تحلیل داستان Bloodborne؛ قسمت 9

تحلیل داستان Bloodborne؛ بخش نهم، نهمین قسمت از ده قسمتی است که برای شما عزیزان آماده شده است. بازی Bloodborne به صورت اختصاصی برای کنسول PS4 عرضه شد. گیمرپا در این مقاله به ترجمه تحت الفظی دیالوگ های کرکتر ها و توضیحات آیتم ها به منظور اصالت محتوا تا حد امکان پایبند بوده. این مقاله توسط محمد نبی موسوی (Nabitak) و سید علی میرکریمی (SenpaixDoge) برای شما آماده شده است. 

تحلیل داستان bloodborne

بخش نهم : لارنس و گرمن و نماد شکارچیان

 

لارنس و گرمن

لارنس و گرمن با هم دنیا را تغییر دادند اما اصالتا از کجا آمده اند؟ چطور از منزلت خود سقوط کردند؟ سر انجام لارنس چه شد؟ و چرا گرمن با رویای شکارچیان (Hunter’s dream) مرتبط است ؟ وقتی ما به حاصل کارشان نگاه میکنیم طبیعتا میبینیم به خوبی به اتمام نرسیدند. اما این دو چه میخواستند ؟ آیا به دنبال دنیایی بهتر یا فقط به جستجوی قدرت شخصی بودند ؟ در این بخش راجع به این اشخاص و سرانجام کار هایشان صحبت میکنیم.

هنگامی که پلیر برای اولین بار به دنیای ترسناک بلودبرن وارد میشود هیچ جوابی ندارد حتی سوالی هم در ذهنش ندارد. دنیا، دنیایی گیج کننده به نظر میرسد؛ ترسناک و کوبنده. در این صورت اگر شکارچی ما تنها باشد به هیچ جایی نمیرسد. اما طبق جمله ی معروف بلودبرن یک شکارچی هیچوقت تنها نیست.

“Ah-hah, you must be the new hunter. Welcome to the Hunter’s Dream. This will be your home, for now. I am… Gehrman, friend to you hunters. You’re sure to be in a fine haze about now, but don’t think too hard about all of this. Just go out and kill a few beasts. It’s for your own good. You know, it’s just what hunters do! You’ll get used to it…” -Gehrman, the First Hunter

آها . تو باید شکارچی جدید باشی. به رویای شکارچیان خوش اومدی. اینجا فعلا خونته. من گرمنم دوست شما شکارچیا. حتما ذهنت خیلی مبهمه اما زیاد به این چیزا فکر نکن. برو بیرون و تعدادی وحشی بکش. به خاطر خودت میگم. میدونی این کاریه که شکارچیا انجام میدن! بهش عادت میکنی… –گرمن اولین شکارچی

تحلیل داستان bloodborne

پس گرمن به ما یک خانه و کارگاه میدهد، اما او کیست ؟

تحلیل داستان bloodborne

طبق دیالوگ عروسک :

“He was a hunter long, long ago, but now serves only to advise them. He is obscure, unseen in the dreaming world. Still, he stays here, in this dream.”

خیلی وقت پیش او یک شکارچی بود. اما حالا شکارچیان را راهنمایی میکند. او دیگر در دنیای مادی دیده نمیشود و در این دنیای رویایی باقی میماند.

پس گرمن اولین شکارچی بود که تمام تکنیک های شکارچیان، ریشه در او دارند. یکی از خصوصیات گرمن بخشش اوست. بخششی که با کشتن افراد در Hunter’s dream به آنها عطا میکند. همانطور که در توضیحات سلاحش آمده است :

“Trick weapon wielded by Gehrman, the First Hunter. A masterpiece that defined the entire array of weapons crafted at the workshop. Its blade is forged with siderite, said to have fallen from the heavens. Gehrman surely saw the hunt as a dirge of farewell, wishing only that his prey might rest in peace, never again to awaken to another harrowing nightmare.”

سلاحی که توسط گرمن، اولین شکارچی استفاده میشد. یک شاهکار که وصف سلاح های دیگر کارگاه را معنی میکرد. تیغش از سایدرایت درست شده است، میگویند این ماده از بهشت منشا گرفته است. گرمن شکار را یک خداحافظی میدید. خواستار آرامش شکارچیانش بود، باشد که در کابوسی دیگر چشم نگشایند.

تحلیل داستان bloodborne

گرمن ، پس از مرگ ماریا، دانش آموزش، عروسکی را بر اساس او ساخت تا برای همیشه او را به خاطر داشته باشد. گرمن و این عروسک، شکارچیان را در مسیرشان راهنمایی میکنند.

تحلیل داستان bloodborne

گرمن با لارنس نیز آشنایی داشت :

“Oh, Laurence… what’s taking you so long… I’ve grown too old for this, of little use now, I’m afraid…”

اوه لارنس… چرا اینقد دیر کردی … من زیادی پیر شدم …میترسم که از کار افتاده شده باشم…

تحلیل داستان bloodborne

برای اولین بار پس از کشتن ویکار امیلیا، پس از لمس جمجمه ی لارنس، او را در یک کاتسین میبینیم که تصمیم به ترک استاد ویلم گرفته است.

تحلیل داستان bloodborne

از جمجمه ی لارنس که در نایتمر پیدا میشود میتوان فهمید :

“Skull of Laurence, first vicar of the Healing Church. In reality he became the first cleric beast, and his human skull only exists within the Nightmare. The skull is a symbol of Laurence’s past, and what he failed to protect. He is destined to seek his skull, but even if he found it, it could never restore his memories.”

جمجمه ی لارنس، قاعم مقام کلیسای شفابخش. در واقعیت او به اولین جانور روحانی (Cleric beast) مبدل شد و جمجمه ی انسانی او در دنیای کابوس قرار دارد. این جمجمه نماد گذشته ی او و چیزی که از محافظت از آن عاجز ماند است. او به سرنوشت جستجوی جمجمه اش دچار شده، جمجمه ای که حتی اگر موفق به یافتش شود خاطره هایش را باز نمیگرداند.

تحلیل داستان bloodborne

پس لارنس موسس کلیسای شفابخش بود که پس از مخالفت با فلسفه ی ویلم بیرگنورث را ترک کرد . لارنس و گرمن … میتوان گفت دو نیم یک معما، چه چیزی بر سرشان آمد ؟ چطور ما دنیا ی بلود برن را اینچنین میبینیم ؟

تحلیل داستان bloodborne

لارنس اولین کشیش و گرمن اولین شکارچی و هردو به بیرگنورث مرتبط بودند. این دو عقیده داشتند که با استفاده از خون خدایان میشد به درجات والایی رسید.
همانطور که در توضیحات نشان دگردیسی  (Metamorphosis) آمده :

“The discovery of blood made their dream of evolution a reality. Metamorphosis, and the excesses and deviation that followed, was only the beginning.”

کشف خون خدایان، رویای تکامل آنها را به حقیقت تبدیل کرد. دگردیسی و اضطراب و انحراف تازه شروع کار بود.

در این زمان لارنس و گرمن از بیماری وحشیگری که معلول استفاده از خون بود مطلع شدند. کسانی که دچار بیماری وحشیگری شدند به اصطلاح گرگینه شده موی سرشان بلند تر و خاکستری رنگ و در نهایت عقل خود را از دست داده و به جانور تبدیل شدند اما این امر وحشتناک باعث توقف لارنس در تحقیقاتش نشد.

تحلیل داستان bloodborne

تکامل به از خود گذشتگی و شجاعت نیاز داشت… در یکی از نوشته های Lecture hall آمده :

Master Willem was right. Evolution without courage will be the ruin of our race.”

حق با استاد ویلم بود. تکامل بدون شجاعت منجر به نابودی نسلمان میشود.

تحلیل داستان bloodborne

پس لارنس به کارش ادامه داد و کلیسا را احداث کرد، گرمن از طرفی دیگر به ساخت کارگاه پرداخت. کارگاه در خفا به شکار وحشیان میپرداخت مثل اینکه گرمن و شکارچیانش خدمه ی پاکسازی کلیسا بودند. گرمن و لارنس سرچشمه ی بیماری وحشیگری که چیزی جز Moon presence نبود را کشف کردند و سپس به دنبال راهی برای غلبه به آن میگشتند اما گرمن به زندانی مون پرزنس درآمد و کارگاه متروکه ماند.

تحلیل داستان bloodborne

لارنس در این حال به دنبال راهی برای آزاد کردن دوست خود میگشت پس به هرقیمتی که شده به تحقیقات خود ادامه داد.

تحلیل داستان bloodborne

خون خاکستری یا Ashen blood توسط کلیسا ساخته و پرداخته شد و یهارنام قدیمی را فراگرفت و مردمانش را به جانوران وحشی تبدیل کرد. بدین ترتیب تحقیقات کلیسا روی وحشیان ادامه یافت. نتیجه ی این تحقیقات به کشف راهی برای کنترل وحشیگری منجر شد آن راه هم پذیرش (Embrace) جانوران بود.

“After the repeated experiments in controlling the scourge of beasts, the gentle “Embrace” rune was discovered. When its implementation failed, the “Embrace” became a forbidden rune, but its knowledge became a foundation of the Healing Church.”

پس از انجام آزمایشات بسیار به منظور کنترل بیماری وحشیگری یک نشان پذیرش(Embrace rune) کشف شد. هنگامی که اجراییات این رون به ثمر ننشست، به یک رون ممنوعه مبدل گشت اما دانش حاصل از آن به پایه های کلیسا تبدیل شد.

تحلیل داستان bloodborne

در کلیسای جامع کلیسای شفابخش، اولین قاعم مقام یا همان لارنس به نشان پذیرش سوگند خورد. این نشان در ذهن او رخنه کرد. او با انجام این کار فکر میکرد که میتوانست به وحشیان غلبه کند. نسل بشر را به تکامل رسانده و به شکار پایان دهد و دوستش گرمن را آزاد کند. تمام تحقیقات، تمام قربانیان، تمام اکتشافات پتومرا ، تمام جرم های غیر قابل توصیف و احداث کلیسای شفا بخش به این لحظه سوق یافتند. به نظر میرسید که ارزشش را داشت…

تحلیل داستان bloodborne

اما اینطور نبود…

“The skull is a symbol of Laurence’s past, and what he failed to protect.”

این جمجمه نماد گذشته لارنس و چیزی که از محافظت از آن عاجز بود است.

 

لارنس
گیمرپا • تحلیل داستان bloodborne
تصویر لارنس بدون جمجمه در DLC بازی

تحلیل داستان bloodborne

در آن روز کلیسا به طور کامل تغییر کرد، لارنس به اولین جانور روحانی (Cleric beast) تبدیل شد. موجودی که همانند او را هیچکس ندیده بود. یک هیولای واقعی. اولین کسی که این هیولا را دید برادور نام داشت. شهادت برادور در برار جانور روحانی که روی پوستی نوشته شده اینطور آمده است :

“The scalp of a horrid Cleric Beast, indicating that hunter Brador, a Healing Church assassin, had killed a compatriot. Afterward, he wore his ally’s own scalp, and hid himself away, deep below in a cell. The Church provided him with a single, soundless bell of death to ensure their secrets would be kept.”

پوست سر یک جانور روحانی که مشخص میکند، برادور، قاتل کلیسای شفابخش، این موجود را کشت. پس از آن پوست سر جانور را پوشید و خود را در زندانی مخفی کرد. کلیسا برای مخفی ماندن راز هایش او را کشت.

تحلیل داستان bloodborne

پس برادور، لارنس را به قتل رساند و پوست سرش را جدا کرده و لباسش را به خون او آغشته کرد. هنگامی که او را در حال فصاد دیدند این سخن از او شنیده شد :

“Nothing changes, such is the nature of man…” -Brador

هیچ چیز تغییر نمیکند. مثل خوی بشر… –برادور

تحلیل داستان bloodborne

برادور و شهادت آن نسبت به شکست کلیسا از همگان مخفی ماند و همه ی تحقیقات به منظور کنترل وحشیگری متوقف و ممنوع شد. با مرگ لارنس کلیسا به انزوا کشیده شده و یک فلسفه ای جدید در آن بوجود آمد : مراقب وسوسه ی شیطانی بشر باش . وحشیگری قابل کنترل نیست باید از بین برود.

تحلیل داستان bloodborne

حال نیمی از معما که لارنس بود را شناختیم اما گرمن چه ؟

گرمن
گیمرپا • تحلیل داستان bloodborne
گرمن در Hunter’s dream به راهنمایی شکارچیان میپردازد

تحلیل داستان bloodborne

وقایع دهکده ی ماهیگیری روی گرمن تاثیر گذاشت اما مرگ ماریا او را نابود کرد. همانطور که در لباس ماریا آمده است گرمن نسبت به او حس داشت، دو طرفه بودن این حس نامعلوم است اما یک چیز آشکار است که آن هم سوگواری بیش از اندازه گرمن پس از مرگ ماریا بود. گرمن پس از مرگ او کارگاه را ترک کرد و به انزوا رفت.

تحلیل داستان bloodborne

او چیزی جز بدست آوردن ماریا نمیخواست بنابراین عروسکی به یاد او ساخت در این حال چیزی متوجه غم و اندوه بسیار زیاد گرمن شد : Moon presence

تحلیل داستان bloodborne

همانطور که گفته شد خدایان دلسوز بودند، به منظور داشتن دوباره ی ماریا رون نماد شکارچیان (Hunter’s mark) در ذهن او رخنه کرد.

“Dangling, upside-down rune etched in one’s mind. Symbol of a hunter.” -Hunter’s Mark

نمادی وارونه و خم شده که در ذهن رخنه میکند. نماد یک شکارچی. –نماد شکارچیان

نماد شکارچیان
گیمرپا • تحلیل داستان bloodborne
تصویری از نشان (Rune) شکارچیان

تحلیل داستان bloodborne

اما نماد شچارچیان چیست ؟ همانطور که میدانیم نشانه ها، نوشته هایی از طرف خدایان اند، اما هنگام استفاده از رون شکارچیان سوگند نمیخوریم، برخلاف رون های کریل که هنگام استفاده از آنها قسم خورده و آنها را بیاد میآوریم .

تحلیل داستان bloodborne

همانطور که در بخش های قبل گفته شد کریل با خدایان ارتباط برقرار کرده و سخنان آنان را به شکل نمادی مینوشت، نماد هایی که توسط انسان ها قابل درک باشند. اگر ما نماد های رون ها را کلمات زبان خدایان بدانیم پس نتیجه میگیریم که رون شکارچی همان کلمه ی شکارچی به زبان خدایان است.

تحلیل داستان bloodborne

این کلمه است که در ذهن افراد رخنه کرده و آنان را به شکارچی تبدیل میکند. اما نه هر شکارچی ساده ای … بلکه شکارچی خون کمرنگ (Pale blood) ؛ این شکارچیان، شکارچیانی هستند که به دنیای رویایی متصل اند. این کلمه است که باعث نفرین شکارچیان شده و آنها را نامیرا میسازد… آنها به اجبار به شکار و شکار و شکار پرداخته تا شاید روزی از این رویا آزاد شوند.

تحلیل داستان bloodborne

همانطور که میدانید به هر روشی که در بازی بمیرید باز هم زنده میشوید… اگر تکه تکه شده یا اگر توسط امیگدالا روی زمین کوبیده شده یا اگر از دره ای سقوط کنید حتی اگر در سرزمین رویا خود را بکشید باز هم زنده میشوید … تنها یک راه برای رهایی از این رویا وجود دارد … آنهم کشته شدن توسط شکارچی دیگری در رویا.

تحلیل داستان bloodborne

گرمن با یافتن این حقیقت خود را در رویای شکارچیان زندانی دید… هیچ راه فراری برای او وجود نداشت، این رویا برای او به یک جهنم تبدیل شد… سپس گرمن به راهنمایی شکارچیان دیگر پرداخته و به آنان بخشش عطا میکرد.

تحلیل داستان bloodborne

اما نماد شکارچیان از کجا آمده ؟

تحلیل داستان bloodborne

هنگامی که پلیر برای اولین بار وارد دنیای بازی میشود پس از تزریق و انتقال خون به او، یک جانور وحشی میبیند که به آتش کشیده میشود در همین حال پیامرسان ها ظاهر شده و یک کلمه ای به گوش میرسانند : شکارچی

این کلمه است که مارا از نو میسازد، زندگی قبل از این لحظه ما اهمیتی نداشت … از این لحظه به بعد پلیر به یک سلاح تبدیل میشود در یک دنیایی جدید بیدار شده … دنیایی به نام شکار.

تحلیل داستان bloodborne

به انتهای بخش نهم رسیدیم. تنها یک بخش دیگر باقی مانده، با ما همراه باشید.

تحلیل داستان bloodborneداستان بازی بلودبرن؛ قسمت 7

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *