بایگانی دسته: اختصاصی گیمرپا

اختصاصی گیمرپا

مقاله عمدتاً به نثری با موضوعات غیر تخیلی گفته می‌شود که بخش مستقلی از یک کتاب، روزنامه، مجله و غیره را تشکیل می‌دهد. مقاله معمولاً نوشته‌ای است مربوط به یک موضوع ویژه. ارکان مقاله‌نویسی وحدت موضوع: مقاله باید حول یک موضوع مشخص نوشته شود. نباید مرتب از این شاخه به آن شاخه پرید و خواننده را در میان داده‌های متفاوت و بی‌ربط سرگردان کرد. وحدت زمان: نویسنده باید زمان مقاله را از ابتدا تا به انتها ثابت نگاه دارد. اگر قرار است رویدادی در دوران حاضر بررسی شود نباید در میانه‌ی مقاله به بررسی جوانب همان موضوع در عصر قاجار پرداخت. دقت شود این امر تناقضی با آوردن مقایسه‌های تاریخی ندارد. وحدت مکان: مکان مقاله نیز باید ثابت نگاه داشته باشد. اگر مقاله درباره‌ی پدیده‌ای در ایران نوشته می‌شود نباید در پایان، سر از تحلیل همان موضوع در شیلی درآوریم! انسجام: یکپارچگی مهم‌ترین ویژگی هر مقاله است که به‌تمامی بخش‌های یک نوشتار بازمی‌گردد. کلمات و جملات در یک مقاله درست مانند حلقه‌های زنجیر به یکدیگر بسته‌اند. نویسنده باید باهنر نویسندگی و قدرت استدلال خود، موضوع را بپروراند و خواننده را به نتیجه‌ی دلخواه برساند.

اختصاصی گیمرپا

نقد و بررسی Batman Arkham Knight

نقد و بررسی Batman Arkham Knight

Batman از جمله قهرمان های بسیار دوست داشتنی میباشد که سال های بسیاری است که از آن داستان ها، فیلم های نقد و بررسی Batman Arkham Knight سینمایی، انیمیشن ها و بازی های ویدئویی متنوعی میبینیم. Batman در سرتاسر دنیا طرفداران بسیاری دارد و امروزه کمتر کسی وجود دارد که اسم این شخصیت دوست داشتنی را نشنیده باشد. Batman برای اولین بار در سال 1940 میلادی (80 سال پیش) توسط شخصی به نام باب کین (Bob Kane) وارد دنیای قهرمانان شد. از آن پس سریال های انیمیشنی بسیاری از این شخصیت دیده شد که بسیار از سوی مخاطبان آن که اغلب کودکان بودند مورد توجه قرار گرفت. به مرور زمان فیلم های سینمایی و بازی های ویدئویی متعددی از این قهرمان دوست نقد و بررسی Batman Arkham Knight داشتنی عرضه شد. بازی های ویدئویی که عناوین بتمن را یدک میکشند و بحث اصلی مارا ترتیب میدهند به واسطه ی ناشر های مختلف، با ساختار های مختلفی عرضه میشوند. این سری بازی ها برای اولین بار در سال 2009 وارد بازار شد که اولین عنوان آن Batman – Arkham Asylum نام داشت. پس از آن 2 بازی دیگر از همین سری بازی ها در دسترس قرار گرفت که Arkham City و Arkham Origins نام داشتند. پس نقد و بررسی Batman Arkham Knight از آن آخرین عنوانی که از این سری بازی ها تاکنون منتشر شده، موضوع بحث امروز ما یعنی Batman Arkham Knight نام دارد.

اثر هنری برای Batman Arkham Knight
اثر هنری برای Batman Arkham Knight

نقد و بررسی Batman Arkham Knight

مقدمه

این بازی حول محور شخصیت بتمن دنبال میشود. Batman Arkham Knight را میتوان به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم کرد. میتوان گفت هر دوی این بخش ها از گستردگی خاص خود برخوردار هستند با این تفاوت که داستان قابل ملاحظه تری در بخش اصلی داستان یا همان بخش داستانی در نظر گرفته شده است. در مجاورت آن، شخصیت های قابل توجهی در بخش فرعی بازی به ایفای نقش پرداخته اند. به عنوان مثال در بخش اصلی یا همان داستانی بازی، جدا از بتمن، شخصیت هایی مثل رابین میتوانند به عنوان شخصیت اصلی به ایفای نقش بپردازند. اما در کنار آن، در قسمت فرعی داستان، علاوه بر رابین شخصیت هایی مثل زن گربه ای و Nightwing در جریان بازی به عنوان قهرمانانی از داستان حضور دارند. در داستان اصلی بازی، 2 شخصیت منفی به عنوان اصلی ترین دشمنان بتمن که به آشوب و اغتشاش در گاتهام میپردازند حضور دارند. این دو شخصیت Dark Knight (شوالیه تاریکی) و ScareCrew (مترسک) نام دارند. ScareCrew از یک گاز سمی استفاده میکند که به واسطه ی آن قادر است شخص مورد نظر را وارد توهمات ترسناک نماید. اگر از طرفداران پر و پا قرص بتمن باشید، حتماً فیلم Batman Begins (بتمن آغاز میکند) را که در سال 2005 توسط کریستوفر نولان عرضه شد دیده اید. در این فیلم سینمایی نیز این شخصیت به ایفای نقش میپردازد که دقیقاً عمل ترساندن را به واسطه ی یک گاز سمی انجام میدهد.

شخصیت ها

در این بازی شخصیت های مختلفی وجود دارد که در جریان داستان اصلی و فرعی بازی به ایفای نقش میپردازند. اگر بخواهیم به معرفی مختصری از آنها بپردازیم در ابتدا باید با شخصیت نقد و بررسی Batman Arkham Knight بروس وین آغاز کنیم که کاراکتر پشت نقاب بتمن میباشد و در نقش بتمن به عنوان قهرمان گاتهام ظاهر میشود. بروس وین یک شخصیت مولتی میلیارد است که صاحب یک شرکت تجاری میباشد که به نام خود یعنی وین ثبت شده است. در این بازی شرکت وین در قالب 2 برج بسیار بلند در قسمت های مختلف شهر وجود دارند که بلند ترین ساختمان های شهر محسوب میشوند. این شرکت به واسطه ی پدر بروس یعنی توماس تاسیس شد و پس از مرگ وی توسط زیر دستانش اداره شد تا بروس به سن قانونی برسد و بتواند این امپراطوری بزرگ را اداره کند. در کنار بروس وین، آلفرد قرار دارد که در نقش پیش خدمت بروس وین ظاهر میشود و اغلب به انجام کار های پشت پرده برای بتمن میپردازد. کاراکتر بعدی که در داستان اصلی بازی حضور دارد جیم گوردون میباشد، جیم رئیس پلیس شهر گاتهام بوده و با شخص بتمن به منظور دستگیری تبهکاران گاتهام همکاری میکنند. جیم در این بازی صاحب فرزند معلولی به نام باربرا میباشد که بتمن او را اوراکل خطاب میکند، بروس وین برای باربرا موقعیت مکانی خاصی را در نظر گرفته تا بتواند به منظور انجام عملیات های دیجیتالی به بتمن کمک کند. لوشس فاکس شخصیت دیگری میباشد که مدیر بخش اجرایی شرکت وین بوده و به نقد و بررسی Batman Arkham Knight جرعت میتوان گفت شخص بروس وین استفاده از تمامی امکانات فوق پیشرفته و کاربردی خود را اعم از ابزار ها و ماشین BatMobile را مدیون لوشس فاکس میباشد. رابین یار و همراه همیشگی بتمن که در این بازی به شکل متفاوتی ظاهر شده است. در خصوص شخصیت های مثبت بازی میتوان به آیوی اشاره داشت که در ابتدا زندانی بتمن بوده و سپس برای جلوگیری از اشرار شهر در کنار بتمن ایستادگی میکند و در نهایت جان خود را در این راه از دست میدهد. همانطور که گفته شد، زن گربه ای نیز به عنوان شخصیت اصلی به ایفای نقش میپردازد اما حضور آن در مراحل فرعی دیده میشود، همچنین شخصیت دیگری به نام NightWing نیز وجود دارد که این کاراکتر نیز بیشتر در مراحل فرعی دیده شده است. در مجاورت شخصیت های خوبی که مثال زده شد، شخصیت های بدی مثل جوکر که همیشه در کنار بتمن به عنوان یکی از اصلی ترین دشمنان آن دیده شده است وجود دارد، شاید در Batman Arkham Knight در قالب یک توهم برای بتمن وجود داشته است اما باز هم نسبت به سایر شخصیت ها پس از بتمن بیشتر دیده شده است. هارلی کویین که یکی از بستگان نزدیک جوکر میباشد از این قاعده مستثنی نیست. اما دشمنان اصلی بتمن در این عنوان ScareCrew (مترسک) و Dark Knight هستند که پیچیدگی خاصی به بازی بخشیده اند. این شخصیت ها در قسمت داستانی اصلی بازی وجود دارند، اما دشمنانی با نام های آشنا در قسمت فرعی داستان حضور دارند که به عنوان نمونه میتوان نقد و بررسی Batman Arkham Knight به پنگوئن، هاروی دو چهره، ریدلر و Fire Fly اشاره داشت.

داستان بازی

پیشتر به صورت مختصر به داستان Batman Arkham Knight پرداخته شده بود. داستان اصلی این بازی از پیچیدگی خاصی برخوردار است و ابهامات بسیاری در جریان آن وجود دارد. در بعضی مواقع داستان بازی طوری دنبال میشود که بازیکن جای آنکه تحت تاثیر و هیجان آن قرار بگیرد و از این پیچیدگی شگفت زده شود، بیشتر گیج نقد و بررسی Batman Arkham Knight میشود. جدای از این مسائل، داستان اصلی بازی علی رغم پیچیدگی به شکل تجربه برانگیزی ساخته شده است. از یک موقعیت خاص به بعد موضوع Dark Knight و ScareCrew به شکلی اضافه بر سازمان دنبال میشود. یعنی کمی پیگیری داستان آنها که از حد میگذرد موجب میشود که بازیکن از این روند خسته شود. اما جدا از داستان اصلی بازی که به توصیف آن پرداخته شد، داستان فرعی بازی میباشد. منظور از داستان فرعی بازی این نیست که راستای کلی برای آن در نظر گرفته شده باشد و این داستان حول محور شخصیت های بخصوصی دنبال شود. در بخش فرعی بازی، هاروی دوچهره، پنگوئن، Riddler، FireFly به عنوان دشمنان بتمن حضور دارند. در کنار این دشمنان، در رابطه با شخصیت های مثبت این بخش میتوان به، Nightwing، زن گربه ای و امثال آنها اشاره کرد. در بخش فرعی داستان هم شاهد داستان های کوتاه و در عین حال جالبی هستید. به طور مثال میتوان به شخصیت مشابه بروس وین اشاره کرد که به صورت نامحسوس وارد برج وین میشود و قصد کشتن آقای فاکس را دارد، در این میان بورس وین واقعی ظاهر میشود و علاوه بر اینکه خود را نشان میدهد، بروس وین قلابی را از دور خارج میکند و آقای فاکس را نجات میدهد. مثال دیگری که میتوان در خصوص داستان کوتاه در این بازی زد، ظهور هیولایی مشابه خفاش میباشد که جثه ی آن از خود بتمن کمی بزرگتر مینماید. در ابتدا، این قضیه در حالتی که شاهد انواع توهمات مختلف نقد و بررسی Batman Arkham Knight از سوی بتمن هستید، جوری جلوه میکرد که این هیولای خفاش مانند نیز از توهمات بتمن محسوب میشود. اما در امتداد وقتی موضوع آن از سوی بتمن پیگیری میشود، سرنخ ها به یک زیرزمینی ختم میشود که محیطی مشابه با یک آزمایشگاه بهم ریخته دارد. در این آزمایشگاه یک زن و شوهر فعالیت میکردند که با انجام یکسری دستکاری های ژنتیکی، یک هیولای خفاش مانند را که حال یک موجود بیونیک محسوب میشود خلق کرده اند. در واقع مرد DNA خود را دستاری کرده تا به چنین موجودی تبدیل شود، اما ظاهراً در حین کار کردن بر روی این مسئله فکر بسیاری از قسمت های آن را نکرده است. مردی که حال به یک خفاش بدل گشته است، کنترل ذهن خود را به صورت کلی از دست میدهد و خوی حیوانی میگیرد، و اولین کاری که میکند همسر خود را میکشد و از آزمایشگاه فرار میکند. خفاش پس از خروج از موقعیت خود در شهر رها میشود و کسی به این هیولای تنها نقد و بررسی Batman Arkham Knight و حریان در شهر توجهی نمیکند تا اینکه این مسئله توسط بتمن پیگیری شده و با شبیه سازی DNA، سعی بر غلبه بر این موجود را داشته است. در قسمت داستان فرعی بازی، پنگوئن اکثراً در حال توسعه و ساخت بمب هایی میباشد که قصد و نیتش از آن دقیقاً مشخص نیست، چون هیچوقت کارش به منفجر کردن این بمب ها نرسیده است. در کنار آن هاروی دنت، ملقب به دو چهره به صورت پی در پی در حال دستبرد زدن به بانک میباشد که دائماً بتمن مانع اینکار میشود. به صورت کلی، بخش فرعی بازی از داستان های کوتاه و سرگرم کننده ای در جریان گیم پلی استفاده کرده است.

سرقت از بانک در Batman Arkham Knight
سرقت از بانک در Batman Arkham Knight

گیم پلی بازی

حال میرسیم به گسترده ترین بخش بازی یعنی گیم پلی Batman Arkham Knight. گیم پلی این بازی شامل بخش های مختلفی میشود که از این قبیل میتوان به توصیف جریان بازی با شخصیت بتمن، گجت ها و سلاح های آن، BatMobile (وسیله ی نقلیه بتمن)، سایر شخصیت های قهرمان بازی و … اشاره داشت. اما در ابتدا با خود شخصیت بتمن آغاز میکنیم.

شخصیت بتمن در این بازی به بهترین شکل ممکن طراحی شده است. این طراحی حتی از سری های قبلی این بازی نیز با کیفیت تر میباشد. از جمله مواردی که میتواند شامل طراحی مطلوب این شخصیت باشد، لباس این شخصیت است که برای طراحی آن در بعضی قسمت ها از هوشمندی خاصی استفاده شده است. همچنین بدنه ی لباس این شخصیت که در قسمتی از بازی نقد و بررسی Batman Arkham Knight در دسترس قرار میگیرد، میتوان ترکیب قدرتمندی از یک زره را مشاهده کرد که به مرور زمان و با زد و خورد هایی که به این زره صورت میگیرد ظاهر به مراتب کهنه تر و آسیب دیده تری پیدا میکند. در این بازی پوشش های متنوعی برای بتمن وجود دارد؛ به عنوان مثال اگر این بازی را با تمام بروزرسان های آن تهیه نمایید، با کلکسیون متنوعی از لباس های بتمن رو به رو خواهید نقد و بررسی Batman Arkham Knight شد که از لباس های قدیمی این شخصیت تا لباس های جدید مدرنی که برای او طراحی شده قرار داده شده است. حتی لباسی که بتمن در فیلم سال 2008 کریستوفر نولان به نام Batman: The Dark Knight میپوشید نیز در این بازی قرار گرفته است که تقریباً هیچ نقصی نسبت به نسخه ی اصلی آن ندارد. بتمن همچنان نسبت به قانونی که از زمان خلق این شخصیت تاکنون وجود داشته متعهد بوده و پایبند است و آن هم مبارزه ی بدون کشتار است. بتمن هیچگاه خواهان کشتار نبوده است و صرفاً فقط هدف مبارزه را دنبال کرده است. او حتی بدترین دشمنان خود را که از امثال آن میتوان به جوکر اشاره داشت را هم نمیکشد. در این خصوص این شخصیت هیچگاه از سلاحی که بتوان به واسطه ی آن شلیک کرد استفاده نکرده است. البته ابزار هایی مثل یک سلاح برقی وجود دارد که در لیست گجت های بتمن بوده و با وجود داشتن نیروی الکتریسیته کسی را نکشته است، همچنین این شخصیت از یک ژل انفجار نیز استفاده میکند که اگر برای انسان بکار رود میزان حجم آن به قدری نیست که آسیب بسیار جدی به طرف مقابل وارد آورد. بتمن در گیم پلی این بازی تماماً با مبارزه ی تن به تن غائله را ختم میکند. این شخصیت در این خصوص از تنوع بسیاری برای پیاده سازی ضربات خود استفاده نقد و بررسی Batman Arkham Knight میکند. این ضربه ها در موقعیت های مختلف و حالت های مختلف میتواند به حریف وارد آید و فقط مختص مبارزه ی تن به تن نمیباشد. مبارزات تن به تن در این بازی به شکل مطلوبی طراحی شده است؛ در این خصوص بتمن همزمان هم قادر به حمله است و هم قادر به دفاع. حملاتی که از سوی شخصیت اصلی صورت میگیرد از لحاظ فیزیکی به شکل قابل قبولی ساخته شده است. اما در رابطه با دفاع باید گفت که این روند برای دشمنان معمولی به صورت ضد حمله صورت میگیرد، و اگر بازیکن بتواند مبارزه و ضد حمله را به شکلی کنترل شده اداره نماید میتواند از گیم پلی خود لذت ببرد. در بعضی مواقع ضد حمله به شکل سخت تری صورت میپذیرد، خصوصاً اگر با دشمنان عظیم الجثه و شمشیر زنانی درگیر شوید که مشابه نینجا ها هستند. البته لازم به ذکر است که این روند برای کسانی که از وسایل سپر گونه ای استفاده میکنند نیز صدق میکند. مکانیک بتمن در حین مبارزه در بعضی مواقع چندان جالب نیست، این مکانیک بعضاً به شکل مصنوعی و غیر واقعی صورت میگیرد و به بازی جلوه ی جالبی نمیدهد. از سوی دیگر این قضیه در ضد حمله ها نیز وجود دارد و در مواقعی دیگر این روند بیشتر نقد و بررسی Batman Arkham Knight به نحوه ی حرکت و عملکرد دشمنان نیز بازمیگردد. به صورت کلی میتوان گفت که در خصوص مبارزه ی بتمن با دشمنان، هوشمندی مورد انتظاری صورت نگرفته است. بتمن در این بازی از قابلیت خاصی در حین مبارزه استفاده میکند که بیشتر برای دشمنان بسیار قوی و غول پیکر استفاده میشود. عملکردی که به واسطه ی انجام این قابلیت انجام میشود دقیقاً مشخص نیست، اما انجام این حرکت در طرف مقابل ایجاد گیجی میکند و در همین حین بتمن با وارد آوردن ضربات مشت متعددی که بسیار سریع صورت میگیرد، و انجام یک پایان دهنده کار حریف غول پیکر خود را تمام میکند. البته این دشمنان غول پیکر همیشه دست خالی نیستند و گاهاً از سلاح هایی نظیر مسلسل نیز استفاده میکنند که در اینطور مواقع نحوه ی از پای در آوردن آنها کمی متفاوت خواهد بود. در این بازی قسمت های متنوعی وجود دارد که شامل جلوه های اکشن مطلوبی میباشد. این جلوه ها میتواند به اندازه ی قابل توجهی Batman Arkham Knight را هیجان انگیز و تجربه برانگیز جلوه دهد. بتمن در این بازی از یک چشم الکترونیکی استفاده میکند که در این خصوص قادر است آثار جرم، رد پا، سرنخ، تشخیص دشمن به واسطه ی قابلیت گرمایی و کار های بسیار دیگری را توسط آن انجام دهد. در بسیاری از مواقع پیش آمده است که چالش پیش رو به واسطه ی همین چشم الکترونیک پشت سر گذاشته شده است. پس از فعال سازی این چشم، تمامی بخش های محیط تاریک میشود و در اینطور مواقع اشیاء یا سایر جزئیات مهم خودشان را نقد و بررسی Batman Arkham Knight نشان میدهند. یکی دیگر از امکانات بتمن استفاده از ردیاب صوتی میباشد. او قادر است به واسطه ی این ردیاب به بی سیم های دوست و دشمن بدون هیچگونه مانعی به صورت خودکار متصل گردد و به همین واسطه نسبت به محیط اطراف خود هوشیار باشد. این ردیاب صوتی قادر است از فاصله بیش از 500 متر شبکه ی بی سیم دوست و دشمن را ردیابی کرده و تمام گزارش هایی که صورت میگیرد را شنود کند. بتمن در این بازی قابلیت پرواز دارد، اما نه به معنای واقعی کلمه.

حرکت گلاید در Batman Arkham Knight
حرکت گلاید در Batman Arkham Knight

این عمل پرواز در واقع سقوط بتمن با شیب بسیار کم است که به واسطه ی شنل آن انجام میشود و میتواند جا به جایی قابل توجهی را انجام دهد، البته عملکرد خاصی به منظور کمک به این قابلیت وجود دارد تا بتمن بتواند نسبتاً اوج بگیرد و بیشتر در ارتفاعات باقی بماند. یکی از جذابیت های این بازی مبارزات دو نفره است، در اینطور نقد و بررسی Batman Arkham Knight مواقع بتمن با رابین یا شخصیت های دیگری مثل زن گربه ای یا Nightwing به اتفاق یکدیگر به مبارزه میپردازند. از جمله حرکت هایی که در این حالت انجام میشود Double Takedown میباشد که در واقع یک پایان دهنده را طرفین با همکاری یکدیگر انجام میدهند. در اینطور مواقع مبارزان قادرند دشمنان غول پیکر را به سادگی از پای درآورند.

 یکی از مهمترین بخش هایی که در گیم پلی این بازی وجود دارد استفاده از بتموبیل   (Batmobile) خودرو، وسیله ی نقلیه و تانک بتمن میباشد. این ماشین به صورت کاملاً هوشمند ساخته شده است و از قابلیت های بینظیری برخوردار بوده و به گونه ای عصای دست بتمن است. در بسیاری از بخش های این بازی دیده شده است که Batmobile توانسته بتمن را از دردسر های بزرگی نجات دهد و یا اینکه در چالش پیش رو بسیار موثر و کاربردی نقد و بررسی Batman Arkham Knight ظاهر شود. علاوه بر اینکه بعضاً آقای فاکس به منظور بروزرسانی این ماشین دست به اقدام میزند که یا برای آن قابلیت های جدید تعبیه میکند و یا به نیرومند سازی و بروزرسانی قابلیت های قبلی میپردازد. یکی از صحنه های این بازی که مربوط به Batmobile میباشد، لحظه ای است که Dark Knight با ماشین زمین خوار خود در حال تعقیب و گریز بتمن است و در پایان با وجود اینکه بتمن به واسطه ی Batmobile در این تعقیب و گریز موفق میشود، اما متاسفانه این وسیله ی نقلیه بنا بر دلایلی از بین میرود. لحظه ای که Batmobile نابود میشود صحنه ی ناراحت کننده ای میباشد، اما دیری نپایید که بتمن Batmobile جدید خود را سوار شد. این ماشین از خصوصیات شگفت انگیزی برخوردار میباشد. Batmobile شامل 4 چرخ میباشد که تمامی این چرخ ها میتواند به صورت 360 درجه بچرخد که این قابلیت بیشتر در هنگام جنگ هایی که بین این ماشین و سایر تانک ها صورت میگیرد اتفاق میوفتد. در صورتی که ماشین به حالت جنگی در بیاید، یک اسلحه ی توپ از قسمت میانی آن بیرون آمده و چرخ ها به صورت خودکار به حالت ذکر شده در می آیند، در اینگونه مواقع حرکت Batmobile کند میشود اما بر خلاف ماشین ها و تانک های دیگر، به انعطاف پذیرترین شکل ممکن در می آید و میتواند به راحتی از میان گلوله های توپ تانک های مقابل جا خالی دهد. این ماشین جنگی از ساختار بسیار خوبی بهره مند میباشد و طراحی ظاهری آن نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ماشین از یک Booster استفاده میکند که عیب آن زود خالی شدن و دیر پر شدن مخزن آن میباشد. این ماشین از موتور بسیار قدرتمندی استفاده میکند که با وجود سنگینی بسیار از سرعت بالایی بهره مند میباشد. Batmobile همانند بتمن از یک چشم الکترونیکی استفاده میکند که پس از فعال سازی موجی را ساتع میکند تا بتواند در صورت وجود دشمن موقعیت آن را شناسایی نماید. این ماشین از یک قلاب استفاده میکند، وقتی نحوه ی استفاده ی Batmobile از این قلاب را تماشا میکنید قطعاً حیرت زده خواهید شد، این قلاب قادر است پس از قفل شدن به یک موقعیت محکم، عمل کشیدن و عجیب تر از آن بالا رفتن از دیوار را انجام نقد و بررسی Batman Arkham Knight دهد. تصور کنید یک ماشین بسیار سنگین که تقریباً از یک تانک کمتر نیست، قلابی را به قسمت بالایی یک ساختمان وصل میکند و بدون وجود مکانیک خاصی در این قلاب به منظور بالا کشیدن، با چرخ هایش بر نیروی جاذبه غلبه کرده و این دیوار را بالا میرود. در دو قسمت از بازی استفاده از این قلاب واقعاً تاثیر برانگیز است. یکی دیگر از امکاناتی که Batmobile از آن استفاده میکند، در مواقعی نقد و بررسی Batman Arkham Knight میباشد که قرار است یک بمب خنثی گردد یا یک ساختمان در حال سوختن در آتش خاموش شود. عملکردی که از این ماشین در چنین مواقعی صورت میگیرد، انتقال نیروی برق موتور Batmobile به ژنراتور های مربوطه میباشد که در خصوص بمب به قدری این نیرو زیاد است که ثانیه شمار بمب را منفجر کرده و آن را متوقف مینماید. همچنین در خصوص خاموش کردن آتش ساختمان نیز این عملکرد باعث میشود که نیروی برق سیستم اطفاء حریق کل ساختمان را فعال کند تا در نهایت آتش این ساختمان خاموش شود. Batmobile از جریان الکتریکی خود به منظور کار های دیگری هم استفاده میکند، به طور مثال در این بازی شهر پر نقد و بررسی Batman Arkham Knight از اوباش است، اوباشی که تماماً میخواهند حساب بتمن را برسند و به محض اینکه او را گیر بیاورند با او درگیر میشوند.

نمایی از بازی Batman Arkham Knight
نمایی از بازی Batman Arkham Knight

این اوباش در سرتاسر شهر پراکنده هستند و موقعیت خاصی ندارند، به همین منظور بسیاری از آنها وسط خیابان هم دیده میشوند. در این خصوص این ماشین از خاصیتی برخوردار است که پس از برخورد نقد و بررسی Batman Arkham Knight با این اوباش اول به آنها الکتریسیته وارد میکند و سپس آنها را کنار میزند. در این بازی قسمتی وجود دارد که عمل تعقیب و گریز در خیابان صورت میگیرد که قطعاً بتمن تعقیب کننده میباشد، در اینطور مواقع تعقیب شونده درخواست نیروی کمکی میکند و دیری نمیپاید که چند ماشین جنگی اطراف بتمن را که سوار بر Batmobile است احاطه میکنند. قابلیت بسیار خوبی که از سوی Batmobile اتفاق میوفتد عملکردی میباشد که میتواند در حین حرکت، بدون دخالت فرمان و چرخش چرخ های جلو، به ماشین کناری خود ضربه وارد کند. این ضربه توسط گجتی که در چهار طرف ماشین پیاده سازی شده صورت میگیرد که عملاً میتواند به ماشین های اطراف خود در حین حرکت با سرعت بالا تنه بزند. Eject یا پرتاب از ماشین به واسطه ی Batmobile امکان پذیر است، و قادر است بتمن را تا ارتفاع قابل توجهی پرتاب کند. توپی که به منظور نابودی دشمن توسط این ماشین نقد و بررسی Batman Arkham Knight شلیک میشود برای همه ی دشمنان صدق نمیکند، این توپ برای دشمنانی که پیاده هستند به صورت مجزا تعبیه شده تا آنها را نکشد، و برای دشمنانی که سوار بر تانک هستند توپ دیگری در نظر گرفته شده که موجب انفجار میشود. همچنین در موقعیت هایی که بتمن در نزدیکی Batmobile در حال مبارزه با دشمنان پیاده ی خود میباشد، میتواند با استفاده از یک حرکت خاص دشمن را پرت کند و Batmobile با توپ مخصوص خود به دشمن شلیک نماید. البته لازم به ذکر است که این ماشین از موشک هایی استفاده میکند که یکی از کاربرد های آن زمانی میباشد که تعقیب و گریز انجام میشود و در حال حرکت کاربرد دارد. این موشک ها به عنوان یکی از امکانات Batmobile در حالت جنگی آن نیز استفاده میشود که در این باره میتواند نسبت به موقعیت آن چندین دشمن را مورد هدف قرار دهد و یک باره چند تانک را نابود کند. در مجاورت آن استفاده از یک قابلیت مفید نقد و بررسی Batman Arkham Knight به منظور هک کردن تانک ها نیز صورت میگیرد که تانک مورد نظر را بر علیه دشمنان شما در می آورد. همچنین در حالت جنگی امکان دیگری وجود دارد که اصل و اساس آن استفاده از یک ابزار EMP میباشد که در زمانی که این ماشین در میان چندین تانک دشمن قرار دارد میتواند آنها را غیر فعال کند. به طور کلی میتوان گفت که جذابیتی که در گیم پلی با Batmobile تجربه میکنید با گیم پلی که با شخص بتمن تجربه میکنید برابر است؛ هرچند دیدگاه های بسیاری وجود دارد که گیم پلی با Batmobile را ترجیح میدهند. یکی از خصوصیات این بازی بهره وری از خاصیت تخریب پذیری میباشد. میتوان گفت شما به عنوان بازیکن تنها در مواقعی که از این ماشین استفاده میکنید شاهد این خاصیت هستید. لازم به ذکر است که Batmobile قادر است خاصیت تخریب پذیری را به شکل مطلوبی در جریان بازی اجرا نماید. تخریب پذیری در این بازی شامل وارد آوردن خسارت به ماشین ها و قسمت های مختلف دیوار و ستون هایی که در بخش های مختلف شهر وجود دارند میشود. یکی از قابلیت های بسیار جالب Batmobile برخورداری از ریموت کنترل میباشد. این ریموت بازیکن را به منظور کنترل این ماشین در فضای دیگری قرار میدهد تا بتواند آن را به صورت نقد و بررسی Batman Arkham Knight کامل کنترل نماید، در اینگونه مواقع بتمن میتواند از فاصله ی نسبتاً دوری به منظور کنترل Batmobile اقدام نماید.

بتموبیل در Batman Arkham Knight
بتموبیل در Batman Arkham Knight

ابزار ها و گجت ها

بتمن در Batman Arkham Knight از ابزار ها و گجت های مختلفی استفاده میکند که تعداد آنها قابل ملاحظه است. این تعداد از گجت ها وابزار ها تماماً کاربردی هستند و میتوان گفت که یک نقد و بررسی Batman Arkham Knight بازیکن حرفه ای میتواند با بکار گیری به موقع این ابزار ها به بهترین شکل ممکن از گیم پلی خود لذت ببرد. اولین گجت یا در واقع سلاحی که میتوان از آن نام برد شئ خفاشی کوچکی میباشد که نحوه ی پرتاب شدن آن مثل بومرنگ است. این شئ فلزی از همان ابتدا که بتمن به عنوان یک قهرمان افسانه ای معرفی شد با او همراه بوده و و مورد استفاده قرار گرفته است و بیشتر در خصوص وارد آوردن ضربه به دشمن استفاده میشود. این سلاح خفاشی در بازی در دو نوع پیاده سازی شده است، نوع اول ساده است و همانطور که گفته شد جهت وارد کردن ضربه به دشمن استفاده میشود. نوع دوم این سلاح هوشمند است، یعنی بازیکن قادر است این بومرنگ خفاشی را پس از پرتاب هدایت کند و مقصد را از دور هدف گیری کند، همچنین میتواند سرعت آن را زیاد و کم کند. سلاح دوم گیره ای میباشد که اکثراً پس از پرتاب، جهت خلع سلاح کردن دشمنانی استفاده میشود که از بتمن فاصله دارند، این سلاح میتواند در مواقع لزوم دریچه های بسته ای را که در ارتفاع قابل توجهی قرار دارند باز کند. مشابه این سلاح یکی از پرکاربرد ترین ابزار برای بتمن محسوب میشود که به منظور جا به جایی از نقطه ای به نقطه ی دیگر استفاده میشود. یکی دیگر از سلاح های مهمی که بتمن از آن استفاده میکند ژل انفجار نام دارد. این ژل در سری های قبلی این بازی هم مورد استفاده قرار میگرفته است و نحوه عملکرد آن چنین میباشد که پس از چسبیدن به نقطه ی مورد نظر، موجب انفجار میشود. انفجار این ژل چندان مهیب نیست که موج داشته باشد، بیشترین و خطرناک ترین کاربرد این ژل برای خراب نقد و بررسی Batman Arkham Knight کردن دیوار های آسیب دیده ای میباشد که باید عمل خاصی در قسمت پشتی آنها توسط بتمن صورت بگیرد. این ژل به میزان کم میتواند به سمت دشمن پرتاب شود، ولی نه برای آنکه آسیب جدی را وارد آورد. ریموت الکتریکی برق یکی از ابزار های کاربردی دیگری میباشد که قالب فیزیک آن به اسلحه های گرم امروزی شباهت دارد. این ریموت میتواند به قسمت هایی که برق ندارد، نیرو ببخشید و همچنین قسمت هایی که برق دارند، نیروی آنها را از بین ببرد. این ریموت مثلاً میتواند درهای الکتریکی که ژنراتور آن خراب شده است را باز کند. همچنین این ریموت در مبارزات بتمن هم کاربرد دارد، در این جهت که میتواند نقد و بررسی Batman Arkham Knight با پرتاب گلوله های برقی، دشمن را از حمله به سمت شما بازدارد و دور مبارزه را به نفع بازیکن بچرخاند. هرچند بعضاً در این بازی دشمنانی دیده میشوند که در سطح بدن خود الکتریسیته ی جاری دارند، آنها به راحتی میتوانند پس از وارد آوردن ضربه و یا هرگونه برخورد، این جریان الکتریکی را به بتمن وارد کنند. از جمله ابزار هایی که بتمن در حین مبارزه میتواند از آنها استفاده نماید بمب دودزا میباشد. بتمن شخصیتی است که بخش قابل توجهی از دشمنان خود را به واسطه ی مخفی کاری از پای در می آورد، به همین منظور وقتی این شخصیت به دام میوفتد میتواند به واسطه ی بمب دودزا رد گم کند؛ همچنین این شخصیت قادر است در حین مبارزه با چند نفر از این بمب استفاده کند تا دشمنانی که از اسلحه استفاده میکنند نتوانند بتمن را مورد هدف قرار دهند. بتمن از سلاحی به منظور ردیابی استفاده میکند، او میتواند به واسطه ی این سلاح، دستگاه ردیاب را به سمت دشمنی که با خودروی خاصی در حال حرکت است شلیک کند و از راه دور به واسطه ی سیگنال هایی که از آن دریافت میشود هدف را تعقیب کند. این ترفند در مواقعی که بتمن خواهان پیدا کردن پنگوئن بوده بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. در Batman Arkham Knight شخصیت اصلی از گجتی به نام Line Luncher استفاده میکند که کار آن ایجاد زیپ لاین از یک نقطه به نقطه ی دیگری میباشد. برای استفاده از این گجت باید دو قسمت از دیواری که هم راستای یکدیگرند را انتخاب کنید تا بتوانید بدین طریق جا به جا شوید؛ این گجت نسبت به سایر سلاح ها به نسبت کمتر مورد استفاده قرار میگیرد، البته بستگی دارد که بازیکن از چه سبک گیم پلی استفاده نماید؛ چرا که این بازی در نوع خود از انعطاف پذیری خوبی بهره مند میباشد. دستگاه هک یکی دیگر از گجت های بتمن است که بسیار نیز پر کاربرد میباشد. بتمن قادر میباشد به واسطه ی این گجت در هایی که از قفل های دیجیتالی استفاده میکنند باز کند، همچنین میتواند ربات های جنگی که به واسطه ی دشمن کنترل میشود را بر علیه آنها و یا برای مدت زمان کوتاهی از کار بیاندازد. در این بازی مسلسل های هوشمندی وجود دارد که در قسمت های خاصی سر راه بازیکن قرار گرفته اند و به هیچ عنوان نمیتوان از دست آنها فرار کرد. این مسلسل ها وقتی شروع به شلیک میکنند میزان خسارت قابل توجهی را به شخصیت اصلی وارد می آورند. گجت هک دستگاه ها میتواند در اینطور مواقع نیز بسیار کاربردی باشد. در بعضی از قسمت های گیم پلی بازی در هایی وجود دارند که سیستم امنیتی آنها بسیار قوی است، در این باره نیز میتوان عمل هک کردن نقد و بررسی Batman Arkham Knight را انجام داد اما برای صورت گرفتن آن بازیکن باید از یک چالش بخصوصی عبور نماید. یکی دیگر از گجت های بسیار پرکاربرد و جالب بتمن ضبط کننده ی صدا میباشد.

گیم پلی مبارزه در Batman Arkham Knight
گیم پلی مبارزه در Batman Arkham Knight

این گجت میتواند قسمتی از صدای شخص خاصی را ضبط کند و سپس با وارد کردن جمله ی بخصوصی این صدا را با جمله ی مورد نظر هماهنگ کند. مثلا بتمن صدای هارلی کویین را ضبط میکند و این صدا را با جمله ی (در را باز کن) هماهنگ میکند. وقتی بتمن به نقد و بررسی Batman Arkham Knight سیستم امنیت صوتی یک در میرسد که با صدای هارلی کویین رمز گذاری شده، این صدا را پخش میکند و چون سیستم صدای هارلی کویین را با فرمان “در را باز کن” دریافت کرده، در را باز میکند. یکی دیگر از کاربرد های بسیار جالب آن در زمانی اتفاق میوفتد که بتمن صدای ScareCrew را برای افراد آن پخش میکند تا عمل خاصی را انجام دهند.

بروزرسانی ها

بروزرسانی ها در این بازی به 6 قسمت مختلف تقسیم میشوند که این قسمت ها به صورت 2 تایی هر یک مختص بخش خاصی است. به طور مثال، 2 قسمت از بروزرسانی برای شخصیت بتمن، 2 قسمت از بروزرسانی برای Batmobile و 2 قسمت دیگر از آن مربوط به گجت ها و ابزار های مورد نیاز بتمن است. این قسمت ها شامل Skill های بسیاری میباشد که بتمن نقد و بررسی Batman Arkham Knight باید در حین بازی و با جمع آوری میزان تجربه های پی در پی به منظور دریافت آنها اقدام نماید. بخاطر اینکه سرجمع تعداد این Skill ها بالاست و موارد بسیاری را شامل میشود، تک تک آنها را معرفی نمیکنیم و به توصیف مثالی از هر قسمت بسنده میکنیم. در ابتدا میتوانیم با گجت ها شروع کنیم. اگر در قسمت معرفی گجت ها و ابزار های بتمن متوجه شده باشید، تعدادی از این گجت ها علاوه بر کاربرد های اصلی خودشان، در مبارزات بتمن نیز مورد استفاده قرار میگیرند. به همین منظور در بخش Skill ها، گجت ها به صورت کلی به دو بخش Gadget Tech و Gadget Skill تقسیم میشود. در بخش Gadget Tech بروزرسان هایی که مربوط به اصل کاربرد آنها میباشد صورت میپذیرد، به عنوان نمونه برای این گجت ها عملکرد های جدیدی آزاد میشود که میتوان از آنها استفاده کرد. در مجاورت Gadget Tech، بخش Gadget Skill وجود دارد که بیشتر در مبارزات بتمن کاربرد دارد. به عنوان نمونه میتوان به بومرنگ خفاشی اشاره نقد و بررسی Batman Arkham Knight کرد که برای آن قابلیت های خاصی در نظر گرفته شده است، بروزرسانی این بخش به شکلی میباشد که مثلاً بتواند جای یک بومرنگ، چند تا از آنها را به سمت دشمن پرتاب کند. بخش بعدی شامل دو قسمت میشود که به Batmobile مربوط است و شامل قسمت Batmobile و سلاح های Batmobile میباشد. از جمله مواردی که در قسمت خود ماشین Batmobile وجود دارد (Armor) یا قدرت بدنه ی آن میباشد که هرچه بیشتر بروز شود، در مقابل شلیک های دشمن مقاوم تر خواهد بود. همچنین در این بخش قابلیتی وجود دارد که پس از برخورد Batmobile با ماشین یا تانک دشمن خسارت قابل توجهی را وارد آورد. همانطور که پیشتر گفته شد این ماشین قابلیت Eject (پرتاب) دارد که در این بخش میتواند قدرت پرتاب آن را به مراتب افزایش داد  تا بتمن بتواند با قدرتی بیشتری از Batmobile  خارج شود. قسمت دیگری که در بخش Batmobile وجود دارد مربوط به سلاح های آن میباشد. در این خصوص میتوان سرعت بارگزاری مجدد توپ، موشک ها، سرعت هک کردن تانک ها و … را بروزرسانی کرد و مثلاً از قابلیتی جهت پرت کردن حواس تانک ها برخوردار شد. اما میرسیم به بخش نهایی Skill ها و قابلیت ها که مختص شخصیت بتمن بوده و طبق قرار شامل دو قسمت بدنه و نقد و بررسی Batman Arkham Knight نحوه ی مبارزه ی این شخصیت میشود. قسمت اول که مربوط به بدنه میباشد، شامل بروزرسان هایی از قبیل افزایش قدرت زره بتمن است که از مهمترین آنها میباشد.

بخش توانایی ها در Batman Arkham Knight
بخش توانایی ها در Batman Arkham Knight

زره بتمن شامل دو قسمت است که به مقاوم سازی این شخص در برابر ضربه، و مقاوم سازی آن در مقابل شلیک گلوله تقسیم میشود. البته لازم به ذکر است که قسمت بروزرسانی های بدنه شامل نقد و بررسی Batman Arkham Knight جزئیات متنوعی میباشد که تماماً کاربردی هستند. قسمت دیگری از بروزرسان های بتمن مختص شیوه ی مبارزه ی این شخصیت است. در این قسمت بتمن میتواند قابلیت های جدیدی که به مبارزه ی تن به تن مربوط میشود را به لیست حرکت های خود اضافه کند و در مجاورت آن با بکار گیری کنترل های خاص، از حرکات آکروباتیک نقد و بررسی Batman Arkham Knight و ویژه ای استفاده نماید. بازیکن باید نسبت به بروزرسانی هایی که برای هر یک از بخش ها انجام میدهد هوشیار باشد، چراکه اولاً این بروزرسانی ها قابل بازگشت نیستند و در مجاورت آن بازیکن باید حیاتی ترین موارد را انتخاب نماید. متاسفانه در برخی قسمت ها تعداد بروزرسان ها کمی بالاست، همچنین در مجاورت آن نحوه ی پیاده سازی بعضی حرکات نیز از پیچیدگی نسبتاً بالایی برخوردار است. همچنین در برخی موارد خصوصاً در بخش گجت ها، بعضی از بروزرسان ها کمی اضافی بنظر میرسند.

گفتنی هایی درباره ی Batman Arkham Knight

بتمن در این بازی به شکلی جذاب و کاربر پسندی طراحی شده و پوشش پیش فرض زره آن نسبت به سری های قبلی از ظاهر بهتری برخوردار بوده. یکی از جذابیت های این بازی هوش بسیار بالای شخصیت بروس وین میباشد که با استفاده از ابزار آلات فوق پیشرفته ی خود در بعضی مواقع جنبه ی جنایی خاصی به بازی میبخشد. در قسمت فرعی این بازی بخشی وجود دارد که بتمن باید صحنه ی جرمی را شناسایی کند، او میتواند به واسطه ی ابزار به خصوصی، بافت پوستی، گوشت و استخوان جسد مرده را بررسی کند و نقد و بررسی Batman Arkham Knight تمام هویت وی را به علاوه شیوه ی مرگ شخص را تشخیص دهد. همچنین قسمتی در این بازی وجود دارد که همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، یک خفاش غول پیکر در شهر سرگردان میشود و در نوع خود خطر جدی به حساب می آید. بتمن پس از پیگیری قضیه و ادغام کردن DNA انسان با یک اکسیر خاص و تزریق آن به این هیولای خفاش مانند، موجب میشود که او به حالت اولیه ی خود یعنی یک انسان بازگردد. بتمن در این بازی به تنهایی بخش گسترده ای از خلافکار های شهر نقد و بررسی Batman Arkham Knight گاتهام را زندانی میکند، به گونه ای که وقتی به GCPD (اداره ی مرکزی پلیس گاتهام) میروید، تمامی سلول های زندان آن مملو از خلافکارانی است که شما به عنوان بازیکن بتمن دستگیر کرده اید، مشاهده ی همچین صحنه ای حس خوبی را به بازیکن منتقل مینماید. این بازی در نحوه ی پرواز و فرودی که توسط شخص بتمن صورت میگیرد نیز از جذابیت خاصی استفاده کرده است.

نمایی از اداره مرکزی پلیس گاتهام Batman Arkham Knight
نمایی از اداره مرکزی پلیس گاتهام Batman Arkham Knight

از گذشته تاکنون گسترش دهندگان این بازی در تلاش هستند تا بتوانند هر چه خالص تر حس قهرمان گونه ی بتمن را به بازیکن تزریق نمایند. تمامی حرکات و عملکرد هایی که توسط بتمن و به واسطه ی ابزار ها و ماشین آن اتفاق میوفتد قابل بحث است. Batman Arkham Knight در نوع خود از گستردگی قابل توجهی استفاده کرده است، به گونه ای که مثلاً به صورت مجزا بخشی را در منوی بازی در نظر گرفته است که گیم پلی از چند قهرمان را ارائه میدهد. از جمله این قهرمانان میتوان به هارلی کویین، رابین، Nightwing، زن گربه ای، Red Hood و شخصیتی به نام Batgirl اشاره کرد. این شخصیت ها از گیم پلی و داستان خاص خود بهره مند هستند اما نه به شکلی طولانی. داستان و گیم پلی که در رابطه با آن صحبت شده است چندان قابل توجه نیست که گسترش دهندگان برای آن خصوصیات خاصی را در نظر بگیرند. حتی نقد و بررسی Batman Arkham Knight بعضاً باگ هایی نیز در جریان این گیم پلی های جانبی وجود دارد که چندان جالب نیستند. مثلاً در گیم پلی هارلی کویین بدون وجود هیچگونه گجت و ابزار خاصی، پرش های بسیار بلند و غیر واقعی از سوی این شخصیت دیده میشود. اما با این اوصاف باز هم قهرمانانی که در این بخش حضور دارند در نوع خود تا حدودی انحصاری شخصی سازی شده اند و قادرند گیم پلی سرگرم کننده ای را برای بازیکن رقم بزنند. فیزیک مبارزه ی شخصیت های ذکر شده در بخش جانبی بازی، درصد هایی مشابه یکدیگر و همچنین مشابه مبارزه ی بتمن است، و درصد هایی نیز به صورت اختصاصی پیاده سازی شده است. لازم به ذکر است که هر شخصیت در نوع خود تا حدی اختصاصی طراحی شده که بتوان تنوع را در میان آنها احساس کرد. باز هم در هر حال پیاده سازی این جریان از سوی گسترش دهندگان این بازی قابل ستایش است.

سخن پایانی

به صورت کلی Batman Arkham Knight نسبت به سری های گذشته ی خود از گستردگی قابل قبولی بهره مند بوده است. این بازی همچنین به مراتب از لحاظ مختلف کیفیت مطلوبی را در خود ایجاد کرده و گیم پلی تجربه برانگیزی را پیاده سازی کرده است. این بازی موفق شده توجه کاربران و منتقدان بسیاری را به خود جلب کند و امتیازات خوبی را از آن خود کند. اما این بازی نیز در جریان کریر درخشان خود، معایبی نقد و بررسی Batman Arkham Knight نیز شامل حالش میشود. یکی از معایب این بازی، پیچیدگی و ادامه دار شدن بیش از حد داستان اصلی بازی میباشد. اگر نوشته ای که در رابطه با داستان بازی نوشته شد را خوانده باشید، ذکر شد که اسم اصلی دختر جیم گوردون باربرا میباشد، اما بتمن در ابتدای داستان بازی او را Oracle خطاب میکند، پس از اینکه بتمن به واسطه گاز سمی دچار توهمات میشود، Oracle در تصورات بتمن کشته میشود. پس از کشته شدن Oracle بتمن وقتی در رابطه با او صحبت میکند اسم باربرا را صدا میزند، این قضیه میتواند تناقض شخصیتی برای کاربر ایجاد کند که این دو یک نفر هستند یا دو شخصیت مجزا هستند. حال که این بحث مطرح شد بهتر است کمی بیشتر به شخصیت باربرا بپردازیم.

سقوط بتمن در Batman Arkham Knight
سقوط بتمن در Batman Arkham Knight

کسانی که از طرفداران سرسخت بتمن هستند میدانند که در واقع باربرا اسم همسر جیم گوردون بوده است نه اسم دختر آن. در امتداد پیچیدگی داستان میتوان گفت که از یک نقطه به بعد موضوع داستانی بازی کمی غیر عادی ادامه دار میشود. در این خصوص میتوان گفت که بازیکن با کلی زحمت چالش ها را پشت سر میگذارد تا به شخصیت های ScareCrew و Dark Knight برسد ولی خیلی بیخود و بی جهت فرصت دستگیری آنها، یا حتی فرصت دستگیری بتمن تلف میشود و پس از آن این تعقیب و گریز به شکلی تو خالی نقد و بررسی Batman Arkham Knight ادامه پیدا میکند. در واقع باید گفت که با وجود اینکه این بازی از لحاظ داستان جذابیت خود را دارد، ولی به شکل هدفمندی طراحی نشده است. موضوع بعدی تکراری بودن فیزیک مبارزه ی بازی است. در اینکه Batman Arkham Knight گیم پلی بسیار جذابی دارد شکی نیست، اما فیزیک مبارزه ی بازی مدت هاست که در سری های گذشته ی بتمن به صورت یکسان حفظ شده و از تنوع قابل توجهی برخوردار نبوده است. شیوه ی مبارزه ای که بتمن در این عنوان به تصویر میکشد با شیوه ی مبارزه ای که در دو عنوان گذشته ی آن یعنی Batman Arkham City شاهد بوده نقد و بررسی Batman Arkham Knight ایم تقریباً یکسان است. جدای از آن، شیوه ی مبارزه ی شماری از شخصیت های موجود در این بازی مشابه بتمن است، درست است که این شخصیت ها سبک خود را دنبال میکنند اما ضربات آنها 50% اختصاصی و 50% مشابه یکدیگر طراحی شده اند. حال که بحث از شیوه ی مبارزه در بازی است، بهتر است گفته شود که این مبارزات از هوشمندی بالایی برخوردار نیستند. اگر Batman Arkham Knight را بازی کرده باشید، حتماً در جریان هستید که بتمن علاوه بر مبارزه روند دفاع را نیز در پیش دارد. علاوه بر اینکه در روند دفاع و مبارزه ی این شخصیت تنوعی که باید وجود ندارد، هوشمندی خاصی نیز در جریان آن دیده نمیشود. مثلاً در بعضی مواقع در جریان مبارزه و دفاع باگ هایی وجود دارد، یا نقد و بررسی Batman Arkham Knight بتمن کاری که باید را انجام نمیدهد یا در شیوه ی هدفگیری او برای استفاده از گجت ها بعضاً مشکل به وجود می آید، یا حتی صحنه های غیر واقعی در نبرد های دو نفره ی آن وجود دارد. همانطور که پیشتر در بخش بروزرسانی ها به آن اشاره شد، در بعضی از قسمت ها تعداد بروزرسان ها بالاست. البته بالا بودن تعداد بروزرسان ها مسئله نیست، بلکه منظور بروزرسان هایی است که منطق خاصی پشت آن نیست و صرفاً انگار جهت پر کردن فضا در اختیار گذاشته شده است. نه که این بروزرسان ها بد باشند، اما درصد استراتژیک بودن آنها بسیار پایین است. همچنین در کنار تعداد این بروزرسان ها، نحوه ی پیاده سازی آنها در گیم پلی بازی است که بعضی از آنها کمی پیچیده هستند. از آنجایی که بخش عمده ی مبارزات بتمن علاوه بر 1 به چند بودن شامل چالش هایی نیز میباشد، شاید بهتر بود که برای صورت گرفتن عملکردی خاص، بازیکن دچار عدم تمرکز نشود تا دکمه های مورد نظر را بیابد. در Batman Arkham Knight مراحل فرعی وجود دارد که بخش قابل توجهی از گیم پلی بازی را به خود اختصاص داده است. بعضاً در قسمت هایی وقتی میخواهید این مراحل را اجرا کنید برایتان موقعیت خاصی در نظر گرفته نمیشود. به عنوان نمونه میتوان به موجود خفاشی شکلی نقد و بررسی Batman Arkham Knight اشاره کرد که در مراحل آخر باید در شهر بزرگ گاتهام به دنبال آن بگردید تا آن را پیدا کنید. یا در بخشی که مربوط به Fire Fly میباشد باید بگردید تا ساختمان در حال سوختن را بیابید. در بخشی دیگر، این قضیه به کشف و بررسی اجساد در صحنه ی جرم مربوط میشود. در قسمتی از گیم پلی این بازی که در بخش فرعی داستان قرار دارد. در یکی از مراحلی که به شخص Riddler مربوط میشود، این شخص از بتمن میخواهد که معمایی را حل کند. پس از آن که بتمن به حل این معما میپردازد هیچ اتفاق خاصی نمیوفتد.

گیم پلی Batman Arkham Knight
گیم پلی Batman Arkham Knight

بنده شخصاً دقایق زیادی را در این قسمت صرف کرده ام تا ببینم غیر از این معما، دیگر چکار میتوان کرد ؟؟ اما پس از آن که به صورت کلی از این قضیه ناامید شدم و قصد برگشت را داشتم، متوجه شدم که در مربوطه باز شده است! به گفته ی دیگر بازی، بازیکن را به بازی گرفته است و منتظر مانده تا عملکردی به منظور خروج صورت بگیرد تا در را برای بازیکن باز کند. این قضیه به گونه ای با Riddler مستقیماً در ارتباط بوده و این شخصیت عمداً در را باز نکرده است. چنین عملی اصلاً اخلاقی بنظر نمیرسد، شاید هیچکس کارش به رفتن به سمت در خروجی نرسد و به همین واسطه ادامه ی بازی را نادیده گرفته و از آن خارج شود. به صورت کلی Batman Arkham Knight عنوان تجربه برانگیزی میباشد که بنده به شخصه از تجربه ی آن لذت کافی را برده ام. این بازی به شکل گسترده ای ساخته شده و از میزان گیم پلی قابل توجهی برخوردار میباشد.

در این قسمت جا دارد یادی کنیم از Bob Kane به عنوان خالق بتمن و شخصیت هایی که در مجاورت او ساخته و شکل گرفته اند. در کنار خالق این شخصیت دوست داشتنی، بهتر است سری فیلم های آغاز بتمن (2005)، بتمن: شوالیه ی تاریکی (2008) و بتمن: قیام شوالیه ی تاریکی (2012) اثر کریستوفر نولان را گرامی بداریم. کریستوفر نولان به عنوان یکی از برجسته ترین کارگاردان ها و نویسندگان عرصه ی فیلم سازی که او را جزء 5 کارگردان برتر دنیا میدانند در عناوین 3 گانه ی بتمن نام این قهرمان را برای همیشه جاودانه کرد؛ به طوری که بتمن شوالیه ی تاریکی (2008) با نقش نقد و بررسی Batman Arkham Knight آفرینی دیوانه کننده ی جوکر توانست در لیست 10 فیلم برتر تاریخ سینما جای بگیرد. حال اگر Bob Kane خالق این شخصیت که در سال 1998 در سن 83 سالگی فوت کرد زنده بود و میدید که شخصیت بتمن چقدر در دنیا طرفدار دارد و چنین آثار هنری ماندگاری در رابطه با او ساخته شده است، حتماً به خود نقد و بررسی Batman Arkham Knight میبالید. به طوری که مردم تاریخ 22 سپتامبر (31 شهریور) را به نام روز جهانی بتمن نام گذاری کرده اند.

این بازی توسط گسترش دهندگان RockSteady Studios ساخته شده و به واسطه ی شرکت Warner Bros در تاریخ 23 ژوئن 2015 برابر با 2 تیر 1394 وارد بازار شده است. همچنین این بازی نقد و بررسی Batman Arkham Knight برای پلتفرم های PS4، Xbox One و PC استاندارد سازی شده است. حق نشر شخصیت بتمن و تمامی کاراکتر هایی که حول این شخصیت ساخته شده اند زیر نظر شرکت DC Comic Entertainment میباشد.

داستان بازی Batman Arkham Knight

داستان بازی Batman Arkham Knight

Batman از جمله قهرمانانی میباشد که در دل مردم بسیاری جایگاه خود را تثبیت کرده است. خصوصاً وقتی به سری فیلم های سه گانه ی Batman اثر کریستوفر نولان، استوره ی فیلم سازی دنیا مینگرید، و میبینید که سری دوم این فیلم ها با نقش آفرینی Joker جزء 10 فیلم برتر IMDB میباشد، میتواند محبوبیت این شخصیت را دوچندان کند. ما در این نوشته قصد داریم که به تفسیر مختصری از اصل داستان بازی Batman Arkham Knight داستان بازی Batman Arkham Knight بپردازیم. لازم به ذکر است که داستان این بازی از پیچیدگی خاصی برخوردار است و اگر شخصیت هایی که در عناوین Batman به ایفای نقش پرداخته اند را نشناسید، شاید هضم این داستان کمی برایتان دشوار باشد. هرچند که در شخصیت های این بازی نسبت به اصل داستان ابهاماتی وجود داستان بازی Batman Arkham Knight دارد که در پایان مقاله به آن پرداخته شده است. اصل این بازی حول محور شخصیت Batman یا همان بروس وین دنبال میشود و در کنار آن شخصیت های قهرمان و غیر قهرمان دیگری نیز به ایفای نقش میپردازند. بعضی از این قهرمانان در داستان اصلی بازی و بعضی دیگر در داستان فرعی بازی که به مراحل جانبی اختصاص داده شده است به ایفای نقش میپردازند.

داستان بازی Batman Arkham Knight

وقتی Batman – Arkham Knight را آغاز میکنید، در ابتدا تصویری از Joker (جوکر) را مشاهده میکنید که مثل همیشه لبخند شیطانی و ترسناکی بر لب دارد، اما با این تفاوت که مرده است. بازی در حالی آغاز میشود که تصویر مرده ی خندان جوکر، در انتظار سوختن است. اجرای حکم سوزاندن جسد این شخصیت به وسیله ی خود بازیکن در ابتدای بازی اجرا میشود و سپس بازی با سمبل خفاشی آشنای Batman آغاز میشود.

در ابتدای داستان بازی شاهد هستید که شهر افسانه ای گاتهام در آرامش و صلح سپری میکند، مردمی که با خوشحالی زندگی میکنند، لبخند میزنند و در امنیت کامل بسرمیبرند. در ابتدا، بازیکن در نقش یک افسر پلیس ناشناس وارد یک کافه میشود و از آنجایی که از رفتار و برخورد متصدی کافه پیداست، این افسر پلیس مشتری ثابت این کافه میباشد. پس داستان بازی Batman Arkham Knight از سفارش غذا و انتظار برای سرد شدن قهوه، شخصی به این افسر پلیس مراجعه میکند و مزاحمتی در رابطه با دود سیگار را گزارش میکند. این شخص میگوید که یک مرد در قسمت انتهای کافه نشسته و مدام در حال مصرف سیگار میباشد و به حقوق سایرین هیچگونه توجهی نمیکند. افسر پلیس از شخص میخواهد که ادامه ی وقت خود را همینجا سپری کند تا به موضوع رسیدگی شود. افسر پلیس به سوی شخص سیگاری میرود تا به او هشدار دهد، وقتی پیش آن شخصیت میرود میگوید که:”آقا اینجا مکان مناسبی برای مصرف سیگار نیست.” وقتی داستان بازی Batman Arkham Knight این شخصیت برمیگردد افسر پلیس به بدترین شکل ممکن غافلگیر میشود؛ چهره ی مرد سیگاری کاملاً نابود شده است، گویی که تماماً سوخته است. این شخص به پلیس حمله ور میشود و این دو با یکدیگر درگیر میشوند. پس از درگیری دیده میشود که کل کافه مورد حمله ی اشخاصی مشابه همین مرد سیگاری قرار گرفته و مردم تک به تک در حال مردن هستند. افسر پلیس به ناچار از اسلحه استفاده میکند تا شاید بتواند جو کافه را تحت کنترل خود قرار دهد، اما فاجعه عمیق تر از آن است که با رها کردن چند تیر و شلیک به این شخصیت ها درست شود.

پس از وقوع این حادثه، شخصیتی به نام ScareCrew (به معنی مترسک) به عنوان یکی از مهمترین کاراکتر های منفی داستان اصلی بازی وارد عمل میشود و در طی یک پیام تلویزیونی، مردم گاتهام را تهدید میکند که شهر را ترک کنند. این قضیه بستر مناسبی برای خلافکاران شهر گاتهام محسوب شد تا بتوانند با خیالی آسوده تر به داستان بازی Batman Arkham Knight خرابکاری و آشوب در شهر گاتهام بپردازند. پس از وقوع این جریانات، بروس وین (بتمن) شخصیت اصلی بازی وارد قضیه میشود و Jim Godrdon رئیس پلیس شهر گاتهام را ملاقات میکند و به اتفاق برای جلوگیری از چنین رخدادی برنامه میچینند. در امتداد داستان Batman به عنوان مهره اصلی این واقعه وارد قضیه میشود و سعی برآن دارد تا بتواند از ScareCrew (مترسک) سرنخی داستان بازی Batman Arkham Knight پیدا کند. پس از پیگیری های بسیار بتمن در میابد که مترسک در یک موقعیت مکانی میباشد که بیشتر به یک پالایشگاه گاز شباهت دارد. او در ابتدا به منظور نجات چند تن از کارکنان این پلایشگاه دست به کار میشود که تنها 2 نفر از آنها را زنده پیدا میکند. Batman به واسطه ی این 2 بازمانده و البته کمک بسیار موثر و شایان Barbara Gordon که دختر Jim Gordon میباشد و بتمن او را Oracle صدا میزند، توانست حضور مترسک را در اعماق این پالایشگاه تشخیص دهد.

مترسک در Batman Arkham Knight
مترسک در Batman Arkham Knight

پس از دریافت مدارک موثق بتمن به دنبال مترسک میرود و در این میان درمیابد که جان دختر جیم گوردون یعنی Oracle در خطر است، به همین منظور سریعاً با او تماس میگیرد و به او گوشزد میکند که محل حضورش را ترک کند. پس از این واقعه Batman با مترسک رودررو میشود. مترسک قصد دارد با کپسول های گازی، از میزان سم قابل توجهی سوء استفاده کند و شهر را به یک سم ناشناس آلوده کند. پس از فعال کردن کپسول های این سم، مترسک سریعاً محل را ترک میکند اما بتمن با وجود اینکه امیدی برای خنثی کردن این کپسول ها نداشت فداکارانه در محل میماند تا شاید بتواند کاری انجام دهد. او در این خصوص با خوش فکری و خردمندی خود توانست راه چاره ای بیاندیشد و این 4 کپسول را دانه دانه در خودشان خفه کند. در این میان که او کپسول ها را دانه دانه و با احتیاط سر داستان بازی Batman Arkham Knight موقعیت هایی که باید، قرار میدهد، پالایشگاه در حال انفجار است و در این میان بتمن سرفه های خفیفی میکند و مشخص است که این گاز های سمی ناشناس رفته رفته وارد ریه هایش میشود و تاثیر خودش را میگذارد. با وجود اینکه آلفرد پیشخدمت بتمن او را درباره ی سم ها ناامید کرده بود ولی باز هم بتمن تمامی جوانب قضیه را به جان خرید تا بتواند از این فاجعه سربلند بیرون آید. وقتی Batman چهارمین و آخرین کپسول را برمیدارد و برمیگردد، با یکی از غیر منتظره ترین تصاویر بازی یعنی Joker رو به رو میشود. شاید بپرسید که مگر جوکر در ابتدای بازی در یک کوره ی آتش نسوخته بود ؟؟ باید به استحضار برسانم که این اتفاق افتاده و جوکر عملاً مرده است، این تصویری که بتمن شاهد آن میباشد یک توهم است، توهمی که بخاطر گاز های سمی داستان بازی Batman Arkham Knight ایجاد شده است. حال دیگر ماهیت اصلی این گاز مشخص شده، این گاز کاری میکند که شخص ترس های خود را در قالب یک توهم واقع گرایانه جلوی چشمانش ببیند، روندی که دائماً برای او به اشکال مختلف تکرار میشود. بتمن در حالتی دشمن دیرینه ی خود را میبیند که Joker دست به اسلحه ایستاده و نشانه را به سمت سر Batman گرفته و شلیک میکند. پس از شلیک، چیزی از بتمن دیده نمیشود تا اینکه ادامه ی قضیه با Jim Gordon که در قسمت بیرونی پالایشگاه قرار دارد دنبال میشود. جیم بازی را آغاز کرده و به واسطه ی آسانسور ویژه وارد قسمت مخفی ای میشود که یک موقعیت مکانی پنهان برای بروس وین به حساب می آید. جیم پس از ورود به این موقعیت با صحنه های غیر منتظره ای از چند زندانی مواجه میشود. Jim Gordon وقتی به بخش کنترل آن موقعیت میرود Batman را پیدا میکند، زنده! و ظاهراً اتفاقی برای او از طرف جوکر نیوفتاده است و فعلاً خبری از توهمات نیست. در این میان بتمن از سوی Oracle احساس خطر میکند و سریعاً خود را به موقعیت مخفی که برایش در نظر گرفته بود میرساند. اتفاق ناگوار و ناراحت کننده ای که در این لحظه برای بتمن رخ میدهد، شاهد بود جنازه ی Oracle دختر Jim Gordon میباشد که باز هم این صحنه در قالب یک توهم در ذهن بتمن ایجاد شده است. در واقع Oracle دزدیده شده بود، توسط ScareCrew (مترسک) و Dark Knight (شوالیه ی تاریکی). شوالیه ی تاریکی یکی دیگر از اصلی ترین دشمنان بتمن محسوب میشود که هویت مشخصی ندارد. Oracle در توهمات بتمن به واسطه ی Joker در قسمت مخفی و محافظت شده داستان بازی Batman Arkham Knight ای که برای او در نظر گرفته شده بود تا به صورت پنهانی به کار هایش رسیدگی کند کشته شد. حتی صحنه ای که Joker وارد میشود و این دختر معلول را میکشد در توهمات بتمن شبیه سازی شده است.

جوکر در Batman Arkham Knight
جوکر در Batman Arkham Knight

وقتی Jim Gordon به این صحنه می آید و از دزدیده شدن دخترش آگاه میشود، بسیار آزرده و غمگین شده و شروع به گریستن میکند. در این حین او مقصر دزدیده شدن دخترش را بتمن میداند و میگوید که باربرا تمام دارایی من بود، او جزئی از خانواده ی من بود، تو مقصر هستی، از همان ابتدا نباید در این خصوص به تو اعتماد میکردم. حق با جیم گوردون بود، دقیقاً مشخص نیست که چه سرنوشتی در انتظار باربرا دختر جیم میباشد. دختر بیگناهی که درگیر جنون دو شخصیت نابودگر گاتهام، یعنی مترسک و شوالیه ی تاریکی شده است. پس از این رخداد، جیم از بتمن جدا میشود و تا یک برهه زمانی طولانی دیگر یکدیگر را نمیبینند. این قضیه داستان بازی Batman Arkham Knight یکی از مهمترین وقایع داستان بود که بتمن و جیم، دو یار و همیشه همیار یکدیگر بخاطر اشتباه بتمن و دزدیده شدن باربرا از یکدیگر جدا شوند. بتمن چهره ی غمناک خود را پشت نقابش پنهان میکند و سپس به این فکر میوفتد که باید هرچه زودتر سرنخ هایی از باربرا پیدا کند تا او را نجات دهد. این تنها جان باربرا نیست که خطر جدی و مهمی برای بتمن محسوب میشود، بلکه در این بازی صحبت از یک سری سلاح هایی میشود که در واقع بمب هایی با شعاع های انفجار گسترده هستند. علاوه بر این بمب ها مشکلات بسیار دیگری در سطح شهر وجود دارد که بتمن باید در طی مراحل اصلی و فرعی به آنها رسیدگی نماید. از داستان بازی Batman Arkham Knight سوی دیگر هر چه میگذرد ظاهراً در شهر حکومت نظامی شدید تری اعلام میشود و افراد مترسک و شوالیه ی تاریکی، با تانک های فوق پیشرفته وارد سطح شهر میشوند. اما خوشبختانه Batmobile (خودروی بتمن که علاوه بر سیستم حمل و نقل، در نوع خود یک تانک محسوب میشود) قدرتمند تر و انعطاف پذیرتر از آن است که بتواند در مقابل این تانک ها سر خم کند. خصوصاً اگر نابغه ای مثل آقای فاکس داستان بازی Batman Arkham Knight که مدیر بخش اجرایی شرکت بروس وین میباشد و او را در ساخت و طراحی ابزار و سلاح های فوق پیشرفته یاری میدهد نیز پشت این قضیه باشد. در امتداد داستان که دیگر Oracle یا همان Barbara برای انجام کمک های دیجیتالی و سرویس های هوشمند به بتمن حاضر نیست، آلفرد مستخدم بتمن به جای او دست به کار میشود. در کنار آلفرد آقای فاکس نیز بعضاً سلاح ها و ابزار آلات بسیار کاربردی را برای بتمن تهیه میکند و او را فرا میخواند تا آنها را تحویل دهد، همچنین بعضاً پیش می آید که آقای فاکس بروزرسان های بسیار کاربردی برای Batmobile (ماشین بتمن) طراحی میکند. در امتداد داستان بتمن سعی میکند سرنخ هایی از باربرا بیابد، او در طی کشمکش ها و داستان های بسیار به دو کشتی هوایی میرسد و پس از رویایی با مترسک و یافتن سر نخ های دیگر، میتواند موقعیتی که باربرا در آن زندانی شده را بیابد. پس از آنکه بتمن به این موقعیت میرسد، گازی که به داستان بازی Batman Arkham Knight واسطه ی آن قوه ی ترس فعال میگردد و موجب توهمات ترسناک برای بتمن شده است، برای باربرا نیز استفاده میشود. استفاده ی این گاز برای باربرا موجب ترس بیش از حد او شده و باعث میشود که او با استفاده از اسلحه ای که در دست دارد، دست به خود کشی بزند… . پس از آنکه بتمن این صحنه ی خودکشی باربرا را میبیند روی زانو های خود افتاده و با ناامیدی با گناهان خود دست و پنجه نرم میکند. اینکه باربرا به خاطر بی تدبیری او کشته شد. اینکه تمام شهر قصد نابودی او را دارند، تنها یار و همراه او یعنی جیم گوردون بخاطر این فاجعه از بتمن فاصله گرفته و قطعاً پس شنیدن همچین خبری، علاوه بر آن که بتمن جیم گوردون را برای همیشه از دست خواهد داد، بار بزرگی از احساس گناه تا همیشه بر دوش بتمن یا بهتر است گفته شود بروس وین سنگینی خواهد کرد. پس از به وقوع پیوستن این افکار ناامید کننده، آلفرد پیش خدمت بروس وین با کمی صحبت باعث میشود که بتمن باری دیگر برخیزد تا دوباره جریانات اصلی را پیگیری نماید. او یکی از زندانی های خود را که Ivy (آیوی) نام دارد و قدرت او ایجاد سم طبیعی بخصوصی است از زندان آزاد میکند تا در راستای نابودی دشمن از او کمک بخواهد. بتمن چندین بار داستان بازی Batman Arkham Knight به طرایق مختلف سعی بر نابودی مترسک و همراهش شوالیه ی تاریکی را داشته اما متاسفانه پشت سر هم با عدم موفقیت رو به رو میشود. او از جهاتی دچار توهمات ترسناک مختلفی است، خصوصاً اینکه به صورت دائم در این توهمات Joker را میبیند که بعضاً حضور ناگهانی و دلهره آوری دارد. این شخصیت در قالب ناخودآگاه بتمن همیشه برای او ظاهر داستان بازی Batman Arkham Knight میشود. او همیشه در حال خندیدن است و مدام بتمن را عصبی میکند، همچنین او همیشه پیشنهاد های شیطانی و وسوسه انگیزی میدهد که از سم مترسک هم کشنده تر و خطرناک تر است.

شوالیه ی تاریکی در Batman Arkham Knight
شوالیه ی تاریکی در Batman Arkham Knight

بتمن در بعضی مراحل، جهت نابودی ادواتی که مترسک و شوالیه ی تاریکی استفاده میکند نیز قالب می آید، در قسمتی از داستان بازی که بتمن درگیر نابودی این ادوات است، خبر بدی از سوی HarleyQueen دریافت میکند که یکی از بستگان جوکر محسوب میشود. او دقیقاً مثل جوکر یک شیطان پلید به حساب می آید اما با جنسیت زن. در آن موقعیت هارلی کویین که تاکنون خبری از آن نبود و به یک باره توجه بتمن را جلب کرد و به یکی از محرمانه ترین بخش های یکی از املاک بروس وین وارد شد و به یک سری تجاوزات پرداخت. این تجاوزات به آزاد سازی شخصیت هایی انجامید که در سلول های مخصوصی حبس بودند، این موقعیتی که هارلی کویین به آن وارد شده دقیقاً همانجایی است که جیم گوردون پیش از مرگ دخترش به آن نفوذ کرده بود. زندانی ها از سلول هایشان آزاد شدند اما نمیتوانستند جای دوری بروند، به همین منظور دستگیری مجدد آنها البته به لطف رابین نسبتاً سریع اتفاق افتاد اما متاسفانه بخاطر بی تدبیری یکی از زندانی ها و جنون هارلی، این زندانی ها پس از دستگیری یکی پس از دیگری کشته شدند. حضور رابین میتوانست خیلی پررنگ تر از چیزی باشد که در این بازی شاهدش بودیم، هرچند رابین پس از وقوع این اغتشاشات چند بار به بتمن پیشنهاد داد که از او نیز در طی مراحل و ماموریت هایش استفاده کند، اما متاسفانه بتمن قبول نکرد و سعی داشت بازی را یک تنه به پایان برساند که همچنین با شکست داستان بازی Batman Arkham Knight های پی در پی نیز مواجه میشد. بتمن که بخاطر گاز سمی وارد شده در بدنش دچار توهمات غیر قابل کنترل میشود و این قضیه برای آلفرد و رابین ایجاد نگرانی کرده است. به گونه ای که در قسمتی از داستان بازی بخاطر این مشکل، رابین بر خلاف نظر بتمن خود را قاطی ماجرا هایی میکند که نباید بکند. رابین سعی دارد که به جای بتمن وارد قضیه شود و از آن پس خودش ماجرا را پیگیری کند. به همین منظور رابین، بتمن یا در واقع بروس وین را در یک سلول محافظت شده ای قرار میدهد تا بیش از این توهماتش کار دستش ندهد، اما به هر ترفندی بتمن از سلول خارج میشود و ناخواسته به جای خود، رابین را در سلول زندانی میکند و خود به بازی برمیگردد. در هر حال بتمن سرسختانه با وجود توهمات و سختی کار دست از قضیه نمیکشد و به مسیر خود ادامه میدهد. در امتداد داستان برای گاتهام فاجعه ی بزرگی اتفاق میوفتد. مترسک با کمک شوالیه ی تاریکی گاز شیمیایی را در کل سطح شهر پخش میکنند که منجر به درگیری تمام اوباشی میشود که در خیابان ها وجود دارد. این گاز سمی خطرناک، علاوه بر وارد آوردن خسارات جسمی، مغز انسان را متوهم میسازد، در واقع در حال حاضر بلایی که سر بتمن آمده سر شهر نیز آمده است. خوشبختانه این گاز از یک ارتفاع مشخص نمیتواند بالاتر برود، در این خصوص بتمن قادر است که حداقل در ارتفاعات بالا اقدامات لازم را انجام دهد. همچنین Ivy (آیوی) شخصیتی که اخیراً بسیار مورد اعتماد بتمن قرار گرفته میتواند در جهت نابودی این گاز سمی اقدام نماید، اما Ivy در این مورد از قدرت کافی برخوردار نیست و بتمن باید با استفاده از ابزارآلاتی که آقای فاکس در اختیار او گذاشته، وارد اعماق زمین شود و نیروی لازم را به ریشه ی درخت غول پیکری که Ivy آن را وسط شهر رویانده برساند تا در جهت پاک شدن هوا اقدامی صورت گرفته باشد. پس از این رویداد Ivy تمام نیروی خود را صرف پاکسازی هوای شهر از گاز سمی میکند و در این راه جان خود را از دست میدهد. حرف آخری که Ivy به بتمن میزند چنین میباشد:” طبیعت همیشه برنده است.” این اتفاق افتاد و تماماً شهر از گاز های سمی پاک شد و آسمان را قاصدک های معلقی فرا گرفت که به واسطه ی مرگ آیوی به وجود آمدند. پس از این رویداد از سوی آلفرد خبر میرسد که جیم گوردون رئیس پلیس گاتهام توسط شوالیه ی تاریکی گروگان گرفته شده و بتمن میتواند از طریق کشتی هوایی که داستان بازی Batman Arkham Knight به تازگی در آسمان گاتهام به پرواز درآمده و یکی از مقر های اصلی مترسک و شوالیه ی تاریکی محسوب میشود، جهت کسب سرنخ برای پیدا کردن جیم اقدام نماید. پس از پیگیری هایی که صورت میگیرد، شوالیه تاریکی از خود سرنخ هایی به جا میگذارد که بتمن بتواند او را پیدا کند. در امتداد بتمن باید برای نجات جیم به اعماق زمین برود! جایی که شوالیه ی تاریکی با یک دستگاه زمین خوار در حال دریل کردن زمین میباشد و این روند را سرگرمی جالبی برای خود میداند. در این جریان درگیری بین شوالیه  تاریکی و بتمن صورت میگیرد، در واقع این درگیری در قالب تعقیب و گریزی دنبال میشود که بین ماشین زمین خوار شوالیه ی تاریکی و Batmobile بتمن که همان ماشین بتمن میباشد صورت میگیرد. این درگیری ها نهایتاً با نابودی Batmobile و فرار بتمن برای مدت کوتاهی پایان میابد و سپس کمی جلوتر مجدداً این درگیری آغاز میشود.

BatMobile در Batman Arkham Knight
BatMobile در Batman Arkham Knight

این درگیری در حالی آغاز میشود که Jim Gordon نیز دست و پا بسته در آن موقعیت حضور دارد. اینبار نبرد شوالیه ی شب و بتمن کمی متفاوت تر خواهد بود، بتمن اینبار دوست و همیار قدیمی خود را به نام Jason Todd پشت نقاب شوالیه ی تاریکی پیدا میکند! جیمز شخصیتی میباشد که بتمن بار ها توهم شکنجه شدن آن را دیده بود، اما اینبار دیگر توهمی در کار نیست و ظاهراً Jason که در گذشته به بتمن اعتماد داشته است، بنا بر اشتباهی سوء تفاهمی اتفاق افتاده که بتمن از این اعتماد سوء استفاده کرده و در این قضیه ناکام مانده است. همین روند Jason را به شدت ناراحت کرده و او را به سمت کینه توزی و انتقام سوق داده است. پایان این طرز فکر ستیز گرایانه موجب میشود که او بر علیه بتمن برخیزد. اما خوشبختانه بتمن در طی مبارزه ای کوتاه، در پایان Jason یا همان شوالیه ی تاریکی سابق را قانع میکند که در مورد او اشتباه میکرده است. پس از این اتفاق شوالیه ی تاریکی برای همیشه از صحنه ی دشمنی با بتمن خارج میشود. پس از آن، بتمن که جیم گوردون را آزاد کرده به همراهی یکدیگر به بالاترین نقطه ی همان ساختمان میروند تا به مترسک برسند. در این میان یکی از عجایب این بازی اتفاق میوفتد. اگر به یاد داشته باشید، دختر جیم که باربرا نام داشت خود کشی کرده بود، ظاهراً این خود کشی جزئی از توهمات بتمن بوده و باربرا در اصل نمرده است. آن قسمت طوری صحنه سازی شده بود داستان بازی Batman Arkham Knight که باربرا از ترس توهم خودش را خلاص کرده، اما در واقع این صحنه تماماً توهم خود بتمن بوده است. باربرا گوردون در آن لحظه به عنوان گروگان مترسک ظاهر میشود و جیم گوردون باید جان دخترش را در ازای مرگ بتمن میخرید که این اتفاق نیز افتاد. پس از کشمکش های بسیار، جیم به بتمن شلیک میکند و بتمن داستان بازی Batman Arkham Knight از ساختمان سقوط میکند، سپس مترسک که جیم گوردون را به این شکل خریده بود، باربرا را نیز از ساختمان به پایین می اندازد… . در حین سقوط، بتمن که ظاهراً به لطف زره ضخیم و هنر جیم گوردون برای اینکه به کجا شلیک کند، جان سالم به در برده است و در این حین بتمن باربرا را در حال سقوط از ساختمان نجات میدهد. وقتی با هم به زمین میرسند تعداد قابل توجهی از تانک های دشمن در مقابل آنها قرار دارد. در اینگونه مواقع Batmobile میتوانست به بتمن یاری رساند اما این وسیله ی نقلیه ی جنگی سر مبارزه ای که با شوالیه ی تاریکی درگرفته بود نابود شد. اما برای بروس وین شخصیت پشت نقاب بتمن که سرمایه دار بزرگیست، تهیه ی یک Batmobile دیگر نمیتواند کار سختی باشد، خصوصاً اگر مرد خردمندی همچون آقای فاکس مدیر برنامه و ساخت سلاح های بتمن باشد. به همین منظور این وسیله نقلیه باری دیگر با ظاهری نسبتاً جدید به کمک بتمن می آید. پس از نابودی تانک هایی که مانع شده داستان بازی Batman Arkham Knight بودند، بتمن، باربرا را به مقر اصلی پلیس گاتهام میبرد و باری دیگر از خدمات او در همان موقعیت مکانی استفاده میکند. پس از مدت کوتاهی حمله ی بسیار گسترده ای از سوی مترسک به مقر اصلی پلیس صورت میگیرد که بتمن با سختی بسیار آن را مهار میکند. پس از آن بتمن برای دریافت کمک به سمت رابین راهی میشود که او را در سلول حبس کرده بود. اما وقتی میرسد، با اتفاق غیر منتظره ای رو به رو میشود، رابین دزدیده شده! توسط مترسک و با کمک جیم گوردون … . کاملاً مشخص است که پشت این ماجرا حیله ای وجود دارد، بتمن یک موقعیت مکانی خاص را در قسمت پایینی یکی از پل های معروف شهر گاتهام میابد که باید به انجا برود. در آن موقعیت چند تلویزیون با هم ادغام شده اند که سخنان مترسک را برای بتمن به نمایش میگذارند. در این ویدئو از بتمن تقاضاً شد که در صورتی که خواهان نجات رابین میباشد باید خود را خلع سلاح کند و بدون هیچ کلکی وارد کابین کامیونی که در کنارش است شود.

رابین در Batman Arkham Knight
رابین در Batman Arkham Knight

بتمن اینکار را انجام میدهد و کامیون بتمن را به سمت رابین، جیم گوردون و مترسک در تیمارستان آرخام میبرد. در همان برهه زمانی که این 4 شخصیت در کنار هم هستند، مترسک از جیم گوردون میخواهد که ماسک بتمن را از صورتش بردارد تا به واسطه ی دوربین هایی که در اطرافش وجود دارند، به صورت زنده چهره ی پشت نقاب بتمن را به دنیا نشان دهد. پس از انجام اینکار، مترسک با تعجب با چهره داستان بازی Batman Arkham Knight ی بروس وین مواجه میشود. پس از این اتفاق، مترسک مایعی را به بروس وین تزریق میکند و سپس، یکی از بدترین و ترسناک ترین توهمات بروس وین که تاکنون با این شدت پیش نیامده بود آغاز میشود. در این توهم ترسناک، جوکر حاکمیت کلی ذهن بروس را در دست گرفته و در دنیای ساختگی خود، دست به انجام کار هایی همچون کشتار میزند. همچنین در این قسمت لحظات بسیار دلهره آوری وجود دارد که میخواهد نهایت ترس را به بروس وین وارد کند. در پایان این توهمات، بروس به واقع گرایانه ترین شکل ممکن در توهمات خود با جوکر داستان بازی Batman Arkham Knight درگیر شده و او را یک بار برای همیشه در گوشه ای از ذهن متوهم خود زندانی میکند. وقتی که بروس به حال خود بازمیگردد، مترسک باری دیگر از همان مایع به او تزریق میکند اما دیگر اینبار فایده ای ندارد، چرا که بروس ترس خود را پشت پرده ی این قضایا کشته و دیگر چیزی برای ترساندن او وجود ندارد. در این حین که دست و پای بروس بسته است و یک دوربین در حال فیلم برداری از صحنه برای تمام دنیا میباشد. مترسک که حال با مواد شیمیایی که موجب ترساندن میشود کاری از پیش نمیبرد، با یک اسلحه به سمت بروس نشانه گیری میکند و دقیقاً در همان لحظه که قصد شلیک را دارد، Jason یا همان Dark Knight  (شوالیه تاریکی) سابق که روزی همدست مترسک بوده به دست این شخصیت شلیک میکند تا مانع کشته شدن بروس وین شود، سپس با یک گلوله دست بروس را آزاد میکند و در این لحظه بروس همان مایع را به خود مترسک، ارباب ترس گاتهام تزریق میکند. حال همین توهمات ترسناک برای خود مترسک به شکلی فاجعه وار اتفاق میوفتد. از آن پس این شخصیت از لحاظ فکری به صورت کامل از دست میرود. داستان پر پیچ و خم و پیچیده ی بتمن در این لحظه به پایان میرسد، و این شخصیت میتواند پس از کشمکش های بسیار، گاتهام را از شر این شیاطین نجات دهد. اما با این تفاوت که حال تمام دنیا میداند که بروس وین معروف همان بتمن است. در همین خصوص، خبرنگاران و منابع بسیاری دم در خانه ی بروس وین جمع میشوند تا به صورت زنده و رسمی این قضیه را مورد بررسی قرار دهند. وقتی آلفرد پیش خدمت بتمن با او تماس میگیرد و در رابطه با این موضوع به بروس اطلاع میدهد، بروس نقاب بتمن خود را برمیدارد و به همراه هواپیمای مخصوص خود به خانه برمیگردد. وقتی این اتفاق میوفتد بروس بدون اینکه حتی صورتش را به مردم و خبرنگارانی که بیرون از خانه در حال تماشای او میباشند نشان دهد، وارد خانه میشود و پس از آن خانه ی بروس وین با انفجار مهیبی شروع به آتش گرفتن میکند. البته این قضیه از فریبکاری بروس وین است، او خیلی زیرک تر از آن است که بخواهد خودش را بکشد و صرفاً فقط با یک صحنه سازی نشان داد که بروس وین در آتش سوخته است. مشابه همچین فریبی را در فیلم قیام بتمن (2012) نیز شاهد بوده ایم.

گفتنی هایی در رابطه با داستان بازی

به طور کلی Batman Arkham Knight از داستان خیلی خوبی در جریان بازی استفاده کرد. اما این داستان به قدری بی نقص نبوده که نتوان از آن انتقاد کرد. اگر از طرفداران این قهرمان دوست داشتنی یعنی بتمن باشید، حتماً در جریان هستید که شخصیتی به نام زن گربه ای در عناوین مختلفی از بازی ها، انیمیشن ها و حتی فیلم های سینمایی این عنوان دیده شده است. در این بازی داستان بازی Batman Arkham Knight زن گربه ای وجود دارد اما در داستان اصلی بازی نیست. در مجاورت آن به مراتب از رابین بیشتر استفاده شده است اما نقش رابین نیز در این بازی به نسبت کوتاه بوده است. در مجاورت داستان بازی Batman Arkham Knight این قضیه مسئله ی باربرا گوردون که بتمن نام مستعار او را Oracle گذاشته بود مطرح میشود. بین Oracle و Barbara تنافض وجود دارد. پس از اینکه Oracle در توهم بتمن توسط جوکر برای اولین بار کشته میشود، از آن پس به بعد بتمن این شخصیت Barbara خطاب میشود و این قضیه میتواند بازیکن را کمی نسبت به شخصیت های حاضر در بازی گیج کند. جدای از آن، اگر پیگیر داستان های بتمن بوده باشید، Barbara اسم زن جیم گوردون میباشد نه دختر او. تا جایی که بنده اطلاع دارم جیم گوردون اصلاً دختر نداشته و فقط یک پسر داشته است. کسانی که تاکنون این بازی را تجربه نکردند میتوانند از طریق وبسایت رسمی آن اقدام نمایند.

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

گوگل استادیا میتواند یک رقیب شایسته در دنیای گیم باشد؟

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

درست زمانی که در آستانه‌ی ورود به نسل نهم از بازی‌های ویدئویی هستیم، یک کمپانی بزرگ دیگر وارد عرصه‌ی رقابت می‌شود! گوگل، یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌ها در عرصه‌ی نرم افزار، به زودی با شبکه‌ی استریمینگ اختصاصی خود وارد صنعت بازی‌های رایانه‌ای می‌شود در نسل آینده، به رقابت با مایکروسافت و سونی خواهد پرداخت. این موضوع هرچقدر هم که غیر منتظره بوده باشد، کاملا حقیقت دارد و در پاییز امسال به مرحله‌ی اجرا می‌رسد.

چه دوست داشته باشیم یا نه، استریمینگ یکی از بخش‌های مهم نسل نهم خواهد بود. شاید برخلاف گفته‌ی تعدادی از تحلیلگران، استریمینگ نتواند به این زودی‌ها جایگزین کنسول‌های سنتی مبتنی بر سخت افزار شود اما بدون شک، یکی از روش‌های جدید برای تجربه‌ی بازی‌ها خواهد بود.

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت
گوگل استادیا , استریم بازی ها روی تمامی دستگاه ها

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

نکته جالبی که درمورد استریمینگ وجود دارد، این است که در بحث استریمینگ، مردم به سمت محصولات فیزیکی یک شرکت نمی‌روند، بلکه شرکت‌ها به سمت محصولات مردم می‌روند! شاید در روزگاری، کمپانی سونی PS2 را با طیف وسیعی از بازی‌های انحصاری وارد بازار می‌کرد و مردم برای تجربه‌ی عناوین سونی چاره‌ای جز پیش رفتن به سمت محصول سونی (یعنی PS2) و خرید آن نداشتند اما در دنیای جدید و سال‌های آینده، انحصار طلبی جایگاه چندان پررنگی ندارد.

تکنولوژی با سرعت نور درحال پیشرفت است و تنوع محصولات در بازار رقابت، باعث تغییر در سیاست‌های شرکت‌ها شده است. بنابراین گوگل دیگر از شما نمی‌خواهد که برای استفاده از محصولاتش، حتما به صورت مستقیم مشتری گوگل شوید و یک کنسول از گوگل خریداری کنید، بلکه هرکجا که باشید و هر دستگاهی که داشته باشید، می‌توانید مشتری گوگل شوید! به عبارت ساده‌تر، دیگر رقابت بر سر فروش محصولات فیزیکی نیست بلکه رقابت به ارائه خدمات، سرویس‌ها، و محصولات دیجیتال نقل مکان کرده است.

مایکروسافت، سونی و نینتندو نیز به این مسئله کاملا آگاه هستند و آن‌ها خودشان را برای دنیای رقابت فردا آماده می‌کنند. مایکروسافت در E3 2018 بیشتر از هرچیزی، آمادگی خود برای رقابت با گوگل را به نمایش گذاشت. سرویس استریمینگ xCloud در حال پشت سر گذاشتن مراحل پایانی توسعه است و در اکتبر امسال به صورت رسمی دردسترس قرار می‌گیرد. همچنین اشتراک Xbox Game Pass نیز قدرتمندتر از همیشه آماده است تا مکمل سرویس استریمینگ مایکروسافت باشد. از طرف دیگر، حتی شرکت سونی نیز برای ورود به جهان استریمینگ با مایکروسافت درحال همکاری است؛ خبری که بسیاری از افراد را شگفت زده کرد!

گوگل استادیا میتواند یک رقیب شایسته در دنیای گیم باشد؟ 1
گوگل استادیا و مایکروسافت ایکس کلاود

حال سوالی که پیش می‌آید این است که در جهان رقابت فردا، چه شرکتی پیروز خواهد بود؟! آیا گوگل می‌تواند به رقیبی شایسته برای مایکروسافت، سونی و نینتندو تبدیل شود؟!

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

اول از همه باید توجه داشته باشیم که گوگل یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های جهان است و چنین شرکتی با ارزش میلیاردی‌اش، قطعا هیچ پروژه‌ای را بدون انجام تحقیقات و محاسبات کافی، شروع نمی‌کند. آن‌ها با بسیاری از توسعه دهندگان جهان مذاکره و همکاری کرده‌اند و تعداد قابل توجهی از بازی‌های بزرگ روز را برای انتشار همزمان با سرویس استریمیگ Google Stadia آماده کرده‌اند. از طرف دیگر، یک سرویس اشتراکی منحصر به فرد نیز ترتیب داده شده است.

سرویس استریمینگ Google Stadia در نوامبر امسال در 14 کشور جهان منتشر خواهد شد؛ البته با هزینه‌ی ماهانه! در پاییز امسال، تنها نسخه‌ی پولی این شبکه با نام Google Stadia Pro منتشر می‌شود که هزینه‌ی آن 10 دلار در ماه است. شما همچنین می‌توانید باندل The Google Stadia Founder’s Edition را با قیمت 130 دلار تهیه کنید که درحال حاضر در وضعیت پیش فروش است. این باندل شامل Chromecast Ultra ، یک عدد کنترلر Stadia ، سه ماه اشتراک Stadia Pro ، سه ماه اشتراک جداگانه برای یکی از دوستانتان، و یک عدد بازی Destiny 2: The Collection می‌باشد.

گوگل استادیا میتواند یک رقیب شایسته در دنیای گیم باشد؟ 2
تعرفه سرویس های گوگل استادیا

نسخه‌ی رایگان این شبکه‌ی استریمینگ، تحت عنوان Google Stadia Base با پشتیبانی از رزولوشن 1080p و نرخ فریم 60 در سال 2020 منتشر خواهد شد. در صورتی که بخواهید از کیفیت 4K HDR و بازی‌های رایگان ماهانه‌ی گوگل برخوردار شوید، باید اشتراک Stadia Pro را خریداری کنید که قیمت آن 10 دلار در ماه است. درحال حاضر، تنها عنوان Destiny: The Collection به عنوان بازی رایگان این اشتراک معرفی شده است.

نکته قابل توجه دیگر این است که بازی‌های Google Stadia همانند عناوین کنسول‌های سنتی و رایانه‌های شخصی، با قیمت 60 دلار منتشر می‌شوند و گوگل هیچ اشتراک ماهانه‌ای همانند Xbox Game Pass ارائه نخواهد داد. اشتراک Google Stadia که پیشتر درموردش صحبت کردیم، بیشتر شبیه به Xbox Live Gold یا PlayStation Plus است. در عوض تایید شده که اشتراک UPlay+ با ارائه‌ی بیش از 100 بازی کامل همراه با بسته‌های الحاقی و قیمت 15 دلار در ماه، برروی این شبکه‌ی استریمینگ در دسترس قرار خواهد گرفت.

گوگل استادیا میتواند یک رقیب شایسته در دنیای گیم باشد؟ 3
حداقل سرعت مورد نیاز برای اجرای بازی ها بر اساس کیفیت

کاربران بر اساس کیفیت سرعت اینترنت خود، می‌توانند بازی‌ها را بین کیفیت 720p تا 4K با نرخ فریم 60 استریم کنند. لازم به ذکر است که طبق گفته‌ی خود شرکت گوگل، حداقل سرعت مورد نیاز برای استریم 5Mbps می‌باشد درحالی که برای دریافت بهترین خروجی، به 35Mbps نیاز دارید. تصویر بالا راهنمای مناسبی برای درک بهتر تاثیر سرعت در کیفیت دریافتی می‌باشد:

گوگل استادیا , گوگل استادیا قیمت

در زمان انتشار، شما در صورتی که Chromecast Ultra داشته باشید، می‌توانید بازی‌های Google Stadia را برروی تلویزیونتان استریم کنید یا با استفاده از مرورگر Chrome برروی PC به تجربه‌ی بازی بپردازید. قابل توجه است که برای بازی، می‌توانید از هر کنترلری (یا موس و کیبورد برروی PC) استفاده کنید و نیازی به تهیه کنترلر اختصاصی Google Stadia که 70 دلار قیمت دارد، ندارید.

علاوه بر این، هر وسیله‌ی دیگری که از مرورگر کروم پشتیبانی کند، حتی Microsoft Surface Pro یا تبلت‌های اندروید، برروی کاغذ قادر به استریم خواهد بود؛ اما دستگاه‌هایی که به صورت رسمی جهت پشتیبانی از سرویس استریمینگ Google Stadia تایید شده‌اند، بسیار محدود هستند که اسامی آن‌ها عبارت است از : Pixel 3 ، Pixel 3 XL ، Pixel 3a و Pixel 3a XL . گوشی‌های iPhone و iPad در آینده قادر به پشتیبانی از Google Stadia خواهند بود.

گیم پلی Death Stranding

گیم پلی Death Stranding به صورت زنده توسط PlayStation رونمایی شد

به جرعت میتوان گفت که Death Stranding یکی از مورد انتظار ترین بازی های اخیر میباشد که به صورت انحصاری مخصوص کاربران پلتفرم PS4 استاندارد گیم پلی Death Stranding سازی شده است. معرفی این بازی در طی 2 سال اخیر، در ابتدا به صورت یک دموی سینماتیک در رویداد E3 2018 به نمایش در آمد که توسط شرکت Sony برگزار شده بود.

در این دموی سینماتیک 2 تن از شخصیت های معروفی که پیشتر در فیلم ها و سریال های هالیوودی شاهد آنها بودیم، به ایفای نقش پرداختند که در واقع شخصیت های اصلی بازی نیز محسوب میشوند. از این بازی پس از E3 2019، دمو های دیگری نیز فاش شد که شامل 4 دمو بوده است و تنها در بخشی از 1 مورد آن، قسمتی از گیم پلی بازی آن هم به صورت سربسته به نمایش در آمد که به واسطه ی این دمو چندان نمیشد در رابطه با گیم پلی بازی قضاوت کرد.

پس از مدت زمان قابل توجهی، Kojima سازنده و کارگردان این اثر خبر دیگری در رابطه با Death Stranding عرضه نکرد، و روند ساخت این بازی تا مدتی در سکوت باقی ماند. سپس در قالب دموی دیگری، نه تنها گیم پلی نسبتاً کامل تری از بازی، بلکه شمار قابل توجهی از بازیگران آن به علاوه تاریخ انتشار بازی نیز فاش شد.

پس از انتشار این دمو، که هر چند تقریباً به تاریخ انتشار آن هم نزدیک بود، اطلاعات متعدد دیگری در رابطه با Death Stranding به استحضار کاربران و دنبال کنندگان این بازی رسید. خصوصاً در رویداد Gamescom 2019 که شخص Hideo Kojima پس از 5 سال در این رویداد حضور پیدا کرد و گیم پلی Death Stranding دموی جدیدی از این بازی را به نمایش در آورد.

حال که کمتر از 2 ماه تا تاریخ انتشار Death Stranding زمان باقیست، PlayStation با برگزاری رویدادی به صورت زنده، و با حضور گرم مردم شرکت کننده در کنار Hideo Kojima بخش قابل توجهی از گیم پلی این بازی را که مدت آن کمتر از 1 ساعت میباشد به نمایش در آورد و با این حرکت اطلاعات جامع تری را در رابطه با این بازی فاش کرد. در این دمو که در رابطه با آن صحبت شد، به گونه ای بهتر میتوان گیم پلی Death Stranding را مورد بررسی قرار داد.

گیم پلی Death Stranding

Death Stranding یک بازی اکشن سوم شخص ماجراجویی میباشد که Norman Reedus به عنوان شخصیت اصلی در این بازی به ایفای نقش میپردازد که نام او Sam میباشد. اگر دمو هایی که تاکنون از این بازی رونمایی شد را پیگیری کرده باشید، شخصیت اصلی در این بازی کودک نوزادی را با خود همراه دارد که این کودک در یک محفظه قرار گرفته است.

براساس گیم پلی های دیده شده از این بازی، این کودک نوزاد همیشه همراه Sam است. Death Stranding از محیط خاصی برخوردار است؛ تمامی خصوصیاتی که در طبیعت پیرامون خود میبینیم در طبیعت این بازی نیز وجود دارد، اما انگار گیم پلی Death Stranding محیط Death Stranding در فضای کره ی زمین دنبال نمیشود و داستان بازی در اتمسفر دیگری که صرفاً مشابه زمین است دنبال میشود.

بنظر میرسد که Sam در ابتدای این بازی نقش یک بار بر را ایفا میکند. در گیم پلی بازی دیده شده است که این شخصیت جعبه های گوناگونی را روی خود سوار میکند که باید آنها را به مقصد مشخصی برساند. جالب است که بازیکن میتواند حجم بار را نیز تعیین کند، به گونه ای که Sam تا چند کیلوگرم بار را جا به جا نماید. مسیری که شخصیت اصلی در آن جهت بار رسانی پشت سر میگذارد بسیار پر فراز و نشیب است.

Sam در Death Stranding
Sam در Death Stranding

در بازی جاده یا محور خاصی وجود ندارد و Sam باید از دل طبیعت با وجود پستی بلندی ها، صخره های بزرگ، آبشار ها، چاله ها، تپه ها و … بار مورد نظر را به مقصد برساند. جالب است که هرچه بار Sam سنگین تر باشد نیاز بیشتری به حفظ تعادل این شخصیت وجود دارد، این تعادل به عنوان مثال در هنگامی که شخصیت اصلی میخواهد از عرض یک رودخانه عبور نماید بیشتر خودش را نشان میدهد.

ابزار آلات و اهرم هایی وجود دارد که شخصیت اصلی میتواند به واسطه ی آنها از ارتفاع زیادی به پایین برود یا از یک چاله ی عمیق عبور نماید. امکان استراحت برای شخصیت اصلی در این بازی وجود دارد، بازیکن در این میان میتواند گیم پلی Death Stranding پا های Sam را که در حین حمل بار تحت فشار قرار گرفته و خون ریزی دارد بانداژ کند، بخوابد، وضعیت کودک نوزاد را بررسی نماید و یا حتی برای این کودک ساز دهنی بزند.

جالب است بدانید برای Sam قابلیتی مثل تخلیه ادرار و حتی حمام کردن نیز وجود دارد. به منظور حمل بار، شخصیت اصلی میتواند با استفاده از یک وسیله ی بار بر کوچک، بخشی از بار خود را به او بسپارد تا خود بتواند سریعتر حرکت کند. این وسیله ی بار بری با یک سیم به شخصیت اصلی متصل میباشد و در هر جهت با او همراه است.

حتی این امکان وجود دارد که Sam بار های مورد نظر را تخلیه کند و این وسیله ی بار بری را تبدیل به یک وسیله ی حمل و نقل شخصی نماید؛ البته لازم به ذکر است که در این بازی وسایل نقلیه ی دیگری مثل موتور سیکلت هم وجود دارد و در این زمینه از تنوع قابل قبولی برخوردار است. Death Stranding به صورت دنیای آزاد پیاده سازی شده و از نقشه ی بزرگی برخوردار است. این بازی از حالت مخفی کاری هم استفاده میکند و در جریان مبارزات از قابلیت های بسیار خوبی بهره میبرد.

وسیله نقلیه در Death Stranding
وسیله نقلیه در Death Stranding

در خصوص سلاح گرم در Death Stranding باید گفت که این بازی بعضاً از سلاح هایی استفاده کرده که شاید تاکنون در هیچ بازی ویدئویی ندیده باشیم، چرا گیم پلی Death Stranding که نحوه ی آسیب رسانی این سلاح ها کاملاً نسبت به سلاح های مدرن امروزی متفاوت هستند؛ البته لازم به ذکر است که در جریان گیم پلی مبارزات فیزیکی با کیفیتی وجود دارد.

گونه های بسیاری در این بازی وجود دارند که Sam را تهدید میکند، این گونه ها بعضاً به قدری خطرناکند که در نوع خود یک Boss محسوب میشوند. مکانیزم حرکتی این بازی به خوبی طراحی شده و جلوه ای کاملاً واقع گرایانه ای دارد. به صورت کلی Death Stranding دارای دنیای عجیبی میباشد که قادر است بازیکن و حتی کاربر را در خود محو کند. حتی تماشای گیم پلی این بازی میتواند رغبت تجربه ی این بازی را در هر شخصیتی ایجاد نماید.

تاریخ انتشار Death Stranding برای 8 نوامبر 2019 برابر با 17 آبان 1398 مشخص شده است و فقط برای کنسول های PS4 استاندارد سازی شده است. این بازی هم اکنون جهت پیش خرید در دسترس است.

بررسی My Friend Pedro

نقد و بررسی My Friend Pedro در قالب گیم پلی و ساختار بازی

در طی 2 سال اخیر عناوین متعددی در سبک Side-Scrolling معرفی و نقد و بررسی My Friend Pedro وارد بازار شده است. پیشتر شاید کمتر در رابطه با این سبک بازی ها و حتی اسم آن شنیده میشد. اکثر صاحب نظران و کارشناسان عرصه ی بازی های ویدئویی، در رابطه با سبک Side-Scrolling بیشتر در سبک های 2 بعدی مانور میداده اند. چرا که در واقع اصل و اساس بازی های 2 بعدی بیشتر در قالب این سبک پیاده سازی شده اند و ساختار آن نیز به همین صورت چیدمان شده است. همانطور که گفته شد در طی 2 سال اخیر عناوین بسیاری در این سبک ساخته و منتشر شده اند که قالباً بازی های موفقی نیز از آب در آمدند. یکی از پتانسیل های سبک Side-Scrolling چنین میباشد که بازی هایی که در زیر مجموعه ی آن هستند میتوانند در حالت های مختلفی پیاده سازی گردند؛ به گفته ی دیگر این سبک از قالب انعطاف پذیری برخوردار میباشد. به گونه ای که در این سبک شاهد بازی های Action Shooter، Puzzle، Hack and Slash و … هستیم که این سبک بازی ها از جمله پرطرفدار ترین سبک های بازی های ویدئویی میباشند. از جمله بازی هایی که ما در قالب Side-Scrolling در طی چند مدت اخیر به معرفی و یا بررسی کلی آن پرداخته ایم، میتواند گویای انعطاف پذیری این حالت باشد. در این خصوص میتوان به Unravel Two اشاره کرد که یک عنوان فانتزی در قالب Puzzle میباشد و داستان 2 عروسک کاموایی را بیان میکند؛ این بازی از سبک Side-Scrolling برخوردار است. Yooshi’s Crafted World و Yooka-Laylee and the Impossible Lair که هر دوی آنها به صورت انیمیشنی، فانتزی و مخصوص کودکان ساخته شده اند نیز از این سبک استفاده کرده اند. Trine 4: The Nightmare Prince به صورت حماسی افسانه ای ساخته شده و در آن از چاشنی Hack and Slash استفاده شده است و گیم پلی آن به صورت CO-OP نیز قابل اجرا میباشد. همانطور که متوجه شدید، این بازی ها در حالت های مختلف در قالب Side-Scrolling ساخته شده اند. معرفی این چند عنوان شاید برای انعطاف پذیر بودن این سبک قانع کننده بنظر نرسد، و علاقمندان به سری بازی های تیراندازی بگویند که چرا عنوانی با چنین سبکی اخیراً معرفی نشده است ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که در این نوشته قصد بررسی یکی از عناوینی که مدت زمان زیادی از تاریخ انتشار آن نمیگذرد را داریم که در قالب اکشن Shooter ساخته شده و از سبک Side-Scrolling برخوردار میباشد.

My Friend Pedro (دوست من پدرو)، این بازی یکی از عناوین جذاب و پر سروصدایی میباشد که تاریخ انتشار آن به 20 ژوئن 2019 برابر با 30 خرداد 1398 بازمیگردد. این بازی پس از رونمایی از اولین دموی خود توانست توجه کاربران و منابع بسیاری را به خود جلب کند. به گونه ای که تیزر گیم پلی آن به تنهایی تنوانست مخاطبان بسیاری را به سمت خود سرازیر کند. در تیزری که از گیم پلی نقد و بررسی My Friend Pedro این بازی به نمایش در آمد، به گونه ای میشد هیجان و لذت یک بازی Shooting حرفه ای و عالی را در آن احساس کرد. با وجود اینکه My Friend Pedro از اصول معماری یک بازی Shooting به صورت حرفه ای و سازمان یافته استفاده نمیکند، اما توانسته با اضافه کردن چاشنی های مختلفی به گیم پلی بازی و استفاده از یک سری جلوه های خاص از آن یک عنوان هیجان انگیز بسازد.

داستان My Friend Pedro
داستان My Friend Pedro

داستان بازی

این بازی از داستان آنچنانی برخوردار نیست که بتوانیم به توصیف آن بپردازیم؛ همچنین این بازی بیشتر در قالب گیم پلی دنبال میشود و بخشی از گیم پلی آن نیز در نوع خود از ساختار فانتزی برخوردار میباشد. در My Friend Pedro یک شخصیت مرد به عنوان کاراکتر اصلی به ایفای نقش میپردازد که در ابتدای بازی این شخصیت در حالت خواب به سر میبرد، سپس یک موز که پدرو نام دارد با بیدار کردنش او را وارد جریان بازی میکند. این شخصیت به مراتب پیش میرود و در امتداد نقد و بررسی My Friend Pedro ناخواسته در مسیری قرار میگیرد که این موز یعنی همان پدرو خواستار قرار گرفتن در آن بوده است. در این بازی هیچگونه دیالوگی گفته نمیشود، اگر شخصیت های حاضر در بازی سخنوری میکنند در قالب صدای عجیبی در گوش شخصیت اصلی تداعی میشود که حتی یک واژه ی آن هم مشخص نیست. اما خوشبختانه نوشته هایی در قالب گفته های شخصیت های موجود در بازی وجود دارد که در نوع خود بیانگر داستان ساده ای میباشند که در بازی جریان دارد. بخاطر وجود صدای عجیبی که جدای از صدای شخصیت ها برای کاراکتر اصلی تداعی میشود، کمتر پیش می آید که بازیکن گوش سپردن به این صدای عجیب را به جان بخرد و پیگیر داستان بازی باشد. به صورت کلی شخصیت اصلی در My Friend Pedro از ابتدا تا انتهای بازی مبهم است، چرا که این شخصیت نقاب خاصی بر چهره ی خویش دارد که به کسی اجازه ی تشخیص صورت آن را نمیدهد. این شخصیت از پوششی خیابانی برخوردار است و در نوع خود یک قاتل حرفه ای سرسختی میباشد که از حرکات پارکورینگ به صورت قابل توجهی بهره میبرد. این شخصیت قادر است در آن واحد هنر پارکور و تیر اندازی را به شکل چشم گیری ادغام کرده و دشمنانش را از سر راه بردارد. در جریان بازی بخشی وجود دارد که به دنیای پدرو معروف است، در این بخش شخصیت اصلی وارد دنیای کاملاً فانتزی میشود که ساختار آن به صورت کلی با دنیای واقعی فرق دارد. در واقع این بخش جزئی از توهمات شخصیت اصلی محسوب میشود. توهماتی که از آن صحبت شد باز هم در بازی اتفاق میوفتد، در بخش پایانی بازی که شخصیت اصلی آخرین Boss را از سر راه برمیدارد، پدرو وارد مغز او شده و او را دچار توهمات عجیبی میکند. شخصیت اصلی در این توهمات خود، موز را که خود تبدیل به یک Boss سرسخت شده است را از بین میبرد و برای همیشه از شر صدا های عجیب و توهمات آن خلاص میشود. پس از رهایی یافتن شخصیت اصلی، هم از شر دشمنان و هم از شر موز، او ماسک خود را که از ابتدای بازی تا آخرین صحنه بر چهره ی خود داشت، پشت به دوربین آن را باز میکند و وقتی برمیگردد هیچ چهره ای از او جز استیکر لبخند 🙂 دیده نمیشود. یعنی فقط 2 چشم و یک خط لبخند. مطمئناً در این بخش همه ی کسانی که امیدوار بودند شخصیت اصلی نقاب خود را بردارد اساساً رکب بدی خورده اند.

گیم پلی My Friend Pedro
گیم پلی My Friend Pedro

گیم پلی بازی

همانطور که در مقدمه ی این نوشته گفته شد، My Friend Pedro در سبک اکشن Shooting ساخته شده و به صورت Side-Scrolling پیاده سازی شده است. این بازی میتواند لذت تجربه ی تیر اندازی حرفه ای را در کنار چاشنی تصویر آهسته برای بازیکن رقم بزند. علاقمندان به سری بازی های Shooting میتوانند لذت قابل توجهی از گیم پلی این بازی را تجربه بنمایند. این بازی بیشتر از اینکه بتواند در قالب یک بازی Shooting حرفه ای که توجه بازیکن را بر روی اهداف متمرکز کند، در واقع از صحنه ها و جلوه های اکشنی برخوردار میباشد که بیشتر جنبه ی هیجانی دارد. همانطور که طی مطالب گذشته در رابطه با این بازی گفته شد، My Friend Pedro در خصوص سبک تصویر برداری که از آن استفاده کرده، امکان نشانه گیری دقیقی که بازیکن در سبک های 3 بعدی انجام میدهد در این بازی وجود ندارد. نحوه ی تیراندازی در این بازی به صورت خطی انجام میشود (مشابه بازی های 2 بعدی)، به گونه ای که اگر هر چند تعداد از دشمنان نقد و بررسی My Friend Pedro پشت سر یکدیگر قرار گیرند و شخصیت اصلی از رو به رو به آنها حمله کند، تا اولین دشمن که در ابتدای صف قرار دارد کشته نشود، امکان کشتن شخصیت دوم کمی سخت میشود، با وجود آنکه این چند نفر به صورت همزمان در حال تیراندازی به شخصیت اصلی هستند. در این خصوص، بازی نحوه ی ورود شخصیت اصلی را به چنین موقعیت هایی از بخش های مختلفی در نظر گرفته است؛ به عنوان مثال در اینطور مواقع شخصیت اصلی از بالا وارد میشود و در چنین حالتی کنترل بهتری نسبت به نابود کردن دشمنان خود دارد و البته آسیب پذیرتر نیز هست. البته لازم به ذکر است که این قضیه همیشه تکرار نمیشود و در خیلی از مواقع دیده شده است که بازیکن باید از رو به رو وارد شود و به ترتیب دشمنانش را از بین ببرد که دقیقاً همان حالتی که راجب آن صحبت کردیم اتفاق میوفتد. البته باز هم لازم به ذکر است که بعضاً پریدن میتواند در اینطور موارد کارساز باشد. همانطور که پیشتر گفته شد، شخصیت اصلی بازی یک پارکور باز حرفه ای میباشد که از آن حرکات بسیار جذاب و در عین حال خطرناکی در جریان بازی دیده میشود. حرکات پارکورینگی که برای شخصیت اصلی وجود دارد، شامل پرش های بلندی میباشد که در صورتی که از جایگاه بلندی صورت بگیرد، موجب انجام حرکت آکروباتیک این شخصیت میگردد. همچنین امکان پرش دیوار به دیوار و در کنار آن از قسمت های طناب بازی نیز بهره مند میباشد. در بازی My Friend Pedro برای 2 نوع اسلحه امکان آن وجود دارد که بازیکن بتواند آنها را به صورت مجزا در 2 دست خود بگیرد. در چنین حالتی بازیکن قادر است هدف یک اسلحه را به یک نقطه و هدف اسلحه دیگر را به نقطه ی دیگری متمرکز نماید. این قابلیت یکی از امکانات بسیار مهم بازی میباشد که بسیار به جنبه ی هیجانی آن می افزاید، خصوصاً وقتی که با تصویر آهسته و حرکات آکروباتیک پارکورینگ همراه میشود. این بازی از نظر تیراندازی به شکل با کیفیتی طراحی شده و به صورت کلی عنوانی میباشد که در آن تیراندازی بسیار صورت میگیرد و به گفته ی دیگر آتش بازی در آن بسیار دیده میشود.  در گیم پلی این بازی پدرو به عنوان همراه شخصیت اصلی، گاهاً توضیحاتی را در خصوص مراحل و چالش های پیش رو به بازیکن میدهد. همچنین در بعضی مواقع در گیم پلی My Friend Pedro پیش می آید که بازیکن در یک قسمت دچار مشکل میشود و نمیتواند پیشتر برود، در اینطور مواقع Pedro پس از شکست بازیکن توضیحاتی به منظور عبور از چالش پیش رو به بازیکن میدهد. این بازی مراحل متعددی را در بخش های مختلفی ایجاد کرده است. به صورت کلی مراحل به 6 بخش مختلف تقسیم میشوند که هر بخش شامل دشمنان، محیط، چالش ها و در پایان آن Boss های مختلفی میباشد. در رابطه با چالش هایی که در مورد آن گفته شد، هر بخش شامل چالش های خاص خود میباشد که بعضی از آنها مفید و بعضی از آنها واقعاً مشکل ساز هستند. این چالش ها در مراحل ابتدایی بازی کاملاً ساده و مفید هستند و بازیکن هر چه بیشتر به مراحل پایانی نزدیک میشود این چالش ها سخت تر و به مراتب حتی کشنده تر میشوند. به گونه ای که در بخش پایانی بازی (پیش از مرحله ی آخر) مراحلی وجود دارد که چالش های آن خیلی بیشتر از دشمنانش تمرکز بازیکن را به خود جلب میکند. در بخش های ابتدایی بازی چالشی وجود دارد که یک قطعه ی فلزی در بخشی از محیط بازی آویزان است، بازیکن وقتی به آن شلیک کند عمل انعکاس صورت میگیرد و تیر شلیک شده تغییر حالت داده و به دشمن برخورد میکند. چالش دیگری که میتوان از آن مثال زد، نوار الکتریکی میباشد که بازیکن باید ابتدا آن را خنثی کرده و سپس از آن عبور کند و اگر دیر بجنبد این نوار الکتریکی کسری از ثانیه شخصیت اصلی را نابود میکند. همانطور که متوجه شدید، چالش اول مفید واقع شده و چالش بعدی که در قسمت های پایانی بازی وجود دارد واقعاً خطرناک هستند. غیر از مرحله ی آخر و بخش دنیای پدرو،  مابقی بخش ها از بین 8 تا 10 مرحله برخوردار هستند. مرحله ی آخر که پایان بازی محسوب میشود از یک مرحله و بخش دنیای پدرو از 4 مرحله بهره مند میباشد. در بخش دنیای پدرو، شخصیت اصلی بازی دچار یک سری توهمات میشود و در واقع این 4 مرحله را درتوهمات خود سپری میکند. همانطور که پیشتر گفته شد، این بخش نیز با سایر بخش ها متمایز بوده و از طبیعت، دشمنان و به صورت کلی ساختار متفاوتی برخوردار میباشد. محیط این بخش نسبت به سایر بخش ها به شکلی کاملاً فانتزی ساخته شده و از چالش های متفاوتی نیز برخوردار میباشد. اگر دقت کرده باشید، تاکنون اشاره هایی به امکان تصویر آهسته در بازی شده است. به جرات میتوان گفت که تصویر آهسته در My Friend Pedro، پس از میزان سلامتی مهمترین قابلیت این بازی محسوب میشود. بازیکن قادر است به واسطه ی این قابلیت خیلی آسوده تر دشمنان خود را از پای در آورد. وقتی که قرار است چند دشمن مختلف را از پای در آورید، استفاده از انواع سلاح هایی که میتواند با 2 دست بر روی آنها کنترل داشت و استفاده از تصویر آهسته میتواند کمک بسیار شایانی به بازیکن بکند. در این بازی، یکی از خصوصیات بسیار خوبی که برای بازیکن در اختیار گذاشته شده، برای وقتی میباشد که میزان سلامتی شخصیت اصلی به پایان رسیده است. در چنین موقعیت نقد و بررسی My Friend Pedro هایی شخصیت اصلی قادر است به واسطه ی چرخشی که انجام میدهد تیر های دشمن را جا بگذارد تا به او اصابت نکند. این قضیه در هر موقعیتی پاسخگو میباشد و بازیکن قادر است که از آن استفاده نماید. یکی از خصوصیات بسیار خوبی که گیم پلی My Friend Pedro از آن برخوردار میباشد تنوع در ساختار کلی بازی میباشد. در قسمت هایی از بازی، بازیکن امکان جنگیدن در حال موتور سواری، سقوط آزاد از بالای ساختمانی بلند و … را تجربه میکند.

سلاح ها

در ابتدای بازی، شخصیت اصلی از یک اسلحه ی کلت استفاده میکند که میزان تیر آن به صورت بی نهایت میباشد (کلت تنها سلاحی است که میزان تیر آن بی نهایت است). در امتداد، هرچه بازیکن بیشتر به پایان بازی نزدیک شود سلاح های مختلف دیگری را دریافت میکند که به ترتیب میتوان به Uzi (که شخصیت اصلی میتوان از آن همانند کلت به صورت دو دستی استفاده کند)، Shotgun، M4، Sniper Rifle اشاره کرد. شاید برایتان جای سوال باشد که در این سبک بازی ها Sniper Rifle چگونه میتواند کار کند ؟؟ این بازی از زاویه ی دید خاصی استفاده میکند که تا بخش محدودی از موقعیت مکانی را به نمایش میکشد، در صورت استفاده از Sniper Rifle بازیکن میتواند به برد بیشتری از محیط بازی دید داشته باشد و به دشمنانی که نسبتاً دور هستند نیز شلیک کند. خوشبختانه شبیه سازی ساختاری که در نحوه ی شلیک سلاح ها وجود دارد به شکلی با کیفیت پیاده سازی شده است و از سوی دیگر از صداگذاری بهینه ای در نحوه ی شلیک استفاده شده است. یکی از قابلیت های خوب دیگری که برای اسلحه M4 وجود دارد، برخورداری از نارنجک انداز میباشد که خسارت قابل توجهی را به دشمن وارد میکند. در پایان لازم به ذکر است که شخصیت اصلی در این بازی حرکت فیزیکی به منظور ظربه وارد کردن به دشمن نیز استفاده میکند.

نمونه ای از چالش های My Friend Pedro
نمونه ای از چالش های My Friend Pedro

پدرو و شخصیت اصلی

همانطور که گفته شد، در این بازی یک موز در نقش پدرو به ایفای نقش میپردازد که در ابتدای بازی شخصیت اصلی را پیدا میکند و او را در راستای رسیدن به اهداف خودش همراهی میکند. این شخصیت که از ابتدا تا پایان بازی هیچگونه حرفی از او شنیده نمیشود، ماسکی بر چهره ی خود دارد که همچنین چهره ای از او دیده نمیشود. پدرو در واقع همراهی میباشد که در خصوص پشت سر گذاشتن راحتتر مراحل و چالش ها به شخصیت اصلی مشاوره میدهد. این کاراکتر موزی در بعضی مواقع شخصیت اصلی را دچار توهم میکند و او را وارد دنیای دیگری میکند که در ابتدا تا انتهای بازی حتی یک بخش را به صورت اختصاصی به این توهمات اختصاص داده اند. به بیان دیگر میتوان گفت که شخصیت اصلی تماماً تحت اختیار پدرو میباشد. یکی از خصوصیات مثبت این بازی استفاده از موسیقی متنی میباشد که در خصوص گیم پلی بازی طراحی شده است. در بسیاری از مراحل این موسیقی متن کاملاً با خلق و خو و روحیات آن مرحله سازگار نقد و بررسی My Friend Pedro است و حس بسیار مثبتی را به بازیکن منتقل مینماید. از شخصیت اصلی همانطور که چیزی شنیده نمیشود، دیالوگی نیز در قالب متن وجود ندارد. در مجاورت آن پدرو به عنوان شخصیت مکمل، به اندازه هر دوی آنها حرف میزند، آن هم حرف هایی که نمیتوان چیزی از صدای آن متوجه شد و محتوا به صورت کامل در متن خلاصه میشود. یکی دیگر از خصوصیاتی که در رابطه با شخصیت اصلی وجود دارد، چنین میباشد که هیچگونه اسمی از آن شنیده و یا دیده نمیشود.

سخن پایانی

My Friend Pedro در قالب یک بازی اکشن Shooter حرفه ای که به صورت Side-Scrolling ساخته شده است، در نوع خود یک بازی هیجان انگیز و تجربه برانگیز محسوب میشود. اما این بازی مثل سایر بازی ها از یک سری معایب نیز برخوردار میباشد. به عنوان مثال، همانطور که در قسمت گیم پلی بازی گفته شد، بازیکن قادر نیست چند هدف مختلف را مورد شلیک قرار دهد، البته اهدافی که پشت سر هم قرار دارند، متاسفانه یکی از مهمترین معایب این بازی چنین میباشد که حتی وقتی دشمن اول کشته میشود، تیر به جنازه ی آن برخورد میکند و اجازه نمیدهد که این گلوله ی شلیک شده به دشمن دوم یا همانی که پشت سر آن قرار دارد برخورد کند. این موضوع با تغییر زاویه کمی قابل حل است ولی در بعضی مواقع این زاویه نیز بسته میباشد. همانطور که در ابتدای نوشته گفته شد، بازیکن قادر است در زمانی که از سلاح های 2 تایی استفاده میکند، یک هدف را در یک نقطه و هدف دیگر را در نقطه ی دیگری مورد شلیک قرار دهد. در بعضی مواقع دیده میشود که این عملکرد باید سریع صورت بگیرد، خوشبختانه My Friend Pedro این امکان را ایجاد کرده که وقتی نشانه گر یک هدف را در نزدیکی دشمن میبرید، خود به صورت خودکار بر روی هدف متمرکز شود، اما اگر برد این نشانه گیری هدف کمی نقد و بررسی My Friend Pedro بیشتر میشد که بازیکن میتوانست با فاصله بیشتری هدف را بر روی خود دشمن قفل کند خیلی بهتر بود. همانطور که گفته شد، در قسمت هایی از این بازی تفاوتی در ساختار گیم پلی ایجاد میشود که میتوان به قسمت موتور سواری، سقوط آزاد ازساختمان و … اشاره کرد. اگر این بازی میتوانست در این خصوص از قسمت های مختلف دیگری هم استفاده کند، My Friend Pedro از تنوع بیشتری برخوردار میشد. در گیم پلی این بازی بعضاً چالش هایی وجود دارد که عبور از آنها بسیار سخت و دشوار و گاهاً غیر ممکن جلوه میکند. اگر این چالش ها که گاهاً در بازیکن احساس نا امیدی ایجاد میکنند درجه ی سختی آنها کمتر و تعداد آنها بیشتر بود با بازخورد مناسب تری از سوی بازیکن مواجه میشد. این بازی توسط شرکت Dead Toast ساخته شده و به واسطه ی شرکت Devolver Digital عرضه گردیده است. My Friend Pedro فقط برای پلتفرم های Nintendo و PC استاندارد سازی شده و علاقمندان میتوانند در صورت خرید از طریق لینک های درج شده فوق اقدام نمایند.

بررسی گیم پلی Darksiders Genesis و حواشی پشت پرده این بازی 4

بررسی گیم پلی Darksiders Genesis و حواشی پشت پرده این بازی

در طی 1 سال گذشته یکی بررسی گیم پلی Darksiders Genesis از عناوین مورد انتظاری که به واسطه ی THQ Nordic وارد بازار شد Darksiders 3 بود. به صورت کلی سری بازی های Darksiders از بدو انتشار اولین نسخه آن که در سال 2010 صورت گرفت تاکنون جزء یکی از بهترین عناوین سبک Hack And Slash بوده است که در لیست بهترین بازی های Hack And Slash بازیکنان بسیاری قرار دارد. وقفه ی بررسی گیم پلی Darksiders Genesis نسبتاً زیادی بین سری دوم این بازی تا سری سوم آن یعنی Darksiders 3 وجود دارد که شاید بتوان علت اصلی آن را توقف روند کاری ناشر این بازی یعنی شرکت THQ Nordic دانست که خوشبختانه در طی 2 سال گذشته با قدرت به عرصه ی کاری خود بازگشته است. با وجود این وقفه Darksiders 3 با قدرت ظاهر شد و یکی از بهترین خصوصیات آن که برای ایرانیان بسیار حائز اهمیت است، برخورداری از زبان فارسی در زیرنویس این بازی میباشد. این بازی علاوه بر خصوصیت ذکر شده، از گیم پلی و داستان بسیار قوی نیز برخوردار بوده است که البته گیم پلی بازی نسبت به سری گذشته ی آن خیلی سخت تر طراحی شده است. با تمام این اوصاف Darksiders 3 نیز به عنوان یک بازی موفق در سبک اکشن Hack And Slash انتشار یافت و توانست باری دیگر نظر طرفدارانش را جلب کند. اگر استحضار داشته باشید اخیراً ما به معرفی عنوانی بررسی گیم پلی Darksiders Genesis از سری بازی های Darksiders پرداختیم که یکی از 4 شوالیه ی اصلی این بازی به نام نزاع به عنوان شخصیت اصلی به ایفای نقش پرداخته است. این بازی که Darksiders Genesis نام دارد، پس از رونمایی گیم پلی آنچنانی از آن در دسترس قرار نگرفت. علاوه بر آن این بازی پس از رونمایی مورد توجه منتقدان بسیاری قرار گرفت، چرا که این بازی نسبت به سایر عناوین Darksiders از تفاوت قابل لمسی برخوردار میباشد و آن هم حالت فیلم برداری یا همان نمایش بازی است. اگر از طرفداران این بازی باشید حتماً در جریان هستید که سری بازی های Darksiders علاوه بر برخورداری از سبک Hack And Slash از حالت دوربین سوم شخص برخوردار بودند که بسیار در این سبک معمول میباشد. اما Darksiders Genesis به صورت Top-Down پیاده سازی شده، یعنی دوربین از بالا به پایین در حال تصویر برداری از شخصیت اصلی میباشد. هر چند که این نحوه ی تصویر برداری نیز برای سبک Hack And Slash بسیار استفاده بررسی گیم پلی Darksiders Genesis شده است که به عنوان نمونه میتوان به سری بازی های Diablo اشاره کرد. اما بعضی منتقدان معتقدند که چون 3 سری گذشته به صورت سوم شخص ساخته شد و شخصیت ها به صورت کامل و بی نقص به نمایش درآمدند، بهتر بود این سری نیز به همین شکل ساخته میشد؛ چرا که از نزاع، شخصیت اصلی این بازی تاکنون در هیچ یک از عناوین منتشر شده این سری بازی ها گیم پلی دیده نشده است.

Darksiders Genesis Gameplay
Darksiders Genesis Gameplay

Darksiders Genesis ساختاری مشابه با سری بازی های Diablo دارد. نزاع به عنوان شخصیت اصلی این بازی هم از سلاح سرد و هم از سلاح گرم خاص خود استفاده میکند که سلاح اصلی آن نیز محسوب میشود. طبق گیم پلی هایی که از این بازی دیده شده است، مشخص است که بازیکن قادر میباشد در حین انجام بازی شخصیت اصلی را تغییر دهد. در دمو هایی که تاکنون در دسترس قرار گرفته WAR (جنگ) به عنوان یکی از 4 شوالیه در کنار نزاع حضور دارد که بازیکن میتواند در جریان گیم پلی از او نیز استفاده کند. یکی از قابلیت هایی که برای هر دو شخصیت وجود دارد امکان دو پرش (Double Jump) میباشد که پس از انجام شدن شخصیت ها میتوانند به واسطه ی یک بال غیر واقعی روند فرود را داشته باشند. یکی از قابلیت های نزاع، شخصیت اصلی و بحث برانگیز Darksiders Genesis ایجاد شخصیتی مشابه خود میباشد که خصوصاً در حین حملات سنگین دشمن میتواند بسیار کارآمد و موثر واقع گردد. برای هر دو شخصیت (نزاع و جنگ) امکانات جنگی بسیاری قرار داده شده است تا بازیکن بتواند با  بررسی گیم پلی Darksiders Genesis تنوع موجود، از جریان گیم پلی لذت ببرد. یکی از معایب این بازی ثابت بودن دوربین میباشد؛ یعنی اگر شخصیت اصلی پشت تخت سنگ بزرگی قرار بگیرد فقط سایه ی آن را نشان میدهد و در این صورت اگر دشمنی وجود داشته باشد بازیکن قادر نیست عملکرد آنها را جهت وارد آوردن خسارت زیر نظر بگیرد. همانطور که گفته شد یکی از خصوصیات اصلی نزاع استفاده از سلاح گرم میباشد؛ سازندگان با وجود Top-Down بودن تصویر بازی برای سلاح های گرم قابلیت نشانه گیری قرار داده اند، خوشبختانه ساختار نشانه گیری به گونه ای طراحی شده که بازیکن بتواند به شکلی کنترل شده بر تیر اندازی خود تسلط داشته باشد. اگر Darksiders 3 را تجربه کرده باشید حتماً بخاطر دارید که پس از پر شدن نواری که در قسمت کناری میزان سلامتی شخصیت اصلی وجود داشت، بازیکن میتوانست نیرویی را آزاد که خسارت بسیار چشمگیری را به دشمن وارد میکرد. این قابلیت در Darksiders Genesis نیز وجود دارد که پس از آزاد کردن قدرت، نزاع تبدیل به یک هیولای غول پیکر شکست ناپذیر میشود. یکی از جزئیاتی که در جریان گیم پلی این بازی وجود دارد چنین میباشد که Darksiders Genesis علاوه بر برخورداری از صحنه های اکشن با کیفیت، گاهاً از جریاناتی در بازی استفاده میکند که به نوعی جنبه ی Puzzle دارد، اما به گونه ای که برای حل آن چالش فقط نیاز به تمرکز بازیکن میباشد. یکی دیگر از خصوصیات جالب توجه این بازی بمب هایی میباشند که توسط نزاع بر روی زمین ریخته میشود و دشمن امکان دید آنها را ندارد، این بمب ها با تعداد نسبتاً بالایی اطراف شخصیت اصلی پخش میشوند اما میزان خسارتی که وارد میکنند چندان چشم گیر نیست. Darksiders Genesis از اکشن سازی قابل قبولی برخوردار میباشد و از نظر بنده چیزی از سری های قدیمی خود کم ندارد. ساختار گیم پلی این بازی به شکلی با کیفیت طراحی شده و حتی از لحاظ گرافیکی جلوه های بصری و نور پردازی نیز قابل قبول میباشد. شاید بعضی معتقد باشند که ممکن است هیجانی که در سری های گذشته ی این بازی تجربه کرده باشند را در Genesis تجربه نکنند؛ اما دیدگاه بنده چنین نیست، چرا که Darksiders Genesis نیز در قالب متد های خاص خود ساخته شده و در نوع خود یک عنوان تجربه برانگیز محسوب میشود. این بازی توسط گسترش دهندگان Airship Syndicate ساخته شده و به واسطه ی THQ Nordic برای پلتفرم های Nintendo Switch، Stadia، Microsoft Windows، Xbox One و PS4 عرضه خواهد شد. تاریخ انتشار دقیقی از این بازی فعلاً در دست نیست ولی انتظار میرود که بتوانیم تا پایان سال 2019 این بازی را تجربه کنیم.

 

Wolfenstein Youngblood

بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood در اولین نگاه

Wolfenstein Youngblood برای بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood اولین بار در رویداد E3 2018 شرکت Bethesda رونمایی شده بود. از این بازی پس از پرده برداری از عنوان آن گیم پلی و دموی خاصی در دسترس قرار نگرفت، اما در رویداد E3 2019 شرکت Bethesda یعنی 1 سال پس از اولین رونمایی این بازی، در یک دموی چند دقیقه ای به نمایش در آمد که تلفیقی از گیم پلی و دموی سینماتیکی از این بازی بود. در Wolfenstein Youngblood همانطور که در گذشته در رابطه با آن گفته شد 2 دختر جوان به عنوان شخصیت های اصلی داستان به ایفای نقش میپردازند. پس از به تصویر کشیده شدن این بازی در E3 2019، در رابطه با تاریخ انتشار آن نیز گفته شد اما متاسفانه به صورت دقیق به آن اشاره نشد، فقط در این حد که تا پایان سال 2019 در دسترس قرار خواهد گرفت. به همین منظور سازندگان این بازی در قالب بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood یک دمو نسبتاً طولانی تصویری از گیم پلی آن را در دسترس قرار دادند تا صاحب نظران بتوانند پیش از انتشار این بازی در رابطه با اظهار نظر کنند و نقاط و قوت و ضعف آن را بسنجند. این بازی هم اکنون در نسخه های مختلف در دسترس بوده و ما در این مطلب میخواهیم به یک جمع بندی کلی از این بازی برسیم.

از لحاظ موضوعی میتوان گفت که Wolfenstein Youngblood در عصر مدرن دنبال میشود که در جریان بازی پرچم ناسیونال سوسیالیست دوره ی هیتلر به چشم میخورد. همچنین در نکاتی که در بخش بارگزاری بازی نوشته میشود نیز دستور کشتن نازی ها به بازیکن داده شده است. همانطور که پیشتر گفته شد، 2 دختر جوان به عنوان شخصیت های اصلی بازی به ایفای نقش میپردازند که بازیکن میتواند هم به صورت تک نفره و هم به صورت CO-OP به اجرای بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood بازی بپردازد. به منظور دو شخصیته بودن این بازی، سازندگان سعی بر آن داشتند که در جریان گیم پلی بازی از چاشنی کار تیمی هم استفاده کنند که در قسمت هایی از چالش های بازی دیده میشود. کار تیمی در این بازی بیشتر در جریان مبارزات خودش را نشان میدهد، در غیر این صورت آنچنان از صحنه های فکری و Puzzle همانند بازی Unravel 2 برخوردار نیست که هر دو شخصیت در لحظه به لحظه ی بازی یکدیگر را تکمیل کنند. Wolfenstein Youngblood در سبک اکشن اول شخص Shooting ساخته شده است و در این قالب از جلوه های بسیاری برخوردار میباشد که میتواند به نحوه ی نشانه گیری، تیراندازی، انفجار ها و … اشاره کرد. همچنین شخصیت های اصلی بازی از قابلیت های مختلفی مثل غیب شدن، دو پرش (Double Jump) و … استفاده میکنند. این بازی از میزان خشونت نسبتاً بالایی استفاده کرده است که بیشتر در نحوه ی کشتار های فیزیکی بازی دیده میشود. در جهت پیاده سازی مکانیک بازی، Wolfenstein Youngblood به شکل قابل توجهی ساخته شده بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood که حتی شامل نحوه دویدن شخصیت اصلی بازی میشود و در این خصوص شخصیت اصلی قادر به سر خوردن نیز میباشد. تیر اندازی با همه ی سلاح های موجود در این بازی از لذت خاص خود برخوردار میباشد که خصوصاً وقتی 2 دختر جوان در کنار هم به صورت همزمان با هم هدفی را مورد شلیک قرار میدهند این روند لذتبخش تر نیز بنظر میرسد.

یکی از قابلیت های مهمی که در این بازی وجود دارد، امکان شخصی سازی سلاح ها میباشد که به شکل متنوعی انجام میشود. این شخصی سازی ها به گونه ای میباشد که میتواند کوچک ترین سلاح گرم در این بازی را که همان Pistol ها هستند، به یک اسلحه فوق پیشرفته، انعطاف پذیر و کشنده در زمینه ی جنگی مبدل سازد. این شخصی سازی علاوه بر سلاح ها شامل پوشش شخصیت های اصلی نیز میشود که اکثراً به صورت از پیش تعیین شده در بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood دسترس گذاشته شده است. در صورت تک نفره بازی کردن بازیکن در Wolfenstein Youngblood، شخصیت دومی که با بازیکن همراه است از یک هوش مصنوعی برخوردار میباشد. در این جهت شخصیت دوم باید بتواند به خوبی با بازیکن هماهنگ شود تا در کنار هم بتوانند چالش های پیش رو را با موفقیت پشت سر بگذارند، اما متاسفانه در بعضی مواقع معدودی دیده شده است که هوش مصنوعی شخصیت دوم چندان خوب عمل نمیکند یا متاسفانه به طوری که باید با شخصیت اصلی هماهنگ نیست. به طور مثال چون این بازی از حالت مخفی کاری در قسمت هایی از گیم پلی خود استفاده کرده، و به این منظور امکان غیب شدن را در دسترس قرار داده است، شخصیت دوم در این مورد با بازیکن چندان هماهنگ نیست و در بعضی مواقع در غیب شدن از بازیکن اصلی جا میماند، و این قضیه منجر به لو رفتن آنها میشود. با این اوصاف، این قضیه شاید برای برخی بازیکنان چندان ملموس بنظر نرسد، اما امیدواریم که در گسترش دهندگان بتوانند در آینده این مشکل کوچک را در طی بروزرسان های خود برطرف نمایند.

اگر میخواهید با یکی از دوستانتان به صورت CO-OP برای تجربه ی Wolfenstein Youngblood اقدام کنید، پیشنهاد میشود در زمان هایی که به یک دشمن خیلی قوی برمیخورید (که در این بازی در قالب ربات های غول پیکر وجود دارد)، یکی از شخصیت ها حواس ربات را پرت کند و دیگری آن را مورد هدف قرار دهد. چرا که براساس گیم بررسی گیم پلی Wolfenstein Youngblood پلی های دیده شده از این بازی، ربات ها تنها روی یک شخصیت تمرکز میکنند و قادر نیستند 2 هدف را مورد شلیک قرار دهند؛ در این صورت یکی از شخصیت ها میتواند حواس او را پرت کرده و دیگری آن را از پای در آورد. در خصوص شخصیتی که حواس ربات را پرت میکند چندان جای نگرانی نیست، چون این بازی از قابلیت های گوناگونی در جهت جا به جایی سریع استفاده کرده است که بازیکن میتواند از آنها استفاده کند.

همانطور که در ابتدای متن گفته شد، این بازی هم اکنون در دسترس بوده و تاریخ انتشار آن برای 26 جولای 2019 برابر با 4 مرداد 1398 مشخص شده است. این بازی از جهات مختلفی بررسی و از دیدگاه منتقدان به عنوان یک بازی با کیفیت تایید شده است، پیشنهاد میشود علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت رسمی ناشر مراجعه نمایند. این بازی برای پلتفرم های Nintendo Switch، PS4، Microsoft Windows، Xbox One و Google Stadia استاندارد سازی خواهد شد.

Unravel Two

نقد و بررسی Unravel Two در سبک ماجراجویی و Side Scrolling

این اثر نسخه ی دوم بازی Unravel میباشد که در سال 2016 منتشر شده بود. در این سری بازی ها یک شخصیت عروسکی شکل کاموایی قرمز رنگی وجود دارد که به شکلی کاملاً فانتزی طراحی شده است و به عنوان شخصیت اصلی این بازی به ایفای نقش میپردازد. این عروسک قرمز رنگ کوچک ابتدا در اولین عنوان این بازی یعنی Unravel دیده شد و سپس در سری دوم این بازی به عنوان یکی از شخصیت های اصلی به ایفای نقش پرداخت. داستان این عروسک کاموایی که در Unravel حضور دارد از اینجا آغاز میشود که یک پیرزن مسن که در خانه ی خود تنها زندگی میکند، یکی از سرگرمی های آن بافتن لوازم کاموایی میباشد. در ابتدای بازی وقتی که پیرزن سبد کاموا های خود را برمیدارد و به نقد و بررسی Unravel Two سمت طبقه ی بالای خانه ی خود راه میوفت، یک توپ از کاموای قرمز رنگ آن از سبد میوفتد و پس از آن عروسک کاموایی متولد میشود. این عروسک پس از ایجاد شدن، داستان خود را دنیای جدیدش آغاز میکند. او پس از اینکه خودش را پیدا میکند از خانه ی پیرزن خارج شده و وارد طبیعت میشود و این آغاز ماجراجویی عروسک قرمز رنگ میباشد. این بازی به صورت کلی از ساختار جالبی برخوردار بوده و در جریان گیم پلی خود از حالت Puzzle نیز استفاده میکند. اما منظور از حالت Puzzle این بازی بدان معنا نیست که بازیکن باید در حین انجام گیم پلی به حل معما های سخت و وقت گیری بپردازد، بلکه صرفاً فقط چالش هایی در پیش روی بازیکن قرار میگیرد که با کمی دقت میتوان آن را پشت سر گذاشت. یکی معایب سری اول این بازی پایین بودن زمان گیم پلی آن میباشد، متاسفانه داستان Unravel علی رغم سادگی خیلی زود به پایان نقد و بررسی Unravel Two میرسد. اگر بازیکن بتواند وقت مفیدی را در جریان بازی بگذارد میتواند نهایتاً بین 3 تا 4 ساعت بازی را به پایان برساند.

Unravel Two

تاکنون مقدماتی را در رابطه با سری بازی های Unravel به استحضار رساندیم، اینکه بازی چگونه آغاز میشود، از چه داستانی برخوردار میباشد و ساختار آن به چه شکل میباشد و اینکه شخصیت اصلی آن از کجا می آید. به طور کلی سری اول Unravel که در سال 2016 منتشر شد توانست توجه کاربران بسیاری را به خود جلب کند، این بازی برای بازیکنانی که به سبک Side Scrolling علاقمندند میتواند عنوان جالب توجهی باشد. به گونه ای که میتوان گفت این بازی یکی از بهترین عناوین حاضر در قالب سبک خودش میباشد. سازندگان این بازی وقتی که با استقبال مطلوب کاربران مواجه شدند، شروع به ساخت عنوان دوم این بازی کردند که Unravel 2 نام دارد. این بازی برای اولین بار در رویداد E3 2018 شرکت EA معرفی شد. خوشبختانه این بازی نسبت به سری گذشته ی خود از بازه ی زمانی بیشتری در روند گیم پلی بازی استفاده کرده است، به گونه ای که بتواند بازیکن را نسبت به تجربه ی این بازی ارضا نماید. این بازی به صورت کلی از 7 قسمت مختلف بهره مند میباشد که هر یک از مراحل آن از مدت زمان گیم پلی قابل قبولی برخوردار هستند. علاوه بر مراحل اصلی، این بازی از مراحل جانبی هم استفاده میکند تا کسانی که به این عنوان علاقمندند بتوانند گیم پلی بیشتری را در این بازی صرف کنند.

Unravel Two Characters
Unravel Two Characters

داستان بازی

سری بازی های Unravel خصوصاً Unravel 2 که بحث اصلی ماست، به صورت داستان محور پیاده سازی نشده است. جالب است بدانید که از ابتدا تا پایان آن هیچگونه دیالوگی شنیده نمیشود. Unravel 2 بیشتر در قالب گیم پلی پیاده سازی شده و از موضوع داستانی آنچنانی بهره مند نیست و با وجود اینکه هیچگونه دیالوگی در بازی وجود ندارد اما موضوعات بسیار جالب و آموزنده ای در آن رقم میخورد که بسیار بحث برانگیز است. این بازی در ابتدا عروسک کاموایی قرمز رنگ را در یک قایق مسافرتی به نمایش میگذارد که این قایق نقد و بررسی Unravel Two مسافرتی در طول مسیر دچار صانحه ی طوفان شده و در این تلاطم عروسک قرمز رنگ از قایق به بیرون پرت میشود. پس از مدتی عروسک خود را در مجاورت ساحل پیدا میکند که اوضاع دریا آرام گرفته اما دیگر از قایق مسافرتی خبری نیست. او در میابد که باید خود را برای سفری طولانی آمده کند؛ سپس متوجه میشود که در جریان این سفر تنها نیست و یک عروسک کاموایی دیگر، اینبار در رنگ آبی به او ملحق شده و او را در ادامه ی مسیر همراهی میکند. پس از آشنایی 2 عروسک، این دو نخ های کاموایی که ساختار اصلی آنهاست به یکدیگر گره میزنند تا هیچ چیزی نتواند موجب فاصله ی بین این 2 عروسک گردد و آنها را از هم جدا کند. در ابتدای داستان وقتی بازیکن قسمت اول بازی را دنبال میکند، در دل طبیعت به جریان بازی میپردازد و هر چه جلوتر میرود شاهد علاقمند شدن این دو عروسک به همدیگر میشود. شاید عجیب بنظر برسد اما هر چه که بیشتر به ساختار موضوعی بازی فرو میروید، متوجه ابراز علاقه ی این دو عروسک میشوید و اینکه چقدر خالصانه با کمک یکدیگر چالش های پیش رو را پشت سر میگذارند. پس از پشت سر گذاشتن قسمت اول داستان بازی، عروسک ها یواش یواش وارد یک شهر میشوند. پس از ورود آنها به شهر، این دو عروسک قرمز و آبی رنگ به یک دختر نوجوان میرسند و با او همراه میشوند. دخترک نوجوان در ادامه یکی از دوستان پسرش را با خود همراه میکند و به اتفاق یکدیگر به ماجراجویی های مختلفی میپردازند. در مجاورت دختر و پسر نوجوان، عروسک های قرمز و آبی رنگ حضور دارند که گاهاً در بعضی چالش ها، دوستان نوجوان خود را یاری میکنند. این دختر و پسر در قالب هاله ای از نور وجود دارند و ظاهراً عروسک ها نمیتوانند شمایل واضح آنها را به صورت کامل مشاهده نمایند، از سوی دیگر نوجوانان نیز نمیتوانند حضور عروسک ها را تشخیص دهند. به صورت کلی وقتی بازیکن در جریان بازی حضور دارد، کمابیش شاهد بازیگوشی های این دختر و پسر نوجوان میباشد. به گونه ای میتوان گفت که عروسک های کاموایی قرمز و آبی با نوجوانان یک مسیر را پیمایش میکنند. عروسک ها پس از پشت سر گذاشتن قسمت اول داستان، وارد موقعیت مکانی فانوس دریایی (Lighthouse) میشوند که ادامه ی قسمت ها از طریق همین فانوس دریایی رقم میخورد؛ یعنی آغاز هر قسمت از همین فانوس دریایی و پایان هر قسمت نیز در همان اتفاق میوفتد. فانوس دریایی دارای چند طبقه میباشد که هر طبقه قسمت های مختلفی از مراحل را در خود جای میدهد. این فانوس دریایی به گونه ای متروکه میباشد و کسی در آن حضور ندارد، همچنین شمار بسیاری از وسایل آن را خاک گرفته و فرسوده شده اند. در طبقات مختلف فانوس دریایی نقاشی های خاک گرفته و کدری وجود دارد که پس از اتمام هر مرحله و انجام یک سری امور خاص در مراحل، موجب میشود که این نقاشی رنگ و لعاب جدیدی به خود بگیرد که هر کدام از آنها تصاویر زیبایی را به نمایش میکشند. دختر و پسر نوجوانی که در این بازی حضور دارند و در رابطه با آنها صحبت شد، گاهاً دست به بازیگوشی های خطرناک و دردسر سازی میزنند. به عنوان مثال در قسمت پنجم این بازی آنها به یک موقعیت مکانی ممنوعه ای که بیشتر به یک شرکت پتروشیمی یا مشابه آن میباشد وارد میشوند و پس از ورود یکی از این دو نوجوان توسط نگهبان این شرکت دستگیر میشود. عروسک ها که همواره با این نوجوانان هم مسیر هستند نقد و بررسی Unravel Two و به اتفاق یکدیگر به ماجراجویی میپردازند نیز وارد این قضیه میشوند و برای رهایی این نوجوان دستگیر شده دست به کار میشوند. در گیم پلی این قسمت ماجرا، عروسک ها به خطرناک ترین شکل ممکن با چالش های بسیار سختی دست و پنجه نرم میکنند و وارد تاسیسات این شرکت میشوند، جایی که چالش های آن اکثراً در قالب آتش و سایر مواد مشتعل میباشد. چالشی در قالب آتش که میتواند اصلی ترین خطر برای یک عروسک کاموایی محسوب شود و بلافاصله او را تبدیل به خاکستر کند. در واقع این دو عروسک با نوجوانانی پیوند دوستی بسته اند که با وجود اینکه نوجوانان قادر به دیدن آنها نیستند، اما در پشت پرده ی قضیه جانشان را به خاطر دوستانشان به خطر می اندازند. این فداکاری از سوی دو عروسک میتواند بسیار آموزنده و در عین حال تحسین برانگیز باشد. در پایان، این فداکاری عروسک ها به ثمر میرسد و آنها پس از وارد شدن به اصلی ترین قسمت استراتژیک تاسیسات این شرکت، و با دست کاری دستگاه هایی که در این بخش وجود دارد، تاسیسات شرکت را وارد وضعیت قرمز میکنند و همین امر موجب میشود که نوجوان دستگیر شده بتواند از این بند رهایی یابد. قطعاً روح این نوجوان از این قضیه خبر ندارد که تنها 2 عروسک به خطرناک ترین شکل ممکن ریسک این کار را پذیرفتند و به عنوان دو قهرمان، نوجوان را از این وضعیت نجات دادند. شیطنت های دختر و پسر نوجوان فقط به یک شرکت پتروشیمی ختم نمیشود، در امتداد داستان این دو نوجوان وارد جنگل میشوند و خراب کاری های آنان در این موقعیت مکانی نیز ادامه دارد. خسارت هایی که عروسک های کاموایی به شرکت پتروشیمی وارد کردند قابل ملاحظه است، اما آنها مجبور بودند برای نجات دوستان نوجوانشان این کار را انجام دهند، اما دردسری که در جنگل به واسطه ی دختر و پسر نوجوان ایجاد شد مهار شدنی نیست و دیگر از دست عروسک ها نیز کاری ساخته نیست، و همچنین نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. متاسفانه شیطنت های این دو نوجوان باعث به آتش کشیده شدن جنگل شد، به گونه ای که هرچه در جریان گیم پلی پیش میرویم این آتش همچنان به سوزاندن جنگل ادامه میدهد. در امتداد قضیه، آتش به یک اسطبل اسب میرسد که همواره در حال سوخت است. در این قسمت از دست نوجوانان کاری ساخته نیست و باز هم قهرمانان اصلی داستان یعنی عروسک های قرمز و آبی رنگ کاموایی وارد عمل میشوند و باز هم به دست و پنجه نرم کردن با آتش، اسب هایی که در اسطبل هستند را آزاد میکنند تا از آتش نجات یابند. جالب قضیه اینجاست که با وجود دردسر های پی در پی که دختر و پسر نوجوان ایجاد میکنند و در کنار آن عروسک ها نیز همواره در جهت بهبود وضعیت بحرانی تلاش میکنند، اما باز هم عروسک ها دوستان خود را رها نمیکنند و همچنان با آنها همگام هستند. در پایان داستان بازی که آخرین مرحله ی آن در بالا ترین طبقه ی فانوس دریایی اتفاق میوفتد، پس از به پایان رسیدن مرحله چند عروسک کاموایی دیگر دیده میشود که در رنگ های مختلف در کنار عروسک های قرمز و آبی رنگ حضور دارند. آنها با دست به دست کردن شئ نورانی و فرستادن آن به مرکز چراغ فانوس، موجب روشن شدن آن میشوند و پس از آن فانوس برای همیشه نقد و بررسی Unravel Two در کنار دریا روشن می ماند و در همین قسمت، داستان Unravel 2 به پایان میرسد. همانطور که پیشتر گفته شد، در این بازی هیچگونه دیالوگی رد و بدل نمیشود، اما نکات آموزنده ی بسیاری در بازی وجود دارد که کاملاً تحسین برانگیز است. در واقع نویسنده ی داستان با خلاقیت خودش پیام بازی را در قالب عمل، و بدون هیچگونه سخنی بیان کرده است. در این بازی اتحاد و کار تیمی موج میزند، اینکه 2 عروسک چگونه یکدیگر را تکمیل میکنند و در کنار هم معنا پیدا میکنند. اینکه وقتی در کنار هم حضور دارند هیچگونه چالشی جلودار آنها نیست و این دو باهم میتوانند در عین کوچک بودن کار های بزرگی انجام دهند. اینکه 2 عروسک پس از یافتن یکدیگر که در واقع همزاد هم محسوب میشوند، بلافاصله با پیوند زدن نخ های کنفی خودشان به یکدیگر متصل میشوند و این اتصال در واقع همان وصلت بین آنهاست. احساساتی که بین این دو عروسک دیده میشود واقعاً جالب توجه است؛ این دو با به آغوش کشیدن یکدیگر به هم ابراز علاقه میکنند و پس از پشت سر گذاشتن چالش های سخت خوشحالی خود را بروز داده و با یکدیگر به اشتراک میگذارند. در جریان بازی برای اینکه بازیکن جدا جدا عروسک ها را حرکت ندهد، این دو قادرند تا به یکدیگر گره بخورند و 2 عروسک را تبدیل به یک عروسک بکنند.

Unravel Two Story
Unravel Two Story

گیم پلی

همانطور که گفته شد Unravel 2 در سبک Side Scrolling به صورت 3 بعدی ساخته شده است، و یکی دیگر از ساختار های اصلی آن در سبک ماجراجویی میباشد که در این خصوص نیز خیلی خوب طراحی شده است. همچنین این بازی از حالت Puzzle هم برخوردار میباشد که در قسمت های مختلفی از جریان گیم پلی وجود دارد، همچنین در این خصوص لازم به ذکر است که این بازی در جریان گیم پلی از محیط های متنوعی استفاده کرده است در بخش داستانی اشاره ی مختصری به آن صورت گرفت.

طبیعت بازی

طبیعت بازی در قسمت های جنگلی، ناحیه شهری و صنعتی دنبال میشود و برای هر یک از طبیعت های ذکر شده چالش ها و جریان گیم پلی خاصی تدارک دیده شده است که این روند موجب تنوع در بازی میشود. خوشبختانه سازندگان در طراحی محیط بازی وقت زیادی صرف کرده اند تا بتوانند به بهترین شکل ممکن حالت ماجراجویی بازی را حفظ کنند. در تمامی مراحل Unravel 2 میتوان حساسیت محیطی که در بازی وجود دارد را لمس کرد. در خصوص طبیعت جنگلی که عروسک ها از آن عبور میکنند، ساختار درخت ها نور پردازی طبیعی و نحوه ی چیدمان جزئیات طبیعت در کنار هم به شکل قابل تحسینی پیاده سازی شده است. همچنین در مجاورت آن صداگذاری بسیار عالی وجود دارد که به ریز جزئیات این قضیه نیز پرداخته شده است. به گونه ای که در بعضی مواقع سازندگان صدای محیط را طوری طراحی کرده اند که انگار بازیکن نقد و بررسی Unravel Two این صدا ها را از طریق شنوایی عروسک ها دریافت میکند. در این خصوص میتوان به رفت و آمد ماشین ها در مراحلی که عروسک ها در نواحی شهری حضور دارند اشاره کرد. در ارتباط با امکاناتی که گاهاً به صورت چالش پیش پای عروسک ها قرار میگیرد نیز این قضیه دیده میشود، جدای از مراحلی که در طبیعت جنگلی دنبال میشود، موقعیت های مکانی هستند که در قالب نواحی شهری و تاسیسات کارخانه ای قرار دارند. سازندگان در طراحی امکانات موجود در این نواحی خیلی کم از اشیاء تکراری استفاده کردند، یعنی بازیکن در حین پیشروی در بازی تنوع بسیاری در اشیاء موجود در جریان گیم پلی مشاهده میکند.

Unravel Two Gameplay
Unravel Two Gameplay

ساختار بازی

اصلی ترین امکانی که برای عروسک ها جهت جا به جایی و پشت سر گذاشتن چالش ها وجود دارد نخ کاموایی آنها میباشد. در قسمت های مختلفی که بازیکن باید پس از رسیدن به آنها واکنش فیزیکی نشان دهد گره ای وجود دارد که این گره از ترکیب رنگ های آبی و قرمز تشکیل شده است. این گره ها علامتی هستند برای بازیکن تا به او بفهمانند که در این قسمت باید عملکردی صورت بگیرد. همچنین عملکرد های مختلفی از سوی عروسک ها توسط این گره ها انجام میشود که میتوان به تاب خوردن، بالا رفتن و پایین آمدن، کشیدن، ایجاد کردن پل بین 2 گره که گاهاً به منظور پرتاب نیز از آنها استفاده میشود اشاره کرد. همانطور که در قسمت پایانی داستان بازی گفته شد: عروسک ها میتوانند نقد و بررسی Unravel Two از یکدیگر جدا شوند و یا میتوانند با هم ادغام شوند؛ اما نخ کنفی که بین آنهاست اجازه جدایی کامل از یکدیگر را به آنها نمیدهد. در جریان بازی صحنه های بسیاری دیده میشود که عروسک ها باید بدون وجود داشتن گره خاصی چالشی را پشت سر بگذارند. برای پشت سر گذاشتن این قضیه عروسک ها باید از یکدیگر جدا شوند، و یکی از آنها در نقش همان گره حاضر شود و دیگری به موضوع اصلی بپردازد، و پس از پشت سر گذاشتن آن مجدداً به واسطه ی نخ کنفی بین آنها به هم متصل گردند. Unravel 2 به گونه ای ساخته شده است که کنترل نقش بسیار موثری در جریان گیم پلی ایفا میکند. چالش های بسیاری در این بازی وجود دارد که اصلی ترین عمل بازیکن حفظ و استفاده ی درست از کنترل میباشد. در این خصوص گسترش دهندگان بازی کنترل Unravel 2 را به شکل انعطاف پذیری طراحی کرده اند که از حساسیت قابل توجهی برخوردار میباشد. گاهاً در گیم پلی بازی پیش می آید که بازیکن باید خیلی ریز بینانه عمل کند که این قضیه دستخوش کنترل بهینه ای میباشد که بر روی این بازی تعبیه شده است. یکی از مهمترین مسائلی که بازیکن در حین بازی در این عنوان باید رعایت کند تمرکز میباشد. قسمت های مختلفی در این بازی وجود دارد که بیشتر از قسمت 3 به بعد اتفاق میوفتد که بازیکن باید در حین بازی تمرکز خود را حفظ نماید. تمرکز در این قسمت ها حیاتی ترین شرایطی است که بازیکن باید رعایت کند و اگر چنین نباشد موفق به پشت سر گذاشتن چالش مورد نظر نخواهد بود. برای بازیکن در Unravel 2 دشمن خاصی وجود نقد و بررسی Unravel Two ندارد، اما در بعضی مواقع شئ آتشینی در بازی دیده میشود که در کثری از مواقع عروسک ها را دنبال میکنند تا آنها را بسوزانند. این شئ های آتشین قالباً مسافت بسیاری را جهت سوزاندن عروسک ها دنبال نمیکنند. در تعدادی از مراحل این بازی حیواناتی وجود دارند که در قالب دشمن بازیکن ظاهر میشوند. هیچگونه عملی جهت نابودی آنها صورت نمیگیرد بلکه بازیکن باید فقط از دست آنها فرار کند. از جمله این حیوانات میتوان به یک نمونه پرنده ی دونده و یک ماهی اشاره کرد که دنبال کردن آنها بخش قابل توجهی از گیم پلی آن قسمت را به خود اختصاص میدهد. یکی از قابلیت هایی که در حین دنبال کردن شئ آتشین و حیوانات صورت میگیرد هیجانی میباشد که در چنین قسمت هایی به بازیکن تحمیل میشود. گاهاً دنبال کردن آنها حسی از هیجان و دلهره را به بازیکن وارد میکند که هر لحظه میتواند با کوچکترین اشتباهی منجر به شکست شود. یکی از خصوصیات مثبت این بازی که پس از شکست بازیکن اتفاق میوفتد چنین میباشد که عروسک ها در چند قدمی همان چالش Spawn میشوند. این یعنی بازیکن مجبور نیست که تا رسیدن چالش مورد نظر مسافت نسبتاً طولانی را پیمایش کند که آیا بتواند از آن چالش عبور کند و یا دوباره شکست میخورد. چالش هایی که در این بازی وجود دارد به 2 بخش تقسیم میشود.

  • چالش هایی که ذهن بازیکن را درگیر میکند که مربوط به بخش Puzzle بازی میباشد.
  • چالش هایی که مستقیماً به سرعت عمل بازیکن و یا حفظ تمرکز آن برمیگردد.

متاسفانه در قسمت های انگشت شماری از گیم پلی بازی این دو مورد از چالش های ذکر شده واقعاً بازیکن را عصبی میکند. گاهاً پیش می آید که وقتی بازیکن به این چالش ها میرسد نا امید میشود که بتواند آن را پشت سر بگذارد. بعضی از آنها از لحاظ Puzzle واقعاً سخت و معمایی هستند که این روند برای یک بازی فانتزی چندان جالب نیست، خصوصاً اگر رده بندی سنی آن 7+ باشد. یکی از مهمترین و بهترین قابلیت هایی که در Unravel 2 وجود دارد موسیقی متن بازی میباشد. در این بازی موسیقی های بسیار زیبایی پخش میشود که اکثراً درسبک ساده و آرامش بخشی ساخته شده اند. این موسیقی ها به بازیکن کمک میکند که در آرامش بازی کند، که این روند برای چنین عنوانی در قالب نقد و بررسی Unravel Two فانتزی میتواند بسیار موثر واقع شود. از سوی دیگر موسیقی بازی با گیم پلی آن همگام است، به گونه ای که جریان بازی با ریتم موسیقی متن پیش میرود. این بازی بر خلاف نسخه اول آن یعنی Unravel که در سال 2016 منتشر شد از بازه ی زمانی بیشتری در گیم پلی خود استفاده کرده است، اما بیشتر بودن بازه زمانی آن چندان چشم گیر نیست و همانقدری که بازیکن در جریان گیم پلی وقت بیشتری صرف میکند فقط بخاطر فکری بودن و سخت تر بودن چالش های آن میباشد که آن هم برای یک بازیکن حرفه ای چندان وقت گیر نیست. در این بازی یک شئ نورانی کوچکی وجود دارد که همراه و راهنمای دو عروسک کاموایی میباشد. این شئ نورانی گاهاً بر اثر یک سری حوادث از بین میرود که پس از نابودی او عروسک ها باردیگر آن را به واسطه ی انجام یک سری اعمال خاص متولد میکنند. این شئ نورانی علاوه بر اینکه راه را مشخص میکند و منتظر میشود که بازیکن از چالش مورد نظر عبور کند، پیش می آید که با حرکت خود شیوه ی پشت سر گذاشتن از چالش را نیز به بازیکن نشان میدهد. یعنی بازیکن اگر درگیر چالش خاصی شد، میتواند به راهنمایی این شئ نورانی اتکا کند.

Unravel Two Gameplay-2
Unravel Two Gameplay-2

انتقاداتی از Unravel Two

در بخشی از گیم پلی بازی که در قسمت آخر آن اتفاق میوفتد، 2 عروسک راه سدی را باز میکنند که منجر به جاری شدن آب میشود. در این قسمت بازی برای اولین بار عروسک ها از قابلیت دو پرش (Double Jump) استفاده میکنند. این اتفاق در حالتی افتاده است که بازی در قسمت 7 ام یعنی قسمت پایانی آن دنبال میشود. اگر قرار بر استفاده از دو پرش در گیم پلی بازی بود، باید کمی پیش تر بدان پرداخته میشد، نه در قسمت پایانی بازی که آن هم در بخش دوم قسمت پایانی اتفاق افتاده است. جدا از این بحث، در گیم پلی این بازی دیده شده است که در هنگام جاری شدن آب در رودخانه، عروسک ها در آب به جای سنگ های رودخانه ای روند 2 پرش را انجام میدهند، علاوه بر آن در جریان گیم پلی این قسمت که در رودخانه دنبال میشود اشیاء آتشین دیده شده است، از لحاظ طبیعی چندان منطقی بنظر نمیرسد که در آب آتش دیده شود!. عروسک های کاموایی جهت بالا رفتن از قسمتی، نخ های خود را در یک موقعیت مشخص قلاب میکردند که بیشتر در قالب نخ های گره خورده در گیم پلی بازی دیده میشود که به قسمتی وصل شده اند. اینکه نخ ها به قسمتی گره خورده اند و عروسک ها با متصل کردن نخ هایشان به آن گره خودشان را بالا نقد و بررسی Unravel Two بکشند امری طبیعیست، اما در قسمت پایانی این بازی دیده شده است که نه قلابی وجود دارد و نه نخی، بلکه عروسک ها در واقع نخ های خود را به هوا گره میزنند تا از مسیری عبور نمایند. در گیم پلی این بازی وقتی عروسک ها بنا به هر دلیلی داخل آب میوفتادند، امکان پرش برای آنها وجود نداشت مگر آنکه به لبه ی جایی برسند؛ اما باز هم در قسمت پایانی این بازی دیده شده است که بدون وجود لبه ی جسم فیزیکی عروسک ها قادرند از داخل آب تا مسافت قابل توجهی را بپرند!. رده بندی سنی در Unravel 2 برای اشخاص 7 سال به بالا توصیه شده است. اینکه این بازی از صحنه های خشونت آمیز استفاده نمیکند، از تم های جنسی برخوردار نیست، از ساختار فانتزی بهره مند میباشد، از موسیقی متن ملایمی استفاده میکند و اثری از مواد مخدر مختلف و مشروبات الکلی نیست میتواند واجد شرایط این رده بندی سنی باشد؛ اما متاسفانه در بخش های مختلفی از گیم پلی این بازی میتوان گفت که به معنای واقعی کلمه از قالب Hard Core استفاده شده است. یعنی بعضی قسمت ها به اندازه ای سخت میباشد که قطعاً یک کودک 7 ساله از پس آن برنمیاید و اگر هم براید باید زمان طولانی را صرف آن کند. همانطور که در مقدمه ی این نوشته گفته شد: زمانبندی گیم پلی سری اول Unravel خیلی زود به پایان میرسد؛ یعنی اگر یک بازیکن حرفه ای این بازی را تجربه کند به مفید ترین شکل ممکن میتواند در طی بازه ی زمانی 3 ساعت و نیم الی 4 ساعت این بازی را به پایان برساند. با وجود اینکه زمان بیشتری برای ساختار گیم پلی عنوان دوم این بازی یعنی Unravel 2 شده است، اما انتظار میرفت که مدت زمان گیم پلی بازی خیلی بیشتر از عنوان اول آن باشد که متاسفانه اینگونه نبود.

Unravel Two Gameplay-3
Unravel Two Gameplay-3

سخن پایانی

به صورت کلی Unravel 2 عنوان تجربه برانگیزی میباشد که به شدت برای علاقمندان به سری بازی های سبک Side Scrolling و Puzzle توصیه میشود. از سوی دیگر چون این بازی از خشونت خاصی برخوردار نیست میتواند جدا از بحث سختی گیم پلی برای اشخاصی که در سنین پایین هستند یک بازی سرگرم کننده و عالی محسوب شود. همانطور که گفته شد Unravel 2 از موضوع داستان خاصی برخوردار نیست که بازیکن بخواهد آن را دنبال کند، اما در مجاورت آن نکات بسیار آموزنده ای در قالب همکاری و کار تیمی در گیم پلی این بازی دیده میشود که میتواند بازیکن را تحت تاثیر قرار دهد. این بازی توسط گسترش دهندگان تیم ColdWood Interactive ساخته شده و به واسطه ی شرکت EA وارد بازار شده است. تاریخ انتشار این بازی به 9 ژوئن 2018 برابر با 29 خرداد ماه 1397 باز میگردد و برای پلتفرم های PS4، Microsoft Windows، Xbox One و Nintendo Switch پیاده سازی شده است.

The Surge 2 First Gameplay

گیم پلی The Surge 2 و مقایسه آن با نسخه قبلی این بازی

The Surge از جمله عناوینی میباشد که برای اولین بار در سال 2017 توسط گسترش دهندگان Deck 13 ساخته شد و به واسطه ی Focus Home Interactive عرضه گردید. این بازی در گیم پلی The Surge 2 سبک اکشن نقش آفرینی ساخته شده است و موضوع آن تصویری از دنیای مدرن آینده را به نمایش میکشد که وضعیت آن کمی متفاوت تر از سایر بازی های این چنینی میباشد. یکی از انتقاداتی که از سوی کاربران صفحات مجازی در رابطه با بازی The Surge صورت گرفت  گیم پلی The Surge 2 در رابطه با ساختار اصلی این بازی میباشد. این کاربران معتقدند که در عصر مدرن آینده نباید با میله و لوله ی فلزی مبارزه کرد!. چنین چیزی منطقی بنظر میرسد اما در نوع خود خاص و منحصر به فرد میباشد، خصوصاً اگر قابل ارتقاء باشد و امکان اضافه کردن قابلیت های گوناگون در آن نیز وجود داشته باشد. این بازی اخیراً در ماه آپریل برای کنسول های PS4 به واسطه ی PS Plus به صورت رایگان در دسترس قرار گرفته بود. اخیراً اخبار جدیدی در رابطه با عنوان دوم این بازی یعنی The Surge 2 شنیده میشود. پس از آن که این بازی معرفی شد، دیری نپایید که تاریخ انتشار آن هم مشخص شد، به طوری که حتی در گذشته خبر آنچنانی در رابطه با ساخت این پروژه نیز دیده نمیشد.

The Suege 2 Gameplay
The Suege 2 Gameplay

خبری که این روز ها در صفحات مجازی داغ است رونمایی از چند دقیقه ی اول گیم پلی The Surge 2 میباشد که پیش از این دیده نشده بود. در ابتدای این گیم پلی مردی در قالب شخصیت اصلی دیده میشود که سعی دارد از روی تخت بیمارستان بلند شود. بنظر میرسد که در این بازی مشابه نسخه قبلی آن ساخته شده باشد، چرا که در سری گذشته شخصیت اصلی بازی که از مشکل گیم پلی The Surge 2 جسمی رنج میبرده خود را به یک شرکت پزشکی میسپارد تا مشکل جسمی وی را حل کند، وقتی که این شخصیت بیدار میشود مشکل جسمی آن حل شده اما … . در عنوان The Surge 2 نیز دیده میشود که در ابتدای بازی شخصیت اصلی روی یک تخت قرار دارد و در اتاقی که در آن حضور دارد تجهیزات پزشکی بسیاری دیده میشود. طراحی گیم پلی این بازی همانند نسخه قبلی آن به شکلی میباشد که شخصیت اصلی بازی پس از وارد کردن چند ضربه میتواند نقاط ضعف دشمن خود را تشخیص دهد و در امتداد با ضرباتی به نقاط ضعف دشمن سریعتر او را از پای در آورد. گیم پلی این بازی از لحاظ فیزیکی با انعطاف پذیری و قابلیت های بیشتری نسبت به سری قبلی خود برخوردار میباشد. از سوی دیگر اکشن سازی فیزیکی و شبیه سازی Finisher ها نیز از کیفیت بهتری بهره مند میباشند. لازم به ذکر است که میزان خشونت در این بازی نیز نسبت سری گذشته آن افزایش داشته است. این بازی از لحاظ گرافیکی و نور پردازی کمی از نسخه قبلی خود بهتر ظاهر شده است. به صورت کلی از لحاظ ساختار بازی، قالب گیم پلی The Surge 2 بندی، فضا سازی و بخشی از فیزیک بازی The Surge 2 شباهت نسبتاً نزدیکی با نسخه ی اول خود دارد. اما با این اوصاف این بازی میتواند برای کسانی که سری قبلی این عنوان را تجربه کردند و از آن لذت بردند هیجان انگیزتر ظاهر شود، چرا که قابلیت های آن نسبت به سری گذشته به شکل مطلوبی افزایش داشته است. The Surge 2 در تاریخ 24 سپتامبر 2019 برابر با 2 مهر 1398 برای پلتفرم های PS4، Xbox One و Microsoft Windows منتشر خواهد شد و هم اکنون از طریق وبسایت رسمی ناشر آن جهت پیش خرید در دسترس میباشد.

Dota Underlords

Dota Underlords | نقد و بررسی و معرفی بازی جدید Valve

Dota Underlords 2
Dota Underlords

Dota Underlords

چندی پیش شرکت Valve بازی Dota Underlords را در ابتدا روی Steam و در ادامه برای سیستم عامل‌های iOS و Android منتشر کرد. این بازی در واقع براساس ماد Dota Auto Chess ساخته شده است که این ماد نیز اکنون به بازی مستقل Auto Chess تغییر پیدا کرده است.

درواقع Valve تصمیم گرفت تا خود بازی مستقلی براساس این ماد تولید و منتشر کند که این بازی ساختار جدید و متفاوتی از Battle Royale را با استفاده از قهرمان‌های بازی Dota و یک صفحه شطرنج ارائه کرده که در آن بازیکن باید با یک قهرمان شروع کند و در ادامه با شکست دشمنان و رقیبان خود و همچنین کسب درآمد، قهرمان‌های بیشتری را جذب کند یا حتی آنها را ارتقا دهد.

بازی Dota Underlords دارای بخش رقابت با هوش مصنوعی (آفلاین) و رقابت با بازیکنان واقعی (آنلاین) است و خیلی زود نیز توانسته با استقبال بسیار بالایی مواجه شود و به یکی از پر طرفدارترین بازی‌های حال حاضر Steam و همچنین سیستم عامل‌های iOS و Android تبدیل شده و این آمار همچنان با سرعت در حال افزایش است.

حالت های بازی

جدا از بخش تمرینی، بازی Dota Underlords در سیستم عامل‌های iOS و Android  دارای دو حالت پیش فرض رقابت با هوش مصنوعی (آفلاین) و رقابت با بازیکنان واقعی (آنلاین) است که هر یک دارای مکانیک‌های مشابهی هستند که پیش از این در بازی Auto Chess آن را مشاهده کرده بودیم.

در سبک بازی شاهد اهمیت بالای کارت‌ها هستیم که نقش مهمی در پیروزی یا شکست شما بازی می‌کنند. کارت‌های بازی می‌توانند باعث شکست یا پیروزی شما در یک مبارزه شوند و همین موضوع باعث شده که انتخاب و خرید هر کارت اهمیتی زیادی در بازی پیدا کند. با توجه به وجود سیستم RNG در بازی که نقش مهمی دارد، انتخاب هر کارت و قهرمان خیلی به شانس بستگی دارد و همین موضوع باعث شده تا بخش انتخاب و کارت بازی به یک مشکل بزرگ برای بازی تبدیل شود.

کارت های بازی

شما دارای درآمدی محدودی از هر مسابقه هستید و باید با شانس و اقبال کارت‌های مدنظر خود را دریافت کنید و شاید بهتر بود که الگوی مناسب‌تری برای به‌دست آوردن کارت‌های مناسب بازی ایجاد می‌شد تا رقابت بین بازیکنان بر اساس راهبُرد و استعداد بازیکن باشد و نه صرفاً شانس.

در مجموع هر دو بخش بازی می‌تواند ساعت‌ها هر شخصی را سرگرم کند، اما در واقعیت نمی‌دانیم که این دو بخش تا چه زمانی می‌توانند برای حفظ بازیکنان کافی باشند و شاید حالت‌های بیشتری در آینده مثل رقابت با دوستان بتواند به حفظ جذابیت بازی کمک کند.

بازی سبک ساده‌ای دارد و به راحتی می‌توان سازوکارهای مختلف بازی مثل آشنایی با انواع قهرمانان، استفاده و چینش آنها در بازی، ارتقا و … را یاد گرفت و بخش آموزشی بازی نیز به این موضوع کمک می‌کند، اما پس از مدتی شاید این حس را داشته باشید که بخش آموزشی با درجه سختی راحت با بخش مبارزه با هوش مصنوعی خیلی تفاوتی ندارد و Auto Chess  در مقایسه با این بازی بخش آموزشی کوتاه‌تر و مناسب‌تری دارد.

سبک بازی Dota Underlords

این بازی از سیستم RNG یا Random Number Generator پشتیبانی می‌کند که کار آن به این شکل است که شانس نقش مهمی در به‌دست آوردن کارت‌ها و قهرمانان مناسب در بازی دخیل است. بدین شکل که شما ممکن است در همان ابتدا سه قهرمان و کارت مشابه را به‌دست بیاورید که باعث ارتقای قهرمان شما می‌شود، اما قهرمان‌های سطح بالاتری نیز به‌مرور زمان آزاد می‌شوند و شما می‌توانید به آن دسترسی پیدا کنید که به‌دست آوردن قهرمانان قوی‌تر که هزینه بالاتری هم دارند، نیز به شانس زیادی احتیاج دارد و اگر خوش شانس باشید قهرمان‌های خوب و مناسبی را برای رقابت با دیگر رقیبان به‌دست خواهید آورد تا پیروز از مسابقه خارج شوید، اما اگر خوش شانس نباشید، در بازی دچار مشکل شدیدی خواهید شد و همین موضوع باعث می‌شود که از رقیبان خود حتی اگر آنها چندان هم حرفه‌ای نباشند، به‌راحتی عقب بمانید.

این موضوع در مورد آیتم‌ها که باید با هیولاهای کلاسیک Dota 2 نیز مواجه شوید و به مبارزه بپردازید نیز صدق می‌کند و همه بازیکنان درون مسابقه یک آیتم را به‌دست نخواهند آورد.

شانسی بودن دریافت کارت قهرمانان و ارتقای آنان در این بازی درواقع شاید بزرگ‌ترین مشکل بازی باشد که حتی می‌تواند باعث شود که کمی از بخش رقابت با دیگران دور شوید و ترجیح دهید که با هوش مصنوعی به مبارزه بپردازید.

در مجموع سیستم دریافت کارت و قهرمان مشابه و ارتقای آن تا بالاترین سطح زمان‌بر است و حتی ممکن است درنهایت کارت و قهرمان مورد نظر را به‌دست نیاورید که این موضوع می‌تواند باعث شکست شما در طول بازی شود و خیلی سریع‌تر از چیزی که انتظارش را دارید، این بازی را ترک کنید.

علاوه بر این، هرچه سطح خود را افزایش دهید می‌توانید قهرمان‌های بیشتری را در بازی قرار دهید که شاید در نگاه اول این یک برتری باشد، اما اگر قهرمان مناسب یا ارتقا داده کمتری داشته باشید، این برتری شما بسیار شکننده است و همچنین در مقایسه با هم سطح‌های خود ممکن است دچار مشکلات زیاد و شکست‌های سنگینی شوید.

انتخاب قهرمانان بازی

در مجموع شاید بهتر باشد که قهرمانان سطح بالاتر و کارآمد بیشتری پیدا کنید تا سطح رقابت بین بازیکنان برای دریافت قهرمانان با کیفیت بالاتر نیز افزایش پیدا کند و همچنین باعث تعادل بیشتری در رقابت بین بازیکنان شود.

بالا رفتن سطح در ابتدای بازی بسیار سریع انجام می‌شود و با هر پیروزی و بدون پرداخت پولی می‌توانید به سطح بالاتر برسید، اما با رسیدن به سطح چهار و پنج،‌ این روند کند شده و برای ارتقای سریع‌تر نیاز به پرداخت هزینه دارید.

با رسیدن به سطوح بالاتر، هزینه بالا رفتن سطح نیز افزایش یافته و حتی کم‌کم تأثیر بردهای شما روی بالا رفتن سطح شما نیز کمی کمرنگ‌تر از ابتدای بازی می‌شود؛ مگر اینکه در طول بازی با بردهای پیاپی باعث دریافت XP بیشتری از هر مسابقه و نبرد شوید.

در مجموع یک شخص می‌تواند بدون در نظر گرفتن پیروزی‌ها و تنها با پرداخت هزینه و درآمدی که از هر مبارزه به‌دست می‌آورد، باعث افزایش سطح خود در بازی شود که صد البته تأثیر بردهای پیاپی روی درآمد و افزایش سطح شما نکته مثبتی است، اما در مجموع تأثیر پرداخت پول برای افزایش در سطوح بالاتر را ندارد و شاید بهتر است تأثیر پیروزهای بازیکن در بازی بیشتر از پرداخت هزینه شود.

بااین‌حال، شاید مشکل دیگر بازی Dota Underlords این باشد که نوآوری چندانی در مقایسه با Dota Auto Chess ندارد و درواقع Valve در نظر داشته تا حد امکان از موفقیت این بازی برای موفقیت بازی خود استفاده کند، اما در یک مقایسه کوتاه، بازی Auto Chess گستردگی و تنوع بیشتری دارد.

با اینکه زمان زیادی از انتشار بازی نمی‌گذرد، اما از هم‌اکنون بازی با کمترین مشکلات فنی و باگ در دسترس کاربران قرار گرفته و سرورهای آن از کیفیت بسیار خوبی برخوردار هستند که در مقایسه سرورهای بازی Auto Chess کمی مشکل دارند و عملکردی به خوبی Dota Underlords ندارد. همه این موارد باعث شده تا بازی موبایل Dota Underlords خیلی سریع به یک گزینه مناسب برای طرفداران بازی‌های کارتی و استراتژی تبدیل شود.

قهرمان های بازی Dota Underlords

طراحی قهرمانان بازی در سطح قابل قبولی است و حتی انیمیشن‌های آن در سطح بسیار خوبی قرار دارند.به‌طور مثال، زمانی که سطح شما در بازی افزایش یافته و اکنون می‌توانید یک قهرمان به زمین مسابقه اضافه کنید، قهرمانان ذخیره‌ای که در اختیار دارید شروع به التماس و درخواست از شما برای ورود به مسابقه و مبارزه می‌کنند و همین موضوع باعث ایجاد لحظاتی بامزه و جالب در بازی می‌شود.

گرافیک فنی و هنری بازی در سطح بسیار خوبی است و طراحی صفحه شطرنج یا میدان نبرد نیز به خوبی انجام شده، اما شاید در آینده بتوان کمی تنوع در آن ایجاد کرد و شاهد میدان‌های نبرد بیشتر و متفاوت‌تری در بازی باشیم.

علاوه این، بخش صوتی، موسیقی و صداگذاری بازی نیز بسیار قوی و در بهترین سطح خود انجام شده و شرکت Valve از هیچ چیز برای خلق یک تجربه خوب و جذاب برای بازیکنان کم نگذاشته است.

در مقایسه با بازی‌های مشابه مثل Auto Chess که طراحی فانتزی و جذابی دارد، رابط کاربری بازی Dota Underlords، طراحی منوها و موارد دیگر ساده و بدون پیچیدگی خاصی طراحی شده و همین یک مزیت برای بازی ست که ارتباط با بازی را بسیار راحت‌تر می‌کند.

بازی موبایل Dota Underlords که درواقع بر اساس ماد Dota Auto Chess توسط شرکت Valve ساخته و اخیراً منتشر شده است، خیلی سریع به تجربه‌ای دل نشین، جذاب و بسیار اعتیادآور از بازی‌های کارتی و استراتژی تبدیل شده است.

Dota Underlords 1
Dota Underlords

Dota Underlords
Dota Underlords