلی و ساختار بازی

در طی 2 سال اخیر عناوین متعددی در سبک Side-Scrolling معرفی و نقد و بررسی My Friend Pedro وارد بازار شده است. پیشتر شاید کمتر در رابطه با این سبک بازی ها و حتی اسم آن شنیده میشد. اکثر صاحب نظران و کارشناسان عرصه ی بازی های ویدئویی، در رابطه با سبک Side-Scrolling بیشتر در سبک های 2 بعدی مانور میداده اند. چرا که در واقع اصل و اساس بازی های 2 بعدی بیشتر در قالب این سبک پیاده سازی شده اند و ساختار آن نیز به همین صورت چیدمان شده است. همانطور که گفته شد در طی 2 سال اخیر عناوین بسیاری در این سبک ساخته و منتشر شده اند که قالباً بازی های موفقی نیز از آب در آمدند. یکی از پتانسیل های سبک Side-Scrolling چنین میباشد که بازی هایی که در زیر مجموعه ی آن هستند میتوانند در حالت های مختلفی پیاده سازی گردند؛ به گفته ی دیگر این سبک از قالب انعطاف پذیری برخوردار میباشد. به گونه ای که در این سبک شاهد بازی های Action Shooter، Puzzle، Hack and Slash و … هستیم که این سبک بازی ها از جمله پرطرفدار ترین سبک های بازی های ویدئویی میباشند. از جمله بازی هایی که ما در قالب Side-Scrolling در طی چند مدت اخیر به معرفی و یا بررسی کلی آن پرداخته ایم، میتواند گویای انعطاف پذیری این حالت باشد. در این خصوص میتوان به Unravel Two اشاره کرد که یک عنوان فانتزی در قالب Puzzle میباشد و داستان 2 عروسک کاموایی را بیان میکند؛ این بازی از سبک Side-Scrolling برخوردار است. Yooshi’s Crafted World و Yooka-Laylee and the Impossible Lair که هر دوی آنها به صورت انیمیشنی، فانتزی و مخصوص کودکان ساخته شده اند نیز از این سبک استفاده کرده اند. Trine 4: The Nightmare Prince به صورت حماسی افسانه ای ساخته شده و در آن از چاشنی Hack and Slash استفاده شده است و گیم پلی آن به صورت CO-OP نیز قابل اجرا میباشد. همانطور که متوجه شدید، این بازی ها در حالت های مختلف در قالب Side-Scrolling ساخته شده اند. معرفی این چند عنوان شاید برای انعطاف پذیر بودن این سبک قانع کننده بنظر نرسد، و علاقمندان به سری بازی های تیراندازی بگویند که چرا عنوانی با چنین سبکی اخیراً معرفی نشده است ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که در این نوشته قصد بررسی یکی از عناوینی که مدت زمان زیادی از تاریخ انتشار آن نمیگذرد را داریم که در قالب اکشن Shooter ساخته شده و از سبک Side-Scrolling برخوردار میباشد.

My Friend Pedro (دوست من پدرو)، این بازی یکی از عناوین جذاب و پر سروصدایی میباشد که تاریخ انتشار آن به 20 ژوئن 2019 برابر با 30 خرداد 1398 بازمیگردد. این بازی پس از رونمایی از اولین دموی خود توانست توجه کاربران و منابع بسیاری را به خود جلب کند. به گونه ای که تیزر گیم پلی آن به تنهایی تنوانست مخاطبان بسیاری را به سمت خود سرازیر کند. در تیزری که از گیم پلی نقد و بررسی My Friend Pedro این بازی به نمایش در آمد، به گونه ای میشد هیجان و لذت یک بازی Shooting حرفه ای و عالی را در آن احساس کرد. با وجود اینکه My Friend Pedro از اصول معماری یک بازی Shooting به صورت حرفه ای و سازمان یافته استفاده نمیکند، اما توانسته با اضافه کردن چاشنی های مختلفی به گیم پلی بازی و استفاده از یک سری جلوه های خاص از آن یک عنوان هیجان انگیز بسازد.

داستان My Friend Pedro
داستان My Friend Pedro

داستان بازی

این بازی از داستان آنچنانی برخوردار نیست که بتوانیم به توصیف آن بپردازیم؛ همچنین این بازی بیشتر در قالب گیم پلی دنبال میشود و بخشی از گیم پلی آن نیز در نوع خود از ساختار فانتزی برخوردار میباشد. در My Friend Pedro یک شخصیت مرد به عنوان کاراکتر اصلی به ایفای نقش میپردازد که در ابتدای بازی این شخصیت در حالت خواب به سر میبرد، سپس یک موز که پدرو نام دارد با بیدار کردنش او را وارد جریان بازی میکند. این شخصیت به مراتب پیش میرود و در امتداد نقد و بررسی My Friend Pedro ناخواسته در مسیری قرار میگیرد که این موز یعنی همان پدرو خواستار قرار گرفتن در آن بوده است. در این بازی هیچگونه دیالوگی گفته نمیشود، اگر شخصیت های حاضر در بازی سخنوری میکنند در قالب صدای عجیبی در گوش شخصیت اصلی تداعی میشود که حتی یک واژه ی آن هم مشخص نیست. اما خوشبختانه نوشته هایی در قالب گفته های شخصیت های موجود در بازی وجود دارد که در نوع خود بیانگر داستان ساده ای میباشند که در بازی جریان دارد. بخاطر وجود صدای عجیبی که جدای از صدای شخصیت ها برای کاراکتر اصلی تداعی میشود، کمتر پیش می آید که بازیکن گوش سپردن به این صدای عجیب را به جان بخرد و پیگیر داستان بازی باشد. به صورت کلی شخصیت اصلی در My Friend Pedro از ابتدا تا انتهای بازی مبهم است، چرا که این شخصیت نقاب خاصی بر چهره ی خویش دارد که به کسی اجازه ی تشخیص صورت آن را نمیدهد. این شخصیت از پوششی خیابانی برخوردار است و در نوع خود یک قاتل حرفه ای سرسختی میباشد که از حرکات پارکورینگ به صورت قابل توجهی بهره میبرد. این شخصیت قادر است در آن واحد هنر پارکور و تیر اندازی را به شکل چشم گیری ادغام کرده و دشمنانش را از سر راه بردارد. در جریان بازی بخشی وجود دارد که به دنیای پدرو معروف است، در این بخش شخصیت اصلی وارد دنیای کاملاً فانتزی میشود که ساختار آن به صورت کلی با دنیای واقعی فرق دارد. در واقع این بخش جزئی از توهمات شخصیت اصلی محسوب میشود. توهماتی که از آن صحبت شد باز هم در بازی اتفاق میوفتد، در بخش پایانی بازی که شخصیت اصلی آخرین Boss را از سر راه برمیدارد، پدرو وارد مغز او شده و او را دچار توهمات عجیبی میکند. شخصیت اصلی در این توهمات خود، موز را که خود تبدیل به یک Boss سرسخت شده است را از بین میبرد و برای همیشه از شر صدا های عجیب و توهمات آن خلاص میشود. پس از رهایی یافتن شخصیت اصلی، هم از شر دشمنان و هم از شر موز، او ماسک خود را که از ابتدای بازی تا آخرین صحنه بر چهره ی خود داشت، پشت به دوربین آن را باز میکند و وقتی برمیگردد هیچ چهره ای از او جز استیکر لبخند 🙂 دیده نمیشود. یعنی فقط 2 چشم و یک خط لبخند. مطمئناً در این بخش همه ی کسانی که امیدوار بودند شخصیت اصلی نقاب خود را بردارد اساساً رکب بدی خورده اند.

گیم پلی My Friend Pedro
گیم پلی My Friend Pedro

گیم پلی بازی

همانطور که در مقدمه ی این نوشته گفته شد، My Friend Pedro در سبک اکشن Shooting ساخته شده و به صورت Side-Scrolling پیاده سازی شده است. این بازی میتواند لذت تجربه ی تیر اندازی حرفه ای را در کنار چاشنی تصویر آهسته برای بازیکن رقم بزند. علاقمندان به سری بازی های Shooting میتوانند لذت قابل توجهی از گیم پلی این بازی را تجربه بنمایند. این بازی بیشتر از اینکه بتواند در قالب یک بازی Shooting حرفه ای که توجه بازیکن را بر روی اهداف متمرکز کند، در واقع از صحنه ها و جلوه های اکشنی برخوردار میباشد که بیشتر جنبه ی هیجانی دارد. همانطور که طی مطالب گذشته در رابطه با این بازی گفته شد، My Friend Pedro در خصوص سبک تصویر برداری که از آن استفاده کرده، امکان نشانه گیری دقیقی که بازیکن در سبک های 3 بعدی انجام میدهد در این بازی وجود ندارد. نحوه ی تیراندازی در این بازی به صورت خطی انجام میشود (مشابه بازی های 2 بعدی)، به گونه ای که اگر هر چند تعداد از دشمنان نقد و بررسی My Friend Pedro پشت سر یکدیگر قرار گیرند و شخصیت اصلی از رو به رو به آنها حمله کند، تا اولین دشمن که در ابتدای صف قرار دارد کشته نشود، امکان کشتن شخصیت دوم کمی سخت میشود، با وجود آنکه این چند نفر به صورت همزمان در حال تیراندازی به شخصیت اصلی هستند. در این خصوص، بازی نحوه ی ورود شخصیت اصلی را به چنین موقعیت هایی از بخش های مختلفی در نظر گرفته است؛ به عنوان مثال در اینطور مواقع شخصیت اصلی از بالا وارد میشود و در چنین حالتی کنترل بهتری نسبت به نابود کردن دشمنان خود دارد و البته آسیب پذیرتر نیز هست. البته لازم به ذکر است که این قضیه همیشه تکرار نمیشود و در خیلی از مواقع دیده شده است که بازیکن باید از رو به رو وارد شود و به ترتیب دشمنانش را از بین ببرد که دقیقاً همان حالتی که راجب آن صحبت کردیم اتفاق میوفتد. البته باز هم لازم به ذکر است که بعضاً پریدن میتواند در اینطور موارد کارساز باشد. همانطور که پیشتر گفته شد، شخصیت اصلی بازی یک پارکور باز حرفه ای میباشد که از آن حرکات بسیار جذاب و در عین حال خطرناکی در جریان بازی دیده میشود. حرکات پارکورینگی که برای شخصیت اصلی وجود دارد، شامل پرش های بلندی میباشد که در صورتی که از جایگاه بلندی صورت بگیرد، موجب انجام حرکت آکروباتیک این شخصیت میگردد. همچنین امکان پرش دیوار به دیوار و در کنار آن از قسمت های طناب بازی نیز بهره مند میباشد. در بازی My Friend Pedro برای 2 نوع اسلحه امکان آن وجود دارد که بازیکن بتواند آنها را به صورت مجزا در 2 دست خود بگیرد. در چنین حالتی بازیکن قادر است هدف یک اسلحه را به یک نقطه و هدف اسلحه دیگر را به نقطه ی دیگری متمرکز نماید. این قابلیت یکی از امکانات بسیار مهم بازی میباشد که بسیار به جنبه ی هیجانی آن می افزاید، خصوصاً وقتی که با تصویر آهسته و حرکات آکروباتیک پارکورینگ همراه میشود. این بازی از نظر تیراندازی به شکل با کیفیتی طراحی شده و به صورت کلی عنوانی میباشد که در آن تیراندازی بسیار صورت میگیرد و به گفته ی دیگر آتش بازی در آن بسیار دیده میشود.  در گیم پلی این بازی پدرو به عنوان همراه شخصیت اصلی، گاهاً توضیحاتی را در خصوص مراحل و چالش های پیش رو به بازیکن میدهد. همچنین در بعضی مواقع در گیم پلی My Friend Pedro پیش می آید که بازیکن در یک قسمت دچار مشکل میشود و نمیتواند پیشتر برود، در اینطور مواقع Pedro پس از شکست بازیکن توضیحاتی به منظور عبور از چالش پیش رو به بازیکن میدهد. این بازی مراحل متعددی را در بخش های مختلفی ایجاد کرده است. به صورت کلی مراحل به 6 بخش مختلف تقسیم میشوند که هر بخش شامل دشمنان، محیط، چالش ها و در پایان آن Boss های مختلفی میباشد. در رابطه با چالش هایی که در مورد آن گفته شد، هر بخش شامل چالش های خاص خود میباشد که بعضی از آنها مفید و بعضی از آنها واقعاً مشکل ساز هستند. این چالش ها در مراحل ابتدایی بازی کاملاً ساده و مفید هستند و بازیکن هر چه بیشتر به مراحل پایانی نزدیک میشود این چالش ها سخت تر و به مراتب حتی کشنده تر میشوند. به گونه ای که در بخش پایانی بازی (پیش از مرحله ی آخر) مراحلی وجود دارد که چالش های آن خیلی بیشتر از دشمنانش تمرکز بازیکن را به خود جلب میکند. در بخش های ابتدایی بازی چالشی وجود دارد که یک قطعه ی فلزی در بخشی از محیط بازی آویزان است، بازیکن وقتی به آن شلیک کند عمل انعکاس صورت میگیرد و تیر شلیک شده تغییر حالت داده و به دشمن برخورد میکند. چالش دیگری که میتوان از آن مثال زد، نوار الکتریکی میباشد که بازیکن باید ابتدا آن را خنثی کرده و سپس از آن عبور کند و اگر دیر بجنبد این نوار الکتریکی کسری از ثانیه شخصیت اصلی را نابود میکند. همانطور که متوجه شدید، چالش اول مفید واقع شده و چالش بعدی که در قسمت های پایانی بازی وجود دارد واقعاً خطرناک هستند. غیر از مرحله ی آخر و بخش دنیای پدرو،  مابقی بخش ها از بین 8 تا 10 مرحله برخوردار هستند. مرحله ی آخر که پایان بازی محسوب میشود از یک مرحله و بخش دنیای پدرو از 4 مرحله بهره مند میباشد. در بخش دنیای پدرو، شخصیت اصلی بازی دچار یک سری توهمات میشود و در واقع این 4 مرحله را درتوهمات خود سپری میکند. همانطور که پیشتر گفته شد، این بخش نیز با سایر بخش ها متمایز بوده و از طبیعت، دشمنان و به صورت کلی ساختار متفاوتی برخوردار میباشد. محیط این بخش نسبت به سایر بخش ها به شکلی کاملاً فانتزی ساخته شده و از چالش های متفاوتی نیز برخوردار میباشد. اگر دقت کرده باشید، تاکنون اشاره هایی به امکان تصویر آهسته در بازی شده است. به جرات میتوان گفت که تصویر آهسته در My Friend Pedro، پس از میزان سلامتی مهمترین قابلیت این بازی محسوب میشود. بازیکن قادر است به واسطه ی این قابلیت خیلی آسوده تر دشمنان خود را از پای در آورد. وقتی که قرار است چند دشمن مختلف را از پای در آورید، استفاده از انواع سلاح هایی که میتواند با 2 دست بر روی آنها کنترل داشت و استفاده از تصویر آهسته میتواند کمک بسیار شایانی به بازیکن بکند. در این بازی، یکی از خصوصیات بسیار خوبی که برای بازیکن در اختیار گذاشته شده، برای وقتی میباشد که میزان سلامتی شخصیت اصلی به پایان رسیده است. در چنین موقعیت نقد و بررسی My Friend Pedro هایی شخصیت اصلی قادر است به واسطه ی چرخشی که انجام میدهد تیر های دشمن را جا بگذارد تا به او اصابت نکند. این قضیه در هر موقعیتی پاسخگو میباشد و بازیکن قادر است که از آن استفاده نماید. یکی از خصوصیات بسیار خوبی که گیم پلی My Friend Pedro از آن برخوردار میباشد تنوع در ساختار کلی بازی میباشد. در قسمت هایی از بازی، بازیکن امکان جنگیدن در حال موتور سواری، سقوط آزاد از بالای ساختمانی بلند و … را تجربه میکند.

سلاح ها

در ابتدای بازی، شخصیت اصلی از یک اسلحه ی کلت استفاده میکند که میزان تیر آن به صورت بی نهایت میباشد (کلت تنها سلاحی است که میزان تیر آن بی نهایت است). در امتداد، هرچه بازیکن بیشتر به پایان بازی نزدیک شود سلاح های مختلف دیگری را دریافت میکند که به ترتیب میتوان به Uzi (که شخصیت اصلی میتوان از آن همانند کلت به صورت دو دستی استفاده کند)، Shotgun، M4، Sniper Rifle اشاره کرد. شاید برایتان جای سوال باشد که در این سبک بازی ها Sniper Rifle چگونه میتواند کار کند ؟؟ این بازی از زاویه ی دید خاصی استفاده میکند که تا بخش محدودی از موقعیت مکانی را به نمایش میکشد، در صورت استفاده از Sniper Rifle بازیکن میتواند به برد بیشتری از محیط بازی دید داشته باشد و به دشمنانی که نسبتاً دور هستند نیز شلیک کند. خوشبختانه شبیه سازی ساختاری که در نحوه ی شلیک سلاح ها وجود دارد به شکلی با کیفیت پیاده سازی شده است و از سوی دیگر از صداگذاری بهینه ای در نحوه ی شلیک استفاده شده است. یکی از قابلیت های خوب دیگری که برای اسلحه M4 وجود دارد، برخورداری از نارنجک انداز میباشد که خسارت قابل توجهی را به دشمن وارد میکند. در پایان لازم به ذکر است که شخصیت اصلی در این بازی حرکت فیزیکی به منظور ظربه وارد کردن به دشمن نیز استفاده میکند.

نمونه ای از چالش های My Friend Pedro
نمونه ای از چالش های My Friend Pedro

پدرو و شخصیت اصلی

همانطور که گفته شد، در این بازی یک موز در نقش پدرو به ایفای نقش میپردازد که در ابتدای بازی شخصیت اصلی را پیدا میکند و او را در راستای رسیدن به اهداف خودش همراهی میکند. این شخصیت که از ابتدا تا پایان بازی هیچگونه حرفی از او شنیده نمیشود، ماسکی بر چهره ی خود دارد که همچنین چهره ای از او دیده نمیشود. پدرو در واقع همراهی میباشد که در خصوص پشت سر گذاشتن راحتتر مراحل و چالش ها به شخصیت اصلی مشاوره میدهد. این کاراکتر موزی در بعضی مواقع شخصیت اصلی را دچار توهم میکند و او را وارد دنیای دیگری میکند که در ابتدا تا انتهای بازی حتی یک بخش را به صورت اختصاصی به این توهمات اختصاص داده اند. به بیان دیگر میتوان گفت که شخصیت اصلی تماماً تحت اختیار پدرو میباشد. یکی از خصوصیات مثبت این بازی استفاده از موسیقی متنی میباشد که در خصوص گیم پلی بازی طراحی شده است. در بسیاری از مراحل این موسیقی متن کاملاً با خلق و خو و روحیات آن مرحله سازگار نقد و بررسی My Friend Pedro است و حس بسیار مثبتی را به بازیکن منتقل مینماید. از شخصیت اصلی همانطور که چیزی شنیده نمیشود، دیالوگی نیز در قالب متن وجود ندارد. در مجاورت آن پدرو به عنوان شخصیت مکمل، به اندازه هر دوی آنها حرف میزند، آن هم حرف هایی که نمیتوان چیزی از صدای آن متوجه شد و محتوا به صورت کامل در متن خلاصه میشود. یکی دیگر از خصوصیاتی که در رابطه با شخصیت اصلی وجود دارد، چنین میباشد که هیچگونه اسمی از آن شنیده و یا دیده نمیشود.

سخن پایانی

My Friend Pedro در قالب یک بازی اکشن Shooter حرفه ای که به صورت Side-Scrolling ساخته شده است، در نوع خود یک بازی هیجان انگیز و تجربه برانگیز محسوب میشود. اما این بازی مثل سایر بازی ها از یک سری معایب نیز برخوردار میباشد. به عنوان مثال، همانطور که در قسمت گیم پلی بازی گفته شد، بازیکن قادر نیست چند هدف مختلف را مورد شلیک قرار دهد، البته اهدافی که پشت سر هم قرار دارند، متاسفانه یکی از مهمترین معایب این بازی چنین میباشد که حتی وقتی دشمن اول کشته میشود، تیر به جنازه ی آن برخورد میکند و اجازه نمیدهد که این گلوله ی شلیک شده به دشمن دوم یا همانی که پشت سر آن قرار دارد برخورد کند. این موضوع با تغییر زاویه کمی قابل حل است ولی در بعضی مواقع این زاویه نیز بسته میباشد. همانطور که در ابتدای نوشته گفته شد، بازیکن قادر است در زمانی که از سلاح های 2 تایی استفاده میکند، یک هدف را در یک نقطه و هدف دیگر را در نقطه ی دیگری مورد شلیک قرار دهد. در بعضی مواقع دیده میشود که این عملکرد باید سریع صورت بگیرد، خوشبختانه My Friend Pedro این امکان را ایجاد کرده که وقتی نشانه گر یک هدف را در نزدیکی دشمن میبرید، خود به صورت خودکار بر روی هدف متمرکز شود، اما اگر برد این نشانه گیری هدف کمی نقد و بررسی My Friend Pedro بیشتر میشد که بازیکن میتوانست با فاصله بیشتری هدف را بر روی خود دشمن قفل کند خیلی بهتر بود. همانطور که گفته شد، در قسمت هایی از این بازی تفاوتی در ساختار گیم پلی ایجاد میشود که میتوان به قسمت موتور سواری، سقوط آزاد ازساختمان و … اشاره کرد. اگر این بازی میتوانست در این خصوص از قسمت های مختلف دیگری هم استفاده کند، My Friend Pedro از تنوع بیشتری برخوردار میشد. در گیم پلی این بازی بعضاً چالش هایی وجود دارد که عبور از آنها بسیار سخت و دشوار و گاهاً غیر ممکن جلوه میکند. اگر این چالش ها که گاهاً در بازیکن احساس نا امیدی ایجاد میکنند درجه ی سختی آنها کمتر و تعداد آنها بیشتر بود با بازخورد مناسب تری از سوی بازیکن مواجه میشد. این بازی توسط شرکت Dead Toast ساخته شده و به واسطه ی شرکت Devolver Digital عرضه گردیده است. My Friend Pedro فقط برای پلتفرم های Nintendo و PC استاندارد سازی شده و علاقمندان میتوانند در صورت خرید از طریق لینک های درج شده فوق اقدام نمایند.

دسته‌ها
نمایشگاه گیمزکام نمایشگاه و کنفرانس

Yooka-Laylee and the Impossible Lair در رویداد Gamescom 2019

Yooka-Laylee and the Impossible Lair یکی از عناوینی میباشد که به تازگی در رویداد Gamescom 2019 به نمایش در آمده است. اولین عنوان از این بازی در سال 2017 منتشر شد که خصوصاً برای کاربران پلتفرم Nintendo یک عنوان تجربه برانگیز و خاص محسوب میشد. موفقیتی که اولین عنوان این بازی یعنی Yooka-Laylee بدست آورد گسترش دهندگان این بازی را برای ساخت و تولید نسخه دوم این بازی سوق داد. Yooka-Laylee and the Impossible Lair در سبک ماجراجویی ساخته شده که در بعضی مواقع از زاویه تصویر برداری Top-Down استفاده میکند اما اصل گیم پلی آن به صورت Side-Scrolling پیاده سازی شده است. این بازی به صورت کاملاً فانتزی ساخته شده و از خشونت و خلق و خوی بدی برخوردار نمیباشد. شخصیت اصلی در این بازی یک مارمولک کوچکی میباشد که طبق ساختار اصلی بازی به شکل فانتزی طراحی شده است، همچنین در گیم پلی رونمایی شده از این بازی دیده شده است که یک خفاش به عنوان شخصیت مکمل بازی که روی سر این مارمولک قرار دارد نیز به ایفای نقش میپردازد. این بازی از گیم پلی نسبتاً سریعی استفاده میکنذ و در جریان آن چالش آنچنان سنگینی دیده نمیشود. Yooka-Laylee and the Impossible Lair از ساختار Platformers بهره مند بوده و جریان گیم پلی آن به گونه ای میباشد که بازیکن باید از مسیر مشخصی عبور کند، امتیاز جمع آوری کند و به چالش های نسبتاً کوچکی بپردازد. البته تفاسیری که از این بازی صورت گرفته برگرفته از گیم پلی میباشد که از ابتدای بازی انجام شده است، در غیر این صورت ممکن است که این بازی در ادامه بیش از پیش سخت تر و چالش برانگیز تر ظاهر شود. اما در کنار آن عناوینی همچون My Friend Pedro و Unravel Two وجود دارند که مثل این بازی هر دو در سبک Side-Scrolling ساخته شده اند و سختی گیم پلی و چالش برانگیزی آنها از همان ابتدای بازی توسط بازیکن احساس میشود. البته در بحث تشابه، عنوان دیگری نیز وجود دارد که در سبک Side-Scrolling ساخته شده و از قالب فانتزی برخوردار میباشد و همچنین یکی از عناوین پرطرفدار در پلتفرم Nintendo Switch نیز محسوب میشود. این بازی که Yoshi’s Crafted World نام دارد از لحاظ سادگی ساختار گیم پلی و جلوه های گرافیکی نیز به Yooka-Laylee and the Impossible Lair شبیه میباشد.

Yooka-Laylee and the Impossible Lair Gameplay
Yooka-Laylee and the Impossible Lair Gameplay

به صورت کلی این بازی میتواند خصوصاً برای کودکان عنوان جالب توجهی محسوب شود، چرا که گیم پلی، فانتزی بودن ساختار بازی، موسیقی متن ملایم و … میتواند دلیل بر تجربه ی این رده بندی سنی در خصوص این بازی باشد. تاریخ انتشار دقیقی از Yooka-Laylee and the Impossible Lair در دست نیست اما گفته شده که تا پایان سال 2019 در دسترس قرار خواهد گرفت. بستر هایی که این بازی برای آنها استاندارد سازی شده Nenitendo Switch، Xbox One، PS4 و میباشند. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایت رسمی ناشر یعنی شرکت Team17 مراجعه کنید که در حال حاضر این بازی در سرتیتر اخبار قرار دارد.

دسته‌ها
آژانس خبری اخبار بازی تاریخ عرضه

تاریخ انتشار Trine 4 The Nightmare Prince برای مهر امسال

Trine 4: The Nightmare Prince از جمله تاریخ انتشار Trine 4 The Nightmare Prince بازی هایی سبک Side-Scrolling میباشد که به تازگی معرفی شده است. این بازی که در طی چند روز اخیر دموی معرفی آن منتشر شده، تصویری از یک بازی 3 بعدی اکشن را در قالبی حماسی به نمایش میکشد. این بازی یک ماجراجویی متفاوت را برای مخاطبان خود رقم خواهد زد؛ چرا که بر اساس گیم پلی های دیده شده از Trine 4: The Nightmare Prince، این بازی در طبیعت های مختلفی دنبال میشود و انصافاً در این خصوص از تنوع بسیار مطلوبی برخوردار میباشد. اگر بخواهیم این بازی را با عنوان دیگری مقایسه کنیم، Unravel Two میتواند بازی مناسبی  تاریخ انتشار Trine 4 The Nightmare Prince باشد. در این بازی صحنه های بسیاری از طبیعت بازی دیده میشود که به طبیعت Unravel Two شباهت نزدیکی دارد. همچنین در این خصوص میتوان به نحوه ی نور پردازی بازی نیز اشاره داشت. علاوه بر آن هر دوی این بازی ها از سبک Side-Scrolling در جریان گیم پلی خود استفاده میکنند و همچنین هر دو سبک Puzzle را با گیم پلی خود ادغام کرده اند. به طوری که Trine 4: The Nightmare Prince سبک Puzzle را در ابعاد اکشن پیاده سازی کرده ولی Unravel Two از صحنه های اکشنی برخوردار نیست و Puzzle به عنوان سبک اصلی بازی محسوب میشود و از قالب فانتزی استفاده میکند. بر اساس گیم پلی های دیده شده از این بازی، کنترل در تمرکز در حین انجام بازی نقش بسیار مهمی را در پشت سر گذاشتن چالش ها برای بازیکن ایفا میکند. Trine 4: The Nightmare Prince از لحاظ اکشن سازی به شکل قابل قبولی پیاده سازی شده است، البته در این خصوص خیلی روی گیم پلی وقت صرف نشده و ظاهراً سازندگان سعی بر آن داشته اند که تمامی چاشنی های بازی را به شکلی متعادل بسازند؛ یعنی میزان درصد اکشن سازی، Puzzle و … به طور مساوی با یکدیگر ادغام شده اند. یکی از خصوصیات این بازی برخورداری از حالت CO-OP میباشد که به صورت Local میتواند  تاریخ انتشار Trine 4 The Nightmare Prince تجربه ی لذتبخشی را برای بازیکنان رقم بزند. از آنجایی که این بازی برای پلتفرم Nintendo Switch نیز پیاده سازی شده است، تعداد بازیکنان میتواند تا 4 نفر افزایش پیدا کند. کار تیمی Puzzle در حالتی که 4 بازیکن شخصیت های مختلفی را با کاربرد های گوناگون کنترل میکنند میتواند یکی از جذابیت های Trine 4: The Nightmare Prince محسوب شود.

Train 4 The Nightmare Prince Gameplay
Train 4 The Nightmare Prince Gameplay

دمویی که به تازگی از این بازی دیده شده، بیانگر تاریخ انتشار آن میباشد که برای 8 اکتبر 2019 برابر با 16 مهر 1398 مشخص شده است. این بازی برای پلتفرم های Xbox One، PS4، Microsoft Windows، Linux، Nintendo Switch و PS4 منتشر خواهد شد.

دسته‌ها
اختصاصی گیمرپا نقد و بررسی

نقد و بررسی Unravel Two در سبک ماجراجویی و Side Scrolling

این اثر نسخه ی دوم بازی Unravel میباشد که در سال 2016 منتشر شده بود. در این سری بازی ها یک شخصیت عروسکی شکل کاموایی قرمز رنگی وجود دارد که به شکلی کاملاً فانتزی طراحی شده است و به عنوان شخصیت اصلی این بازی به ایفای نقش میپردازد. این عروسک قرمز رنگ کوچک ابتدا در اولین عنوان این بازی یعنی Unravel دیده شد و سپس در سری دوم این بازی به عنوان یکی از شخصیت های اصلی به ایفای نقش پرداخت. داستان این عروسک کاموایی که در Unravel حضور دارد از اینجا آغاز میشود که یک پیرزن مسن که در خانه ی خود تنها زندگی میکند، یکی از سرگرمی های آن بافتن لوازم کاموایی میباشد. در ابتدای بازی وقتی که پیرزن سبد کاموا های خود را برمیدارد و به نقد و بررسی Unravel Two سمت طبقه ی بالای خانه ی خود راه میوفت، یک توپ از کاموای قرمز رنگ آن از سبد میوفتد و پس از آن عروسک کاموایی متولد میشود. این عروسک پس از ایجاد شدن، داستان خود را دنیای جدیدش آغاز میکند. او پس از اینکه خودش را پیدا میکند از خانه ی پیرزن خارج شده و وارد طبیعت میشود و این آغاز ماجراجویی عروسک قرمز رنگ میباشد. این بازی به صورت کلی از ساختار جالبی برخوردار بوده و در جریان گیم پلی خود از حالت Puzzle نیز استفاده میکند. اما منظور از حالت Puzzle این بازی بدان معنا نیست که بازیکن باید در حین انجام گیم پلی به حل معما های سخت و وقت گیری بپردازد، بلکه صرفاً فقط چالش هایی در پیش روی بازیکن قرار میگیرد که با کمی دقت میتوان آن را پشت سر گذاشت. یکی معایب سری اول این بازی پایین بودن زمان گیم پلی آن میباشد، متاسفانه داستان Unravel علی رغم سادگی خیلی زود به پایان نقد و بررسی Unravel Two میرسد. اگر بازیکن بتواند وقت مفیدی را در جریان بازی بگذارد میتواند نهایتاً بین 3 تا 4 ساعت بازی را به پایان برساند.

Unravel Two

تاکنون مقدماتی را در رابطه با سری بازی های Unravel به استحضار رساندیم، اینکه بازی چگونه آغاز میشود، از چه داستانی برخوردار میباشد و ساختار آن به چه شکل میباشد و اینکه شخصیت اصلی آن از کجا می آید. به طور کلی سری اول Unravel که در سال 2016 منتشر شد توانست توجه کاربران بسیاری را به خود جلب کند، این بازی برای بازیکنانی که به سبک Side Scrolling علاقمندند میتواند عنوان جالب توجهی باشد. به گونه ای که میتوان گفت این بازی یکی از بهترین عناوین حاضر در قالب سبک خودش میباشد. سازندگان این بازی وقتی که با استقبال مطلوب کاربران مواجه شدند، شروع به ساخت عنوان دوم این بازی کردند که Unravel 2 نام دارد. این بازی برای اولین بار در رویداد E3 2018 شرکت EA معرفی شد. خوشبختانه این بازی نسبت به سری گذشته ی خود از بازه ی زمانی بیشتری در روند گیم پلی بازی استفاده کرده است، به گونه ای که بتواند بازیکن را نسبت به تجربه ی این بازی ارضا نماید. این بازی به صورت کلی از 7 قسمت مختلف بهره مند میباشد که هر یک از مراحل آن از مدت زمان گیم پلی قابل قبولی برخوردار هستند. علاوه بر مراحل اصلی، این بازی از مراحل جانبی هم استفاده میکند تا کسانی که به این عنوان علاقمندند بتوانند گیم پلی بیشتری را در این بازی صرف کنند.

Unravel Two Characters
Unravel Two Characters

داستان بازی

سری بازی های Unravel خصوصاً Unravel 2 که بحث اصلی ماست، به صورت داستان محور پیاده سازی نشده است. جالب است بدانید که از ابتدا تا پایان آن هیچگونه دیالوگی شنیده نمیشود. Unravel 2 بیشتر در قالب گیم پلی پیاده سازی شده و از موضوع داستانی آنچنانی بهره مند نیست و با وجود اینکه هیچگونه دیالوگی در بازی وجود ندارد اما موضوعات بسیار جالب و آموزنده ای در آن رقم میخورد که بسیار بحث برانگیز است. این بازی در ابتدا عروسک کاموایی قرمز رنگ را در یک قایق مسافرتی به نمایش میگذارد که این قایق نقد و بررسی Unravel Two مسافرتی در طول مسیر دچار صانحه ی طوفان شده و در این تلاطم عروسک قرمز رنگ از قایق به بیرون پرت میشود. پس از مدتی عروسک خود را در مجاورت ساحل پیدا میکند که اوضاع دریا آرام گرفته اما دیگر از قایق مسافرتی خبری نیست. او در میابد که باید خود را برای سفری طولانی آمده کند؛ سپس متوجه میشود که در جریان این سفر تنها نیست و یک عروسک کاموایی دیگر، اینبار در رنگ آبی به او ملحق شده و او را در ادامه ی مسیر همراهی میکند. پس از آشنایی 2 عروسک، این دو نخ های کاموایی که ساختار اصلی آنهاست به یکدیگر گره میزنند تا هیچ چیزی نتواند موجب فاصله ی بین این 2 عروسک گردد و آنها را از هم جدا کند. در ابتدای داستان وقتی بازیکن قسمت اول بازی را دنبال میکند، در دل طبیعت به جریان بازی میپردازد و هر چه جلوتر میرود شاهد علاقمند شدن این دو عروسک به همدیگر میشود. شاید عجیب بنظر برسد اما هر چه که بیشتر به ساختار موضوعی بازی فرو میروید، متوجه ابراز علاقه ی این دو عروسک میشوید و اینکه چقدر خالصانه با کمک یکدیگر چالش های پیش رو را پشت سر میگذارند. پس از پشت سر گذاشتن قسمت اول داستان بازی، عروسک ها یواش یواش وارد یک شهر میشوند. پس از ورود آنها به شهر، این دو عروسک قرمز و آبی رنگ به یک دختر نوجوان میرسند و با او همراه میشوند. دخترک نوجوان در ادامه یکی از دوستان پسرش را با خود همراه میکند و به اتفاق یکدیگر به ماجراجویی های مختلفی میپردازند. در مجاورت دختر و پسر نوجوان، عروسک های قرمز و آبی رنگ حضور دارند که گاهاً در بعضی چالش ها، دوستان نوجوان خود را یاری میکنند. این دختر و پسر در قالب هاله ای از نور وجود دارند و ظاهراً عروسک ها نمیتوانند شمایل واضح آنها را به صورت کامل مشاهده نمایند، از سوی دیگر نوجوانان نیز نمیتوانند حضور عروسک ها را تشخیص دهند. به صورت کلی وقتی بازیکن در جریان بازی حضور دارد، کمابیش شاهد بازیگوشی های این دختر و پسر نوجوان میباشد. به گونه ای میتوان گفت که عروسک های کاموایی قرمز و آبی با نوجوانان یک مسیر را پیمایش میکنند. عروسک ها پس از پشت سر گذاشتن قسمت اول داستان، وارد موقعیت مکانی فانوس دریایی (Lighthouse) میشوند که ادامه ی قسمت ها از طریق همین فانوس دریایی رقم میخورد؛ یعنی آغاز هر قسمت از همین فانوس دریایی و پایان هر قسمت نیز در همان اتفاق میوفتد. فانوس دریایی دارای چند طبقه میباشد که هر طبقه قسمت های مختلفی از مراحل را در خود جای میدهد. این فانوس دریایی به گونه ای متروکه میباشد و کسی در آن حضور ندارد، همچنین شمار بسیاری از وسایل آن را خاک گرفته و فرسوده شده اند. در طبقات مختلف فانوس دریایی نقاشی های خاک گرفته و کدری وجود دارد که پس از اتمام هر مرحله و انجام یک سری امور خاص در مراحل، موجب میشود که این نقاشی رنگ و لعاب جدیدی به خود بگیرد که هر کدام از آنها تصاویر زیبایی را به نمایش میکشند. دختر و پسر نوجوانی که در این بازی حضور دارند و در رابطه با آنها صحبت شد، گاهاً دست به بازیگوشی های خطرناک و دردسر سازی میزنند. به عنوان مثال در قسمت پنجم این بازی آنها به یک موقعیت مکانی ممنوعه ای که بیشتر به یک شرکت پتروشیمی یا مشابه آن میباشد وارد میشوند و پس از ورود یکی از این دو نوجوان توسط نگهبان این شرکت دستگیر میشود. عروسک ها که همواره با این نوجوانان هم مسیر هستند نقد و بررسی Unravel Two و به اتفاق یکدیگر به ماجراجویی میپردازند نیز وارد این قضیه میشوند و برای رهایی این نوجوان دستگیر شده دست به کار میشوند. در گیم پلی این قسمت ماجرا، عروسک ها به خطرناک ترین شکل ممکن با چالش های بسیار سختی دست و پنجه نرم میکنند و وارد تاسیسات این شرکت میشوند، جایی که چالش های آن اکثراً در قالب آتش و سایر مواد مشتعل میباشد. چالشی در قالب آتش که میتواند اصلی ترین خطر برای یک عروسک کاموایی محسوب شود و بلافاصله او را تبدیل به خاکستر کند. در واقع این دو عروسک با نوجوانانی پیوند دوستی بسته اند که با وجود اینکه نوجوانان قادر به دیدن آنها نیستند، اما در پشت پرده ی قضیه جانشان را به خاطر دوستانشان به خطر می اندازند. این فداکاری از سوی دو عروسک میتواند بسیار آموزنده و در عین حال تحسین برانگیز باشد. در پایان، این فداکاری عروسک ها به ثمر میرسد و آنها پس از وارد شدن به اصلی ترین قسمت استراتژیک تاسیسات این شرکت، و با دست کاری دستگاه هایی که در این بخش وجود دارد، تاسیسات شرکت را وارد وضعیت قرمز میکنند و همین امر موجب میشود که نوجوان دستگیر شده بتواند از این بند رهایی یابد. قطعاً روح این نوجوان از این قضیه خبر ندارد که تنها 2 عروسک به خطرناک ترین شکل ممکن ریسک این کار را پذیرفتند و به عنوان دو قهرمان، نوجوان را از این وضعیت نجات دادند. شیطنت های دختر و پسر نوجوان فقط به یک شرکت پتروشیمی ختم نمیشود، در امتداد داستان این دو نوجوان وارد جنگل میشوند و خراب کاری های آنان در این موقعیت مکانی نیز ادامه دارد. خسارت هایی که عروسک های کاموایی به شرکت پتروشیمی وارد کردند قابل ملاحظه است، اما آنها مجبور بودند برای نجات دوستان نوجوانشان این کار را انجام دهند، اما دردسری که در جنگل به واسطه ی دختر و پسر نوجوان ایجاد شد مهار شدنی نیست و دیگر از دست عروسک ها نیز کاری ساخته نیست، و همچنین نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. متاسفانه شیطنت های این دو نوجوان باعث به آتش کشیده شدن جنگل شد، به گونه ای که هرچه در جریان گیم پلی پیش میرویم این آتش همچنان به سوزاندن جنگل ادامه میدهد. در امتداد قضیه، آتش به یک اسطبل اسب میرسد که همواره در حال سوخت است. در این قسمت از دست نوجوانان کاری ساخته نیست و باز هم قهرمانان اصلی داستان یعنی عروسک های قرمز و آبی رنگ کاموایی وارد عمل میشوند و باز هم به دست و پنجه نرم کردن با آتش، اسب هایی که در اسطبل هستند را آزاد میکنند تا از آتش نجات یابند. جالب قضیه اینجاست که با وجود دردسر های پی در پی که دختر و پسر نوجوان ایجاد میکنند و در کنار آن عروسک ها نیز همواره در جهت بهبود وضعیت بحرانی تلاش میکنند، اما باز هم عروسک ها دوستان خود را رها نمیکنند و همچنان با آنها همگام هستند. در پایان داستان بازی که آخرین مرحله ی آن در بالا ترین طبقه ی فانوس دریایی اتفاق میوفتد، پس از به پایان رسیدن مرحله چند عروسک کاموایی دیگر دیده میشود که در رنگ های مختلف در کنار عروسک های قرمز و آبی رنگ حضور دارند. آنها با دست به دست کردن شئ نورانی و فرستادن آن به مرکز چراغ فانوس، موجب روشن شدن آن میشوند و پس از آن فانوس برای همیشه نقد و بررسی Unravel Two در کنار دریا روشن می ماند و در همین قسمت، داستان Unravel 2 به پایان میرسد. همانطور که پیشتر گفته شد، در این بازی هیچگونه دیالوگی رد و بدل نمیشود، اما نکات آموزنده ی بسیاری در بازی وجود دارد که کاملاً تحسین برانگیز است. در واقع نویسنده ی داستان با خلاقیت خودش پیام بازی را در قالب عمل، و بدون هیچگونه سخنی بیان کرده است. در این بازی اتحاد و کار تیمی موج میزند، اینکه 2 عروسک چگونه یکدیگر را تکمیل میکنند و در کنار هم معنا پیدا میکنند. اینکه وقتی در کنار هم حضور دارند هیچگونه چالشی جلودار آنها نیست و این دو باهم میتوانند در عین کوچک بودن کار های بزرگی انجام دهند. اینکه 2 عروسک پس از یافتن یکدیگر که در واقع همزاد هم محسوب میشوند، بلافاصله با پیوند زدن نخ های کنفی خودشان به یکدیگر متصل میشوند و این اتصال در واقع همان وصلت بین آنهاست. احساساتی که بین این دو عروسک دیده میشود واقعاً جالب توجه است؛ این دو با به آغوش کشیدن یکدیگر به هم ابراز علاقه میکنند و پس از پشت سر گذاشتن چالش های سخت خوشحالی خود را بروز داده و با یکدیگر به اشتراک میگذارند. در جریان بازی برای اینکه بازیکن جدا جدا عروسک ها را حرکت ندهد، این دو قادرند تا به یکدیگر گره بخورند و 2 عروسک را تبدیل به یک عروسک بکنند.

Unravel Two Story
Unravel Two Story

گیم پلی

همانطور که گفته شد Unravel 2 در سبک Side Scrolling به صورت 3 بعدی ساخته شده است، و یکی دیگر از ساختار های اصلی آن در سبک ماجراجویی میباشد که در این خصوص نیز خیلی خوب طراحی شده است. همچنین این بازی از حالت Puzzle هم برخوردار میباشد که در قسمت های مختلفی از جریان گیم پلی وجود دارد، همچنین در این خصوص لازم به ذکر است که این بازی در جریان گیم پلی از محیط های متنوعی استفاده کرده است در بخش داستانی اشاره ی مختصری به آن صورت گرفت.

طبیعت بازی

طبیعت بازی در قسمت های جنگلی، ناحیه شهری و صنعتی دنبال میشود و برای هر یک از طبیعت های ذکر شده چالش ها و جریان گیم پلی خاصی تدارک دیده شده است که این روند موجب تنوع در بازی میشود. خوشبختانه سازندگان در طراحی محیط بازی وقت زیادی صرف کرده اند تا بتوانند به بهترین شکل ممکن حالت ماجراجویی بازی را حفظ کنند. در تمامی مراحل Unravel 2 میتوان حساسیت محیطی که در بازی وجود دارد را لمس کرد. در خصوص طبیعت جنگلی که عروسک ها از آن عبور میکنند، ساختار درخت ها نور پردازی طبیعی و نحوه ی چیدمان جزئیات طبیعت در کنار هم به شکل قابل تحسینی پیاده سازی شده است. همچنین در مجاورت آن صداگذاری بسیار عالی وجود دارد که به ریز جزئیات این قضیه نیز پرداخته شده است. به گونه ای که در بعضی مواقع سازندگان صدای محیط را طوری طراحی کرده اند که انگار بازیکن نقد و بررسی Unravel Two این صدا ها را از طریق شنوایی عروسک ها دریافت میکند. در این خصوص میتوان به رفت و آمد ماشین ها در مراحلی که عروسک ها در نواحی شهری حضور دارند اشاره کرد. در ارتباط با امکاناتی که گاهاً به صورت چالش پیش پای عروسک ها قرار میگیرد نیز این قضیه دیده میشود، جدای از مراحلی که در طبیعت جنگلی دنبال میشود، موقعیت های مکانی هستند که در قالب نواحی شهری و تاسیسات کارخانه ای قرار دارند. سازندگان در طراحی امکانات موجود در این نواحی خیلی کم از اشیاء تکراری استفاده کردند، یعنی بازیکن در حین پیشروی در بازی تنوع بسیاری در اشیاء موجود در جریان گیم پلی مشاهده میکند.

Unravel Two Gameplay
Unravel Two Gameplay

ساختار بازی

اصلی ترین امکانی که برای عروسک ها جهت جا به جایی و پشت سر گذاشتن چالش ها وجود دارد نخ کاموایی آنها میباشد. در قسمت های مختلفی که بازیکن باید پس از رسیدن به آنها واکنش فیزیکی نشان دهد گره ای وجود دارد که این گره از ترکیب رنگ های آبی و قرمز تشکیل شده است. این گره ها علامتی هستند برای بازیکن تا به او بفهمانند که در این قسمت باید عملکردی صورت بگیرد. همچنین عملکرد های مختلفی از سوی عروسک ها توسط این گره ها انجام میشود که میتوان به تاب خوردن، بالا رفتن و پایین آمدن، کشیدن، ایجاد کردن پل بین 2 گره که گاهاً به منظور پرتاب نیز از آنها استفاده میشود اشاره کرد. همانطور که در قسمت پایانی داستان بازی گفته شد: عروسک ها میتوانند نقد و بررسی Unravel Two از یکدیگر جدا شوند و یا میتوانند با هم ادغام شوند؛ اما نخ کنفی که بین آنهاست اجازه جدایی کامل از یکدیگر را به آنها نمیدهد. در جریان بازی صحنه های بسیاری دیده میشود که عروسک ها باید بدون وجود داشتن گره خاصی چالشی را پشت سر بگذارند. برای پشت سر گذاشتن این قضیه عروسک ها باید از یکدیگر جدا شوند، و یکی از آنها در نقش همان گره حاضر شود و دیگری به موضوع اصلی بپردازد، و پس از پشت سر گذاشتن آن مجدداً به واسطه ی نخ کنفی بین آنها به هم متصل گردند. Unravel 2 به گونه ای ساخته شده است که کنترل نقش بسیار موثری در جریان گیم پلی ایفا میکند. چالش های بسیاری در این بازی وجود دارد که اصلی ترین عمل بازیکن حفظ و استفاده ی درست از کنترل میباشد. در این خصوص گسترش دهندگان بازی کنترل Unravel 2 را به شکل انعطاف پذیری طراحی کرده اند که از حساسیت قابل توجهی برخوردار میباشد. گاهاً در گیم پلی بازی پیش می آید که بازیکن باید خیلی ریز بینانه عمل کند که این قضیه دستخوش کنترل بهینه ای میباشد که بر روی این بازی تعبیه شده است. یکی از مهمترین مسائلی که بازیکن در حین بازی در این عنوان باید رعایت کند تمرکز میباشد. قسمت های مختلفی در این بازی وجود دارد که بیشتر از قسمت 3 به بعد اتفاق میوفتد که بازیکن باید در حین بازی تمرکز خود را حفظ نماید. تمرکز در این قسمت ها حیاتی ترین شرایطی است که بازیکن باید رعایت کند و اگر چنین نباشد موفق به پشت سر گذاشتن چالش مورد نظر نخواهد بود. برای بازیکن در Unravel 2 دشمن خاصی وجود نقد و بررسی Unravel Two ندارد، اما در بعضی مواقع شئ آتشینی در بازی دیده میشود که در کثری از مواقع عروسک ها را دنبال میکنند تا آنها را بسوزانند. این شئ های آتشین قالباً مسافت بسیاری را جهت سوزاندن عروسک ها دنبال نمیکنند. در تعدادی از مراحل این بازی حیواناتی وجود دارند که در قالب دشمن بازیکن ظاهر میشوند. هیچگونه عملی جهت نابودی آنها صورت نمیگیرد بلکه بازیکن باید فقط از دست آنها فرار کند. از جمله این حیوانات میتوان به یک نمونه پرنده ی دونده و یک ماهی اشاره کرد که دنبال کردن آنها بخش قابل توجهی از گیم پلی آن قسمت را به خود اختصاص میدهد. یکی از قابلیت هایی که در حین دنبال کردن شئ آتشین و حیوانات صورت میگیرد هیجانی میباشد که در چنین قسمت هایی به بازیکن تحمیل میشود. گاهاً دنبال کردن آنها حسی از هیجان و دلهره را به بازیکن وارد میکند که هر لحظه میتواند با کوچکترین اشتباهی منجر به شکست شود. یکی از خصوصیات مثبت این بازی که پس از شکست بازیکن اتفاق میوفتد چنین میباشد که عروسک ها در چند قدمی همان چالش Spawn میشوند. این یعنی بازیکن مجبور نیست که تا رسیدن چالش مورد نظر مسافت نسبتاً طولانی را پیمایش کند که آیا بتواند از آن چالش عبور کند و یا دوباره شکست میخورد. چالش هایی که در این بازی وجود دارد به 2 بخش تقسیم میشود.

  • چالش هایی که ذهن بازیکن را درگیر میکند که مربوط به بخش Puzzle بازی میباشد.
  • چالش هایی که مستقیماً به سرعت عمل بازیکن و یا حفظ تمرکز آن برمیگردد.

متاسفانه در قسمت های انگشت شماری از گیم پلی بازی این دو مورد از چالش های ذکر شده واقعاً بازیکن را عصبی میکند. گاهاً پیش می آید که وقتی بازیکن به این چالش ها میرسد نا امید میشود که بتواند آن را پشت سر بگذارد. بعضی از آنها از لحاظ Puzzle واقعاً سخت و معمایی هستند که این روند برای یک بازی فانتزی چندان جالب نیست، خصوصاً اگر رده بندی سنی آن 7+ باشد. یکی از مهمترین و بهترین قابلیت هایی که در Unravel 2 وجود دارد موسیقی متن بازی میباشد. در این بازی موسیقی های بسیار زیبایی پخش میشود که اکثراً درسبک ساده و آرامش بخشی ساخته شده اند. این موسیقی ها به بازیکن کمک میکند که در آرامش بازی کند، که این روند برای چنین عنوانی در قالب نقد و بررسی Unravel Two فانتزی میتواند بسیار موثر واقع شود. از سوی دیگر موسیقی بازی با گیم پلی آن همگام است، به گونه ای که جریان بازی با ریتم موسیقی متن پیش میرود. این بازی بر خلاف نسخه اول آن یعنی Unravel که در سال 2016 منتشر شد از بازه ی زمانی بیشتری در گیم پلی خود استفاده کرده است، اما بیشتر بودن بازه زمانی آن چندان چشم گیر نیست و همانقدری که بازیکن در جریان گیم پلی وقت بیشتری صرف میکند فقط بخاطر فکری بودن و سخت تر بودن چالش های آن میباشد که آن هم برای یک بازیکن حرفه ای چندان وقت گیر نیست. در این بازی یک شئ نورانی کوچکی وجود دارد که همراه و راهنمای دو عروسک کاموایی میباشد. این شئ نورانی گاهاً بر اثر یک سری حوادث از بین میرود که پس از نابودی او عروسک ها باردیگر آن را به واسطه ی انجام یک سری اعمال خاص متولد میکنند. این شئ نورانی علاوه بر اینکه راه را مشخص میکند و منتظر میشود که بازیکن از چالش مورد نظر عبور کند، پیش می آید که با حرکت خود شیوه ی پشت سر گذاشتن از چالش را نیز به بازیکن نشان میدهد. یعنی بازیکن اگر درگیر چالش خاصی شد، میتواند به راهنمایی این شئ نورانی اتکا کند.

Unravel Two Gameplay-2
Unravel Two Gameplay-2

انتقاداتی از Unravel Two

در بخشی از گیم پلی بازی که در قسمت آخر آن اتفاق میوفتد، 2 عروسک راه سدی را باز میکنند که منجر به جاری شدن آب میشود. در این قسمت بازی برای اولین بار عروسک ها از قابلیت دو پرش (Double Jump) استفاده میکنند. این اتفاق در حالتی افتاده است که بازی در قسمت 7 ام یعنی قسمت پایانی آن دنبال میشود. اگر قرار بر استفاده از دو پرش در گیم پلی بازی بود، باید کمی پیش تر بدان پرداخته میشد، نه در قسمت پایانی بازی که آن هم در بخش دوم قسمت پایانی اتفاق افتاده است. جدا از این بحث، در گیم پلی این بازی دیده شده است که در هنگام جاری شدن آب در رودخانه، عروسک ها در آب به جای سنگ های رودخانه ای روند 2 پرش را انجام میدهند، علاوه بر آن در جریان گیم پلی این قسمت که در رودخانه دنبال میشود اشیاء آتشین دیده شده است، از لحاظ طبیعی چندان منطقی بنظر نمیرسد که در آب آتش دیده شود!. عروسک های کاموایی جهت بالا رفتن از قسمتی، نخ های خود را در یک موقعیت مشخص قلاب میکردند که بیشتر در قالب نخ های گره خورده در گیم پلی بازی دیده میشود که به قسمتی وصل شده اند. اینکه نخ ها به قسمتی گره خورده اند و عروسک ها با متصل کردن نخ هایشان به آن گره خودشان را بالا نقد و بررسی Unravel Two بکشند امری طبیعیست، اما در قسمت پایانی این بازی دیده شده است که نه قلابی وجود دارد و نه نخی، بلکه عروسک ها در واقع نخ های خود را به هوا گره میزنند تا از مسیری عبور نمایند. در گیم پلی این بازی وقتی عروسک ها بنا به هر دلیلی داخل آب میوفتادند، امکان پرش برای آنها وجود نداشت مگر آنکه به لبه ی جایی برسند؛ اما باز هم در قسمت پایانی این بازی دیده شده است که بدون وجود لبه ی جسم فیزیکی عروسک ها قادرند از داخل آب تا مسافت قابل توجهی را بپرند!. رده بندی سنی در Unravel 2 برای اشخاص 7 سال به بالا توصیه شده است. اینکه این بازی از صحنه های خشونت آمیز استفاده نمیکند، از تم های جنسی برخوردار نیست، از ساختار فانتزی بهره مند میباشد، از موسیقی متن ملایمی استفاده میکند و اثری از مواد مخدر مختلف و مشروبات الکلی نیست میتواند واجد شرایط این رده بندی سنی باشد؛ اما متاسفانه در بخش های مختلفی از گیم پلی این بازی میتوان گفت که به معنای واقعی کلمه از قالب Hard Core استفاده شده است. یعنی بعضی قسمت ها به اندازه ای سخت میباشد که قطعاً یک کودک 7 ساله از پس آن برنمیاید و اگر هم براید باید زمان طولانی را صرف آن کند. همانطور که در مقدمه ی این نوشته گفته شد: زمانبندی گیم پلی سری اول Unravel خیلی زود به پایان میرسد؛ یعنی اگر یک بازیکن حرفه ای این بازی را تجربه کند به مفید ترین شکل ممکن میتواند در طی بازه ی زمانی 3 ساعت و نیم الی 4 ساعت این بازی را به پایان برساند. با وجود اینکه زمان بیشتری برای ساختار گیم پلی عنوان دوم این بازی یعنی Unravel 2 شده است، اما انتظار میرفت که مدت زمان گیم پلی بازی خیلی بیشتر از عنوان اول آن باشد که متاسفانه اینگونه نبود.

Unravel Two Gameplay-3
Unravel Two Gameplay-3

سخن پایانی

به صورت کلی Unravel 2 عنوان تجربه برانگیزی میباشد که به شدت برای علاقمندان به سری بازی های سبک Side Scrolling و Puzzle توصیه میشود. از سوی دیگر چون این بازی از خشونت خاصی برخوردار نیست میتواند جدا از بحث سختی گیم پلی برای اشخاصی که در سنین پایین هستند یک بازی سرگرم کننده و عالی محسوب شود. همانطور که گفته شد Unravel 2 از موضوع داستان خاصی برخوردار نیست که بازیکن بخواهد آن را دنبال کند، اما در مجاورت آن نکات بسیار آموزنده ای در قالب همکاری و کار تیمی در گیم پلی این بازی دیده میشود که میتواند بازیکن را تحت تاثیر قرار دهد. این بازی توسط گسترش دهندگان تیم ColdWood Interactive ساخته شده و به واسطه ی شرکت EA وارد بازار شده است. تاریخ انتشار این بازی به 9 ژوئن 2018 برابر با 29 خرداد ماه 1397 باز میگردد و برای پلتفرم های PS4، Microsoft Windows، Xbox One و Nintendo Switch پیاده سازی شده است.

دسته‌ها
پلتفرم ها رایانه شخصی قابل حمل نینتندو

My Friend Pedro یکی از پرطرفدارترین بازی های اخیر

دوست من پدرو (My Friend Pedro)، یکی از عناوین دوست داشتنی، هیجان انگیز و تجربه برانگیز در سبک اکشن Side Scrolling که از زاویه دوربین 2 بعدی برخوردار میباشد و برای اولین بار در رویداد E3 2019 شرکت Devolver Digital در رابطه با آن صحبت شد. این بازی که سبک اصلی آن اکشن Shooting میباشد، نحوه ی کشتار در درون آن به شکل سریعی اتفاق میوفتد که یکی از جنبه های هیجان انگیز این بازی محسوب میشود. براساس گیم پلی های دیده شده از این بازی، My Friend Pedro به گونه ای از گیم پلی سریعی برخوردار میباشد که به منظور کنترل آن حالت Slow Motion (تصویر آهسته) قرار داده اند؛ به گونه ای که حالت تصویر آهسته یکی از اصلی ترین خصوصیات بازی در این عنوان محسوب میشود و بسیار از سوی بازیکن مورد استفاده قرار میگیرد. دوست من پدرو به علت بهره وری از حالت 2 بعدی در زاویه ی دوربین آن و برخوردار از سبک اکشن Shooting، نحوه ی نشانه گیری خاص خود را در جریان بازی قرار داده است. نحوه ی نشانه گیری به گونه ای میباشد که اگر بازیکن به هدف مشخصی که در نقطه ی مورد نظر وجود دارد شلیک کند، امکان برخورد گلوله در حین پرتاب شدن به شخص دیگری وجود دارد که جلوتر از هدف مورد نظر قرار گرفته است. برای این بازی مکانیک خاصی در نظر گرفته شده است؛ به گونه ای که بازیکن میتواند در انعطاف پذیر ترین شکل ممکن از شخصیت اصلی استفاده کند. لازم به ذکر است که شخصیت اصلی این بازی از حرکات آکروباتیک متنوعی استفاده میکند که به جنبه ی هیجانی بازی افزوده است. میتوان گفت انعطاف پذیری که شخصیت اصلی در این بازی اجرا میکند، خیلی کم در سایر بازی های ویدئویی دیده شده است. به زبان ساده تر میتوان گفت که اگر گیم پلی My Friend Pedro را مشاهده کنید، در بیشتر مواقع شخصیت اصلی را در حال پشتک زدن خواهید دید. این بازی از تنوع آنچنانی در زمینه ی استفاده از سلاح های مختلف برخوردار نیست، اما یکی از مزایای آن چنین میباشد که اسلحه کلت کمری آن از میزان فشنگ بینهایت استفاده میکند، هرچند که خیلی کم پیش می آید که در خصوص استفاده از سلاح های محدود شاهد به پایان رسیدن مهمات باشید. همچنین سرعت بارگذاری مهمات برای همه ی سلاح ها در این بازی خصوصاً Shotgun سریع تر از سایر بازی ها اتفاق میوفتد. در رابطه با بینهایت بودن میزان تیر اسلحه کلت کمری نیز میتوان گفت که سازندگان در این خصوص تدبیر خوبی اندیشیده اند، چرا که این بازی از گیم پلی پر زد و خوردی برخوردار میباشد که این قضیه میتواند خیال بازیکن را از نظر مهمات کمی راحت تر کند.

My Friend Pedro Gameplay
My Friend Pedro Gameplay

در خصوص توصیف گیم پلی دوست من پدرو میتوان افزود که این بازی گاهاً از مبارزات فیزیکی هم بهره مند میباشد، اما این مبارزات به صورت حرفه ای پیاده سازی نشده و صرفاً فقط به منظور از بین بردن دشمان از فاصله ی نزدیک طراحی شده است. این بازی در سبک Side Scrolling علاوه بر برخورداری از حالت های Shooting، از صحنه های پارکورینگ با کیفیتی در نوع خود استفاده کرده است. My Friend Pedro از تاریخ 20 ژوئن 2019 برابر با 30 خرداد 1398 برای پلتفرم های Microsoft Windows و Nintendo Switch در دسترس قرار گرفته و جزء یکی از سرگرم کننده ترین بازی های اخیر از دیدگاه بازیکنان آن محسوب میشود.

دسته‌ها
پلتفرم ها قابل حمل نینتندو

Yoshi’s Crafted World منتشر شد | این بازی فقط مختص پلتفرم Nintendo میباشد

جدید ترین عنوان سری بازی های Yoshi در دسترس قرار گرفت. این بازی مختص پلتفرم Nintendo Switch بوده و سری های قبلی آن مثل New Island در سال 2014 و Woolly World در سال 2015 نیز Yoshi’s Crafted World منتشر شد فقط برای این پلتفرم منتشر شدند. به تازگی جدیدترین عنوان این بازی به نام Yoshi’s Crafted World عرضه شده است، این بازی برای اولین بار در نمایشگاه E3 2017 پرده برداری شده بود و قرار بر این بود که کاربران پلتفرم Nintendo بتوانند تا پایان سال 2018 سری جدید این بازی را تجربه کنند، اما انتشار Yoshi’s Crafted World با تاخیر مواجه شد و زمان آن به 29 مارس 2019 موکول شد که در حال حاضر در دسترس میباشد. گیم پلی این بازی شمایلی مانند بازی های 2 بعدی Yoshi’s Crafted World منتشر شد دارد، اما به صورت 3 بعدی پیاده سازی شده و سبک اصلی آن Side Scrolling میباشد که شیوه ی حرکت و محیط آن در بازی به گونه ای است که در یک راستا از محیط انجام میپذیرد. این بازی از ساختاری فانتزی برخوردار میباشد و درصد خشونت در آن صفر است. گیم پلی Yoshi’s Crafted World از حالت های Single Player و Multiplayer برخوردار بوده و به صورت CO-OP نیز انجام میشود و میزان حداکثر بازیکن در این حالت به 2 نفر میرسد؛ لازم به ذکر است که کار Yoshi’s Crafted World منتشر شد تیمی در حالت CO-OP نقش بسزایی را در جریان گیم پلی ایفا میکند. شخصیت اصلی این بازی در آخرین عنوان Super Smash Bros نیز حضور داشته است، همچنین این بازی جدا از ساختار ساده ی خود، به شکلی سرگرم کننده طراحی شده و از جزئیات قابل توجهی برخوردار میباشد، به طوری که میتواند هیجان خاص خود را در اجرای بازی به جریان بیاندازد. بر اساس دمو های دیده شده از این بازی، گیم پلی Yoshi’s Crafted World بسیار تجربه برانگیز میباشد و میتواند هر بازیکنی را به سوی خود جذب کند. این بازی توسط شرکت Good Feel ساخته شده و فقط برای پلتفرم Nintendo Switch در دسترس قرار گرفته است.