تحلیل Bloodborne داستان بازی؛ قسمت 8

تحلیل Bloodborne داستان بازی؛ بخش هشتم، هشتمین قسمت از ده قسمتی است که برای شما عزیزان آماده شده است. بازی Bloodborne به صورت اختصاصی برای کنسول PS4 عرضه شد. گیمرپا در این مقاله به ترجمه تحت الفظی دیالوگ های کرکتر ها و توضیحات آیتم ها به منظور اصالت محتوا تا حد امکان پایبند بوده. این مقاله توسط محمد نبی موسوی (Nabitak) و سید علی میرکریمی (SenpaixDoge) برای شما آماده شده است. 

تحلیل bloodborne

بخش هشتم : میکولاش . ماه خونی . سرزمین رویا و خدایان

“A hunter is a hunter, even in a dream. But, alas, not too fast!
The nightmare swirls and churns unending!”
-Micolash, Host of the Nightmare

شکارچی یک شکارچیست! حتی در رویا. اما افسوس که به این سادگی نیست!
کابوس بی انتها، میپیچدو میچرخد!
-میکولاش، میزبان کابوس

میکولاش
گیمرپا • تحلیل bloodborne
تصویر میکولاش در کاتسین قبل از باس فایت

تحلیل bloodborne

اگر کسی را در بازی بلودبرن “آدم بده” حساب کنیم این شخص بی شک میکولاش است. خدایان بیش از اندازه پیچیده اند که بخواهیم مفاهیم خوب و بد را به آنان نسبت دهیم. ویلم تنها کسی بود که میخواست از اجرا شدن وقایع بلودبرن پیشگیری کند. وقایعی فجیع ؛

تحلیل bloodborne

جانوران وحشی ای که قدرت تفکر نداشتند، انالیس که کلیسای شفابخش را نفرین کرد و به دنبال عصری جدید برای مردمانش بود، یهارنام که به نمادی از تراژدی تبدیل شد از کنترل خارج بود، گرمن و لارنس که سعی در کنترل وحشیگری داشتند و لودویگ در تلاش حفاظت از مردمان بود، ایلین به شکار شکارچیان غرق در شهوت خون میپرداخت، ماریا که در دهکده پر از احساس گناه شده بود، آلفرد که به دنبال راهی برای آزادی استادش لوگاریوس میگشت، جورا که تنها از یهارنام قدیمی محافظت میکرد و گسکوین به شکار وحشیان میپرداخت… اما میکولاش به یک جانی تبدیل شده بود و به نظر از انجام کار هایش ناراحت نبود.

تحلیل bloodborne

بنظر میرسد وجود میکولاش به سخره گرفتن پلیر توسط بازیسازان است. ما این همه راه آمدیم…با این همه بلایا مقابله کردیم و در جایی از بازی که تنها به یافتن حقیقت اهمیت میدهیم، کسی که از این حقیقت آگاهی دارد میکولاش بوده که دیوانه شده است…!!! کسی که میتوانست به ما توضیح دهد داستان بازی از چه قرار است دیوانه شده…!!!

تحلیل bloodborne

بیایید نگاهی به میکولاش و مدرسه اش بیندازیم.
همانطور که قبلا نیز گفته شد ریشه ی مدرسه ی منسیس دانشکده ی بیرنگورث است. بر اساس توضیحات لباس دانش آموزان مدرسه ی منسیس آمده است :

“Uniform of the students of Byrgenwerth, a bygone institute of learning. The Healing Church has its roots in Byrgenwerth, and naturally borrows heavily from its uniform design. The focus not on knowledge, or thought, but on pure pretension would surely bring Master Willem to despair, if only he knew.”

لباسی که توسط دانش آموزان بیرنگورث پوشیده میشد، یک محل تحصیل طرد شده. ریشه ی کلیسای شفابخش در بیرنگورث است و طبیعتا از طرح این لباس نشات گرفته است. تمرکز آن نیز نه بر روی یاد گرفتن بود نه یاد دادن. اگر استاد ویلم از آن باخبر میشد به نا امیدی اش منجر میشد.

تحلیل bloodborne

مدرسه ی منسیس ابتدا در یاهارگول احداث شد بر اساس کلیدبخش بالایی کلیسا (Upper cathedral key) :

“The upper echelons of the Healing Church are formed by the School of Mensis, based in the Unseen Village, and the Choir occupying the Upper Cathedral Ward.”

قسمت های بالایی کلیسای شفابخش توسط مدرسه ی منسیس ساخته شد، مدرسه ای که در یهارگول، روستای دیده نشده واقع شده بود و کوایر در قسمت بالایی کلیسا مشغول شد.

تحلیل bloodborne

پس مدرسه ی منسیس که در یهارگول قرار داشت توسط کلیسا پنهان مانده بود.

تحلیل bloodborne

در توضیحات لباس یهارگول آمده است :

“The hunters of Yahar’gul answer to the village’s founders, the School of Mensis. Hunters in name only, these kidnappers blend into the night wearing this attire.”

شکارچیان یهارگول به سازندگان روستا که مدرسه ی منسیس اند جوابگو هستند. کسانی که فقط در اسم شکارچی اند . این آدم دزد ها با پوشیدن این لباس در تاریکی شب مخفی میشدند.

تحلیل bloodborne

پس میتوان فهمید اعضای مدرسه ی منسیس افراد بیگناه را دزدیده و به مدرسه برای آزمایش های خود میبردند. حتی خود پلیر نیز میتواند قربانی این آدم دزد ها شود. بنظر میرسد مدرسه ی منسیس کم کم از کلیسا فاصله گرفت. در نهایت مراسم مذهبی مدرسه ی منسیس غیر مستقیم یا مستقیم مسوولیت نزول ماه خونی را داشت. اما ماه خونی چیست ؟

ماه خونی
گیمرپا • تحلیل bloodborne
ماه خونی و پدیدار شدن آمیگدالا

Madmen toil surreptitiously in rituals to beckon the moon. Uncover their secrets. -Note left by a dead Hunter.

انسان های دیوانه در خفی مراسم مذهبی به منظور احظار ماه، به راه میانداختند . به منظور برملا کردن راز هایشان.
– نوشته ای متروک از یک شکارچی

The Mensis ritual must be stopped, lest we all become beasts. -Note left by a dead Hunter.

از مراسم منسیس باید جلوگیری کرد وگرنه همه ی ما به جانور تبدیل میشویم .- نوشته ای متروک از یک شکارچی

Behold! A Paleblood sky! -Unknown author.

ببین ! آسمانی خون رنگ !
–گوینده ای ناشناس

تحلیل bloodborne

بر اساس این اسناد میفهمیم که منسیس باعث و بانی نزول آمدن ماه خونی است.

پلیر پس از شکست دادن روم برای اولین بار ماه خونی را میبیند، نقطه ی عطف داستانی بلود برن همین لحظه است.

قبل از دیدن ماه خونی سروکارمان با وحشیان و گرگینه ها بود اما پس از این واقعه، داستان بلودبرن به سمت تلخی و اندوه میرود. یک راه دیگر برای توصیف داستان نیز این است که داستان بلودبرن همیشه تلخ و غم انگیز بوده اما ما قادر به دیدنش نبودیم!!

اگر برای اولین بار به کلیسای اودن برویم صدایی مثل هیسسسسس به گوشمان میرسد اگر برای کاوش به جلو رفته چیزی مارا در دست گرفته و روی زمین میکوبد که به مرگمان منجر میشود. این چیز که قادر به دیدنش نیستیم آمیگدالا نام دارد.

در توضیحات دست آمیگدالا آمده است :

“arm of a small Amygdala Great One”

دست یک آمیگدالای کوچک، یک خدا

تحلیل bloodborne

پس از کشتن روم و آمدن ماه خونی آمیگدالا ها دیگر پنهان نیستند و ما قادر به دیدنشان هستیم که این امر ما را به سرزمین رویا میبرد.

سرزمین رویا
گیمرپا • تحلیل bloodborne
رویای شکارچیان، قسمتی از سرزمین رویا

سرزمین رویا یک توهم نیست بلکه مثل همه ی مکان های دیگر واقعیست. حتی پلیر ها میتوانند آیتم های سرزمین رویا را با خود به دنیای مادی بیاورند. گواه واقعی بودن این سرزمین در توضیحات اکسیر لید (Led elixir) آمده است :

“Its recipe for this mysterious concoction is unknown, but some postulate that it materializes only within the most desperate nightmare.”

دستورالعمل ساخت این معجون نامعلوم است اما برخی میگویند این اکثیر در فرومانده ترین کابوس ها ساخته میشود.

تحلیل bloodborne

چهار منطقه ی رویایی در بازی وجود دارند :

تحلیل bloodborne

The nightmare frontier, the lecture hall, the hunter’s dream and the hunter’s nightmare

تحلیل bloodborne

رویای شکارچیان یا همان (Hunter’s dream) اولین منطقه ی رویاییست که پلیر به آن سفر میکند. دومین منطقه، تالار سخنگویی یا (Lecture hall) که از آنجا میتوان به کابوس ها سفر کرد؛ کابوس منسیس و کابوس فرونتیر.
سرزمین های رویایی مثل بازتابی از دنیای مادی هستند. Hunter’s dream طبیعتا بازتاب کارگاه پیشین گرمن، Hunter’s nightmare بازتاب یهارنام ، Nightmare frontier بازتاب پتومری ها و زمین لورن که نابود شد و Lecture hall بازتاب مدرسه منسیس.

تحلیل bloodborne

سرزمین های رویایی مکان هایی مشابه با مکان های دنیای مادی هستند با تفاوتی اندک…

تحلیل bloodborne

فکر کنید به مدت یک ساعت به آیینه نگاه میکنید و در یک لحظه یک شکلی از خودتان پشت سرتان پدیدار میشود اما وقتی سرتان را برمیگردانید این شکل را نمیبینید چیزی که دیدید اتصال دو دنیا و یا دو واقعیت موازی به هم بود. این همان چیزیست که دید درونی یا اینسایت به ما میدهد. اگر شما بیش از 40 اینسایت داشته باشید، میتوانید آمیگدالا را قبل از مرگ روم ببینید. با 50 اینسایت موزیک Hunter’s dream قبل از کشتن روم تغییر میکند، با 60 اینسایت میتوان صدای گریه بچه را در نزدیکی آریانا بشنوید.

پس نتیجه میگیریم اینسایت به ما قابلیت دیدن بخش های کوچکی از جهان موازی به ما میدهد. پس از کشتن روم مرز بین جهان های موازی شکسته میشود و دیگر به اینسایت نیازی نیست به همین دلیل مردم یهارنام پس از این واقعه برای اجبار به فهمیدن حقایق به جنون کشیده میشوند. یک لحظه فکر کنید موجودی وحشتناک تمام عمرتان کنارتان بوده اما شما قادر به دیدنش نبودید و در یک لحظه او را میبینید چه احساسی به شما دست میدهد ؟

اما چرا میکولاش ماه خونی را احظار کرد ؟ چرا او در سرزمین کابوس وجود دارد ؟ چرا لقبش صاحب کابوس است ؟؟؟ ( micolash, host of the nightmare )

با نزدیک شدن میکولاش و منسیس به حقیقت، آنها به خدایان وابسته و وابسته تر شدند. میکولاش به هر طریقی, به بند ناف مرگو دسترسی پیدا کرد. میکولاش به وسیله ی این بند ناف تصمیم به تکامل و رسیدن به مرحله ی خدایی گرفت همان طور که ویلم با بند ناف یتیم کاز، این کار را با روم کرد. این تصمیم و ارتباط با مرگو پایان یهارگول را رقم زد. با این کار پرده میان دنیا ها کنار زده شد زنگ زنندگان، مردگان را به دنیای زندگان فراخوانده و مردم عادی در این حین به سنگ تبدیل شدند. جسد قربانیان دزدی ها زنده شده و از شکارچیانی که آنها را دزدیده بودند انتقام گرفتند.

تحلیل bloodborne

نصفی از منسیس به دنیای کابوس کشیده شد (Lecture hall ) و همه ی دانش آموزان مدرسه در این هنگام کشته شدند اما روحشان در سرزمین کابوس برای ابد باقی ماند.

تحلیل bloodborne

جسد میکولاش که در یهارگول قرار دارد به یک دروازه میان این جهان ها تبدیل شد و بدین ترتیب لقب صاحب کابوس را گرفت.

تحلیل bloodborne

همانطور که گفته شد: کابوس منسیس بازتابی از شهر پتومری یا همان لورن است. محلی که شاید قرار بوده زادگاه مرگو باشد . به هر حال در قسمت بالایی قلعه ی مرگو موجودی به نام دایه مرگو (wet nurse) به عنوان یک باس فایت قرار دارد . همانطور که میدانیم دایه به معنای زن شیر ده ایست که به هر علتی اگر مادر غایب باشد به نوزاد شیر میدهد.

تحلیل bloodborne

شاید این دایه توسط ملکه یاهارنام برای مراقبت از بچه ی آینده اش احظار شده یا شاید این موجود ظاهر دیگری از خود مرگو است؟ به هر حال این دایه یک خدای کامل است. زیرا :

تحلیل bloodborne

در بازی بلود برن هر وقت باسی را شکست دهید با این پیقام مواجه میشویم :
PREY SLAUGHTERED
در ورژن ژاپنی بازی نیز با این پیام ترجمه شده مقابل میشویم :
YOU HUNTED
اما هنگام کشتن دایه مرگو در هردو ورژن، این پیغام را میبینیم :
NIGHTMARE SLAIN

تحلیل bloodborne

خب بیایید به یاد بیاوریم که خدایان کامل بازی که بودند : دایه مرگو، آمیگدالا، یتیم کاز و moon presence

تحلیل bloodborne

پس از شکست این خدایان بجز آمیگدالا پیغام Nightmare slain دیده میشود.

تحلیل bloodborne

اما دلیل این امر چیست ؟ در جوابش باید بگوییم که آمیگدالا نمرده است حتی پس از کشتن آمیگدالا در Nightmare frontier آمیگدالا های دیگر زنده میمانند. حتی پس از کشتن آمیگدالا در در زیرزمین پتومرا این پیغام (Nightmare slain) نشان داده نمیشود. شاید آمیگدالا ها موجودات مختلفی نباشند بلکه یک خدا باشند که به هم متصل اند و همزمان در مکان های مختلف حشور دارند.

تحلیل bloodborne

حتی دایه ی مرگو هنگام مبارزه یک کپی از خود میسازد . ما از درک خدایان عاجزیم چه کسی میتواند منکر این شود که آنها میتوانند در چند مکان در یک لحظه از زمان حضور داشته باشند؟؟؟

تحلیل bloodborne

حتی در اعماق ایز (isz) که شهری پتومری بود، شکارچی بار دیگر با ابیرتاس (ebiretas) مبارزه میکند.

به هر حال … راز این پیغام هرچه که باشد، کشتن دایه ی مرگو به حضور روح او در کابوس پایان داده و مراسم منسیس را خاتمه میدهد.

هرچند نمیتوان به مراسم منسیس یک شکست کامل گفت زیرا پس از آن، یک خدایی جدید با نام مغز منسیس بوجود آمد. در توضیحات مغز منسیس آمده است :

“The immense brain that Mensis retrieved from the nightmare was indeed lined with eyes on the inside, but they were of an evil sort, and the brain itself was terrible rotten. But even still, it was a legitimate Great One, and left a relic. A living relic, at that, which is a precious thing indeed.”

مغزی که منسیس از کابوس بدست آورد قطعاً، پر از دانش بود. اما این دانش شیطانی و خود مغز پوسیده شد. اما هنوز هم این یک خدای مشروع بود و به عنوان یک اثر مقدس رها شد. که واقعا چیزی نفیس بود.

مغز منسیس خدایی بی دفاع است که تنها قدرت او دانشیست که در او وجود دارد. وقتی او را میبینید نه به شما حمله میکند و نه حرکتی، او تنها قادر به دیدن شماست اما اگر حالت Make contact (ارتباط) را به او نشان دهید پس از گذشت دقایقی آیتمی به عنوان Moon rune دریافت میکنید.

گیمرپا • تحلیل bloodborne
تصویری از مغز منسیس که عاجزانه به شما نگاه میکند

در توضیحات نشان ماه آمده است :

The Great Ones that inhabit the nightmare are sympathetic in spirit, and often answer when called upon.”

خدایانی که در سرزمین کابوس هستند ذاتا دلسوز اند و هنگامی که مورد خطاب واقع شوند پاسخ میدهند.

تحلیل bloodborne

همانطور که میدانیم نشان ماه (moon rune) به ما blood echo بیشتری میدهد، شاید این کار مغز منسیس درخواستی از ما برای پایان دادن به زندگی اش باشد…

تحلیل bloodborne

به پایان بخش هشتم از داستان کامل بازی Bloodborne رسیدیم. تنها دو قسمت دیگر باقی مانده است، با ما همراه باشید.

تحلیل bloodborne

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *