داستان کامل بازی Bloodborne؛ قسمت 1

داستان کامل بازی Bloodborne؛ بخش اول، اولین قسمت از ده قسمتی است که برای شما عزیزان آماده شده است. بازی Bloodborne به صورت اختصاصی برای کنسول PS4 عرضه شد. گیمرپا در این مقاله به ترجمه تحت الفظی دیالوگ های کرکتر ها و توضیحات آیتم ها به منظور اصالت محتوا تا حد امکان پایبند بوده. این مقاله توسط محمد نبی موسوی (Nabitak) و سید علی میرکریمی (SenpaixDoge) برای شما آماده شده است.

The oldest and strongest emotion of mankind is fear, and the oldest and strongest kind of fear is fear of the unknown

H.P. Lovecraft

قدیمی‌ترین و قوی‌ترین احساس بشر، ترس و قدیمی‌ترین و قوی‌ترین ترس، ترس از ناشناخته‌هاست. -لاو کرفت

 

بخش اول : بیرگنورث، کاز و عنکبوت تهی.

 

دانشکده بیرگنورث

 

دانشکده‌ی بِیرگنورث طبیعتاً از دانشجویان بسیار زیادی تشکیل شده بود اما تعداد انگشت شماری تصمیمات مهم دانشکده را می‌گرفتند، این افراد لارنس، میکولاش، کریل، ویلم نام داشتند.

داستان کامل بازی Bloodborne
دانشکده‌ی بِیرگنورث

ویلِم استاد بزرگ دانشکده بیرگنورث و مورد احترام همه حتی با عقاید مختلف بود، استاد ویلِم بر روی محدودیت‌های بشر تمرکز خاصی داشت اما لارنس برخلاف او بلند پرواز و جاه طلب بود و عقیده داشت که می‌توان به درجه‌های برتری از انسانیت رسید. لقب لارنس در بازی اولین قائم مقام (First Vicar) یاد شده پس می‌توان به این نتیجه رسید که او از اولین مؤسسان کلیسای شفابخش (Healing church) بوده است.

دیگر عضو دانشکده یعنی کریل (Caryll) در نوشتن کتیبه الهی (نشان) (Rune) که سخن خدایان بودند و قدرت‌های خاصی به افراد می‌دادند، مهارت داشت، البته او در ترجمه‌ی این سخنان عاجز بود اما الهامات را می‌توانست به صورت نمادین به شکل در آورد.
دو شخص مهم دیگر هم با نام‌های گِرمن و ماریا نیز عضو این دانشکده بودند، کارگاه شکارچیان (Hunter’s Workshop) ساخته‌ی دست گِرمن است که در یکی از قسمت‌های پنهانی کلیسا قرار دارد.

ماریا نیز که دست راست گِرمن به شمار میرفت، مستقیما در وقایع دهکده ماهیگیری (fishing hamlet) دست داشت و می‌توان گفت یکی از دانشجوهای مهم دانشکده بیرگنورث بوده است.

حال که با این اشخاص آشنا شدیم می‌توان نتیجه گرفت که اکتشاف آنها در زیرزمین های یاهارنام باعث به جریان انداختن کل وقایع بلود برن شده است. یکی از دیالوگ‌های آلفرد وایل بلاد گواه این نتیجه گیری است:

”Once a group of young Byrgenwerth scholars discovered a holy medium deep within the tomb. This led to the founding of the Healing Church, and the establishment of blood healing.”

“زمانی گروهی از دانش‌پژوهان بِیرگنورث وسیله‌ای در اعماق یک مقبره کشف کردند که به تأسیس کلیسای شفا دهنده منجر و به استقرار خون احیا کننده انجامید.”

با اکتشاف این خون، همه چیز عوض شد، هدف همه از درمان امراضِ مختلف به تکامل تغییر یافت و مفهوم‌هایی مانند رسیدن به درجه‌ی والاییِ خدایان و تغییر دادن انسانیت به یک چیز والاتر در دانشکده به وجود آمد.

در بازی بلود برن دو منبع متفاوت وجود دارند؛ با نام‌های Blood Echo و Insight. بلود اکو به شما قدرت و اینسایت، دانش می‌دهد.

در دانشکده اختلاف نظری در رابطه با استفاده از این منابع وجود داشت، گروهی معتقد بودند که می‌توان با قدرت به مقام والایی از انسانیت رسید و دیگری بر این عقیده بودند که دانش راه رسیدن به تکامل است.

شما با استفاده از Blood Echo میتوانید قدرتمند تر شوید و با استفاده از Insight میتوانید به حقایق اطراف آگاه شوید.

این دو گروه فیلسوف، باعث تفرقه میان اعضای دانشکده شدند اما یک بخش دیگری از معما باقی مانده … پلیرها پس از وارد شدن به دهکده‌ی ماهیگیری (Fishing Hamlet) در DLC، با دیالوگ یک ماهی مواجه می‌شوند.

“Byrgenwerth… Byrgenwerth… Blood-crazed murderers. Blasphemous fiends.”

بِیرگنورث … بِیرگنورث … قاتلان مجنون خون. جادوگران کُفرآمیز.

اما اگر پلیر ها کتیبه (Milkweed Rune) را به همراه داشته باشند یک جمجمه از طرف این ماهی دریافت می‌کنند که در توضیحاتش به این صورت نوشته شده:

“Skull of a local from the violated fishing village. The inside of the skull was forcibly searched for eyes, as evidenced by innumerable scratches and indentations.”

جمجمه‌ی یکی از بومیان روستا، که درون آن خدشه‌های بی‌شماری برای یافتن چشم (دانش) به وجود آمده است.

(توجه داشته باشید کلمه چشم در بازی بلودبرن به صورت نمادین به معنی دانش است)

یعنی اعضای دانشکده به طور وحشیانه بر روی مردم دهکده ماهیگیری آزمایش انجام میدادند.

کاز (Kos)

هر اتفاقی که در دهکده‌ی ماهیگیری افتاده به کاز (kos) مرتبط است. کاز یکی از خدایان که در انتهای منطقه (در دنیای رویایی)، جسدش را می‌بینیم هرچند خود او حضور ندارد اما فرزندش با نام یتیم کاز (Orphan Of Kos) در قالب یک باس فایت در بازی حضور دارد.

داستان کامل بازی Bloodborne
جسد کاز بر روی ساحل دهکده ماهیگیری

 

علاوه بر زمزمه‌های این ماهی، در قسمتی دیگر از بازی به کاز اشاره شده که دیالوگ میکولاش خطاب به کیهان است:

Ahh, Kos… or some say, Kosm…
Do you hear our prayers?
Grant us eyes, grant us eyes!“— Micolash, Host of the Nightmare

کاز به قول بعضی‌ها کازم … دعاهای ما را می‌شنوی؟ همان‌طور که یک ‌بار برای روم تهی انجام دادی؛ به ما دانش عطا کن، به ما دانش عطا کن. (چشم در بلود برن به صورت نمادین به معنی دانش است)

وقتی پلیر روم را می‌بیند، می‌توان فهمید که او آنقدر هم از نظر فیزیکی قوی نیست به‌جز انتشار ذرات انرژی و فراخوانی عنکبوت‌های دیگر قدرت دیگری ندارد، همانطور که در زمزمه‌های میکولاش آمده است:

“As you once did for the vacuous Rom, grant us eyes, grant us eyes. Plant eyes on our brains, to cleanse our beastly idiocy.”

همان‌طور که برای روم تهی (از دانش) انجام دادی، به ما دانش عطا کن، به ما دانش عطا کن. در مغز ما دانش قرار بده؛ به منظور پاک‌سازی ما از خوی وحشی گریمان.

یعنی دانشی که از خدایان به انسان ها عطا میشد آنها را از خوی وحشیگری رها میکرد.

می‌توان نتیجه گرفت که روم همیشه در این درجه از دانش خود نبوده بلکه این دانش به او “عطا” شده است. اما سؤالی برای ما پیش می‌آید؛ آن هم این که روم کیست و از کجا آمده؟

دانشکده‌ی بِیرنگورث دو اکتشاف مهم داشت؛ یکی کشف خون قدیمی یا همان خون خدایان و دیگری کشف کاز، پس از ملاقات با ماریا یک دیالوگ از او می‌شنویم:

“A corpse… should be left well alone. Oh, I know very well. How the secrets beckon so sweetly.”

یک جسد… باید دست نخورده باقی بماند، من به خوبی می دانم که راز ها چه راحت به یادم می آیند .

میتوان در Nightmare Frontier یک سری کشتی در دوردست ها مشاهده کرد، این کشتی ها متعلق به مردم دهکده بوده اند و به دریا رفته و کاز را کشته اند اما امواج دریا جسد او را به سمت ساحل منتقل کرد و جسد او توسط انگل آلوده شده و انگل ها روی مردم تاثیر گذاشته و به شکل موجوداتی که حال آنها را می بینیم درآمده اند.

داستان کامل بازی Bloodborne
یکی از اهالی دهکده ماهیگیری که به این شکل در آمده

پس از آنکه خبر از یک خدای مرده به دانشکده رسید گِرمن و ماریا به دهکده سفر کرده و روی جسد کاز آزمایشاتی انجام دادند. در این قسمت از بازی، اولین “کفر” گِرمن و ماریا اتفاق می افتد، آنها می فهمند که کاز حامله بوده و جنینش همچنان دست نخورده باقی مانده است اما به آن بی اعتنایی کرده و به آزمایش های خود ادامه دادند و یتیم کاز را به قتل رساندند.

مکانیکی در بازی بلود برن وجود دارد آن هم اینست که هرچند یک شخص ممکن است در دنیای مادی بمیرد اما روحش در دنیای رویایی باقی میماند. گرمن و ماریا بچه ی کاز را کشتند اما او در دنیای رویایی در قالب یک باس فایت حضور دارد.

گواهی این هم وجود جسد میکولاش در دنیای مادیست ولی باس فایت او در دنیای رویایی وجود دارد؛

وقتی خدای زاده نشده (یتیم کاز) به دانشکده منتقل و کالبدشکافی شد، چیزی که از آن به دست آمد که بندِ نافِ دانش یا همان Umbilical Cord بود.

در این زمان استاد ویلم رویایی در سر میپروراند.

همان طور که در توضیحات آیتم Great Ones Wisdom سخن ویلم نوشته شده:

“We are thinking on the basest of planes. What we need, are more eyes.”

 

ما در حال حاضر در سطحی ترین حد ممکن فکر میکنیم. چیزی که نیاز داریم دانش بیشتر است. پس نتیجه میگیریم که Insight که در HUD ما نمایش داده میشود میزان دانش ما در سطوح فراتر نسبت به خدایان است.
همانطور که قبلا گفته شد دو گروه دانشکده، یکی راه تکامل را دانش میداندست که از ویلم و همراهانش تشکیل شده بود و دیگری راه تکامل را قدرت میدانست که از گِرمن، ماریا و میکولاش که رهبرشان لارنس بود تشکیل شد، آنها دانشکده را ترک و کلیسای شفابخش را تاسیس کردند.

روم (Rom)

اما در پاسخ به سوالی که قبلا پرسیده شد، روم از کجا آمده؟ چطور به این موجود تبدیل شد؟
همانطور که قبلا اشاره شد لقب روم “تهی” بوده است اما دقیقا تهی از چه چیزی ؟ مغز؟ دانش؟ قدرت؟
وقتی به روم حمله می کنید او با روش های خاصی از خود دفاع میکند پس مسلما او تهی از مغز نیست.

در یکی از نوشته هایی که در منطقه ی Yahar’gul وجود دارد گفته شده:

“Nightmarish rituals crave a newborn. Find one, and silence its harrowing cry.”

مراسم های وحشتناک یک نوزاد را بوجود می آورند . پیدایش کرده و گریه های ترسناکش را ساکت کنید.

روم یک خدای کامل نیست؛ به موجوداتی که به خدا تبدیل شده اند (نیمه خدا ها) Kin گفته میشود، اگر روم را بکشید Kin Coldblood به دست آورده اما اگر خدایی مثل Moon Presence را کشته، Great One coldblood دریافت می کنید.

روم، دختر ویلم، اصطلاحا یا به معنی واقعی کلمه از میوه های تحقیق ویلم بوجود آمد.  روم، نوزادی، زایده تحقیقات ویلم بود.

نتیجه میگیریم که روم در ابتدا تهی از “دانش” بوده است که این دانش توسط خدایان به او “عطا” شده است.

اگر به حرکات او دقت کنید می بینید که مکانیسم دفاعی خاصی بجز تغییراتی در انرژی ندارد اگر از من بپرسید میگویم روم مثل یک پروانه بود که اگر کشته نمی شد می توانست به زیبایی از پیله در آید…

 

داستان کامل بازی Bloodborne
روم، ثمره تحقیقات استاد ویلم

 

بخش اول داستان کامل بازی Bloodborne به اتمام رسید، پس از خواندن قسمت دهم تمام قطعات این معما در ذهن شما به هم متصل میشوند. با ما همراه باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *