گیمرپا
مرجع رسمی اخبار، نقد و بررسی و مقالات اختصاصی بازی‌های رایانه‌ای

داستان Darksiders 3 | از نمادگرایی تا ارتباط داستان با آئین مسیحیت

داستان Darksiders 3

در Darksiders 3 برخلاف سری های گذشته آن، یک زن به عنوان شخصیت اصلی بازی ایفای نقش میکند، این بازی در سبک اکشن سوم شخص Hack and Slash ساخته شده و به واسطه ی THQ Nordic عرضه میگردد. داستان این بازی در حالتی داستان Darksiders 3 آغاز میشود که صحبت از 7 گناه کبیره بوده و این شخصیت زن که او را خشونت نامیده اند باید این 7 گناه کبیره را از بین ببرد. Fury عضو گروه 4 نفره ای از شوالیه های برتر میباشد، از سایر اعضای گروه میتوان به جنگ و مرگ شخصیت های اصلی سری های قبلی Darksiders اشاره کرد که در یک موقعیت مکانی به نام شورا، محصور شده اند و نابودی 7 گناه کبیره به واسطه ی خشونت منجر به آزاد سازی مرگ و جنگ میشود. این شخصیت دستور دارد که به زمین آمده و به دنبال 7 گناه کبیره بگردد. زمین که به گونه ای در آن تصویری از آخرالزمان داستان Darksiders 3 به نمایش در آمده در امتداد مردمانی را نشان میدهد که به شدت در مقابل نیرو های اهریمنی ناتوان هستند و هیچ ابزاری نه برای مبارزه و نه برای دفاع از خود ندارند. در کنار Fury شخصیت اصلی بازی، فرشته ای به نام شاهد وجود دارد که در حین مسیر شاهد اعمال و کار های Fury باشد و علاوه بر آن بتواند در مواقعی به او مشاوره دهد. Fury پس از پشت سر گذاشتن چالش های مختلف، به داستان Darksiders 3 مرد عظیم الجثه ای به نام اولتین میرسد که این مرد یک سازنده ی سلاح بوده و به Fury پیشنهاد میکند که در حین انجام مأموریت خود، از انسان ها پشتیبانی کند و اگر در ماجراجویی های خود انسانی را دید، آنها را به این موقعیت مکانی هدایت کند. در امتداد داستان شوالیه ی زن به یکی از Boss های مهم بازی میرسد و پس از نبرد تنگاتنگی که با او دارد پیروز میشود و سپس اسب داستان Darksiders 3 خود را فرا میخواند اما پس از آمدن او درمیابد که اسبش وحشی را زخمی کرده اند و در حال مرگ میباشد؛ Boss زخمی باری دیگر برمیخیزد، در چنین شرایطی که خشونت یا همان Fury درگیر احساسات خود بخاطر از دست دادن اسبش شده از فرصت سوء استفاده کرده و او را زخمی میکند، خشونت متوجه میشود که در داستان Darksiders 3 دام افتاده و دیری نپایید که بعد از نابود کردن Boss از حال میرود. وقتی که چشم باز میکند بر روی زمین افتاده و شخصیتی شیطانی به نام ارباب هاله ها که ظاهر آن شیطانی مقتدری را نشان میدهد حضور دارد. این شخصیت شیطانی دشمن خشونت نیست اما با این حال میدان نبردی را برای او ترسیم میکند تا توان مبارزه ی او را محک بزند که خشونت در بازه ی زمانی کوتاهی با نیرو های این شخصیت درگیر شده و سپس متوقف میشود، پس از کمی صحبت در رابطه با قدرت داستان Darksiders 3 های این 2 کاراکتر، شخصیت شیطانی به خشونت سلاحی به نام هاله ی آتشین میدهد که در امتداد مسیر بتواند از آن استفاده کند. خشونت پس از بدست آوردن هاله ی آتشین و استفاده ی آن در طول مسیر در میابد که عدد 3 چندین بار در طی پشت داستان Darksiders 3 سر گذاشتن مسافت نسبتاً کوتاهی تکرار شده است، 3 روح، 3 جواهر و 3 شمشیر ولی آیا تکرار عدد 3 جنبه ی نمادگرایی دارد؟ یا خشونت اشتباه تصور میکند و اینها صرفاً فقط یک تصادف است؟؟ در امتداد داستان شخصیت اصلی بازی با یافتن 3 شمشیر مشابه و استفاده از آنها درمیابد که تکرار این عدد میتواند منظور خاصی را منتقل نماید، اما اینکه موضوع دقیقاً چیست باید در ادامه بیشتر داستان Darksiders 3 خودش را نشان دهد. خشونت در ادامه ی داستان به موجود انسان گونه ای که جثه ی کودکی را داشت برمیخورد که پشت به خشونت در حال گریه کردن است، خشونت پس از نزدیک شدن به این کودک وقتی با چهره ی شیطانی او برمیخورد متوجه میشود که اشتباه کرده است. در امتداد داستان خشونت به همراهی شاهد به موزه ای از مجسمه و وسایل دست سازی میرسند که در واقع گویای هنر انسان ها و قدرت قوه ی تخیل آنها در ساخت مجسمه ها و هنر های تجسمی میباشد، جمله ی داستان Darksiders 3 جالبی که شاهد در رابطه با هنر انسان ها به زبان آورد چنین بود: حسادت فرشته ها به انسان ها بخاطر داشتن همچین نعمت های گرانقدری بود، شاهد راست میگفت، از ابتدا فرشته ها اسیر انسان ها بودند و این قضیه از همان ابتدا با ورود فرشته های نگهبان به زمین ثابت شد. در همین گفته ها شخصیت شیطانی به نام حرص وارد داستان میشود، از نحوه ی سخنوری و ورود آن پیداست که قصد مبارزه دارد و گویی خشونت را از پیش میشناخته است و حال میخواهد هزینه ی بلیط ورود به موزه را از خشونت بگیرد که همان بهای جانش محسوب میشود. در داستان Darksiders 3 محیط مبارزه اشیاء گرانبهای بسیاری دیده میشود اما خشونت فقط بدنبال یک شئ بود که در پایان مببارزه بدست آورد. وقتی که خشونت در حال ترک محل بود، دروازه ای به رویش باز میشود که ناخودآگاه پا به این دروازه میگذارد، پس از ورود، خشونت دریافت که در محضر همان شخصیت شیطانی میباشد که ارباب هاله ها خطابش میکنند که به او قدرت هاله ی آتش را داده است. تعریف و تمجید این شخصیت در رابطه با مبارزه ی خشونت با حرص، خشونت را صاحب هدیه ی دیگری از سوی ارباب هاله ها کرد که هاله ی رعد و برق نام داشت. خشونت داستان Darksiders 3 میتوانست در کنار هاله ی آتش از آن نیز استفاده کند. در ادامه خشونت به محیط شهر بازمیگردد و به واسطه ی جادو هایی که از آن بهره مند شده راه های جدیدی را برای خود باز میکند تا گامی در راستای رسیدن به 7 گناه کبیره باز کند، خشونت به محیطی میرسد که بیشتر به کلیسا شباهت دارد و پس از غیر عادی تصور داستان Darksiders 3 کردن این محیط و توصیف آن برای شاهد، با فرشته ای ملاقات میکند که این فرشته خشونت را پست ترین و کوچک ترین سوار از میان 4 سوار دیگر خطاب میکند، پس از بحثی جنجالی و رفتن فرشته، وقتی خشونت وارد کلیسا میشود جمله ی تأمل برانگیزی را بیان میکند و خطاب به انسان میگوید که آنها چندین هزار سال است که خود را وابسته به چنین معنویاتی کرده اند و در امتداد به میوه ای اشاره دارد که موجب شد انسان از بهشت اخراج شود. خشونت راهی را از زیر زمین کلیسا برای خود گشوده و میرود، شاهد به او میگوید که چرا داستان Darksiders 3 آشفته بنظر میرسد؟؟ خشونت در پاسخ میگوید که دلتنگ اسبش (وحشی) شده و از وقتی که او را از دست داده فهمیده که انگار غیر از وحشی هیچ یار و همراهی نداشته است. واضح است که خشونت حوصله ی حرف های شاهد را ندارد و به گونه ای متعجب است که چرا یک شاهد که کارش ضبط دیدگاه هاست باید انقدر اظهار نظر های بی جا کند؟؟ در امتداد داستان خشونت جنگ بین شیاطین و فرشته داستان Darksiders 3 ها را نظاره گر است، وقتی به شوالیه ی فرشته ها میرسد و او را شکست میدهد با سردمدار آنها رو به رو میشود که فکر میکنند خشونت برای تسخیر روح آنها آمده تا به صورت غنیمت به خدای هاله ها هدیه دهد، اما خشونت سریعاً این سوء تفاهم را برطرف میکند، اینکه او به دستور شورا، فقط برای نابودی 7 گناه کبیره عازم این سفر شده است. در ابتدا شاید بنظر برسد که دیگر خصومتی بین خشونت و فرشته ها وجود نداشته باشد، اما مسئله ی مهم اینجاست که خشونت دریافته است که اسبش وحشی تنها یار و دوست او توسط فرشته ها زخمی و سپس کشته شده است و خشونت اعلام نمود که انتقام او را خواهد گرفت. با تمام داستان Darksiders 3 این اوصاف رهبر فرشته ها به چیزی که خشونت از دست داده احترام میگذارد و از این بابت شرمسار است، همچنین میگوید که اخیراً نیرو های بسیاری را از دست داده است.

خشونت در کنار اسبش وحشی

وفتی خشونت در رابطه با منشأ این رویداد ها میپرسد، رهبر فرشته ها در پاسخ میگوید که تمام این رخداد های وحشتناک کار شخصیتی شیطانی به نام شهوت میباشد، خشونت که متعجب شده میگوید که شهوت در حدی قدرت ندارد که بتواند چنین اتفاقات وحشتناکی را داستان Darksiders 3 رقم بزند، اما رهبر فرشته ها در ادامه او را قانع میکند که شهوت به تازگی از چه قدرتی برخوردار شده و دست به چه اقدامات کثیفی زده است، به گونه ای که فرشته ها را به سوی خود جذب کرده و از روح آنها سوء استفاده میکند و در نهایت آنها را به شیطان یا زامبی تبدیل میکند!. خشونت که در رهبرفرشته داستان Darksiders 3 ها شرافت خاصی میدید صحبت را به سمت معامله ای جهت داد، معامله ای که در آن خشونت باید به این نابسامانی پایان دهد و شهوت را از پای در آورد، در مجاورت این معامله رهبر فرشته ها قول میدهد که خشونت را به منظور یافتن 7 گناه کبیره بیشتر یاری دهد و برای اثبات حسن نیت خود، سلاحی به نام رستگاری را به او اهدا میکند که سلاحی خوش آب و رنگ و خوش دستی میباشد که داستان Darksiders 3 از ارزش بالایی برخوردار است، به گونه ای که چشم شیطانی که خشونت به واسطه ی او ارواح تسخیر شده خود را قوت میبخشد نیز مجذوب آن شده بود. از شیاطینی که خوی وحشی گری در خود دارند انتظار نمیرود که در آخرالزمان به فکر انسان ها باشند، در این میان فرشته ها هم که سرسختانه با شیاطین در حال مبارزه هستند هیچ اهمیتی به انسان ها نمیدهد، انسان هایی که در محیط های بسته داستان Darksiders 3 خود را حبس میکنند تا از این جنگ در امان بمانند، در واقع در این میان تنها قشر آسیب پذیرآنهاهستند، انسان هایی که به هیچ یک از ماجرا های ذکر شده ربطی ندارند اما جنگ در سرزمین آنها در گرفته و تنها آنها را خانه خراب کرده است؛ در این بین حضور خشونت میتواند نوید بخش زندگی انسان ها باشد، چرا که او پس از یافتنشان، آنها را در محیطی امن گرد هم می آورد. خشونت که همچنان به مسیر خود ادامه میدهد، با هیولای عظیم الجثه ای بر میخورد که ظاهراً شکست آن غیر ممکن است، خشونت با سلاحی که رهبر فرشته ها به او اعطا کرده داستان Darksiders 3 چشمان هیولا را مورد هدف قرار میدهد تا بتواند بدین واسطه راهی را برای خود باز کند، اما سوال اینجاست که آیا این هیولای شکست ناپذیر میتواند یکی از 7 گناه کبیره باشد ؟؟ در میان همین افکار خشونت به شهوت میرسد، جالب است که شهوت علی رغم اسمی که دارد از شخصیت متینی برخوردار است، او سخنانی به خشونت میگوید که کمی تأمل برانگیز است، این که خشونت واقعاً برای چه میجنگد ؟ چه هدفی را دنبال میکند و به دنبال چه میرد، البته شاید این سخنان بیشتر جنبه ی فریبنده ای داشته باشد، در هر حال ماهیت شهوتی که داستان Darksiders 3 اسمش روی این شخصیت شیطانی نهاده شده از هر نظر خطرناک میباشد. در میان این سخنان تاثیر گذار ناگهان صدای شلیک اسلحه به گوش میرسد که به شهوت تیر اندازی کرده است، پس از شلیک چند تیر شهوت به زمین افتاده و میمیرد، سپس مرگ و جنگ و شخصیت دیگری به نام نزاع که با خشونت 4 شوالیه را تشکیل میدهند از راه رسیدند تا اطمینان حاصل کنند همه چیز به خوبی پیش میرود. گفتوگوی داغی بین 4 سوارکار آغاز میشود، خبر میرسد که بهشت و جهنم به صورت مخفیانه باهم همکاری میکنند و در قسمت مشهود قضیه با هم مبارزه میکنند، با این هدف که بتوانند آخرالزمان را زودتر از موعد به سرانجام برسانند، اما داستان Darksiders 3 در این میان 4 سوار کار حضور دارند که هر 2 جناح را از بین ببرند. این مبارزه ی جدید که عصر جدیدی را نیز رقم خواهد زد به واسطه ی خشونت رهبری خواهد شد و این یک پیشنهاد جهت انتخاب نبود، بلکه یک دستور بود که باید اطاعت میشد. خشونت با خود گفت که این امری واقعی نیست و پس ازوارد کردن ضربه ای به آنها، هر 3 نفر تبدیل به خاکستر شدند و در آن طرف قضیه شهوت همچنان سرپا ایستاده و به خشونت نگاه میکند، آری این همان فریبی بود که خشونت باید از او میترسید، یعنی شهوت چنین صحنه ای از 3 سوارکار دیگر را برای داستان Darksiders 3 خشونت شبیه سازی کرد تا بتواند او را تحت تأثیر قرار داده و از او سوء استفاده کند که موفق نشد. اما باز تخریب همچین صحنه ای جرعت و اراده ی مستحکمی میخواست که خشونت داشت. در واقع شهوت از نقطه ضعف خشونت در این قضیه استفاده کرد، چیزی که خشونت ذاتاً به آن علاقه دارد و آن هم رهبری بود. سخن از رهبری به میان آمده بود که پای رهبر فرشته ها یعنی یوزیل به میدان باز شد و شهوت از طرفی سعی بر فریب او را نیز داشت، به راستی ک شهوت چه غریزه ی خطرناکیست، دیری نپایید که یوزیل تحت تاثیر سخنان فریبانه ی شهوت قرار گرفت و گول خورد و بلافاصله معامله ای که خشونت کرده بود را بر هم زد، در واقع یوزیل فریب وعده هایی را خورد که شاید هیچوقت تحقق نمیافت. در ادامه یوزیل فریب خورده به همراهی شهوت به مبارزه ی خشونت میروند داستان Darksiders 3 اما در پایان هر 2 شکست میخورند، شهوت که سرنوشت مشخصی داشت و مطمئناً باید میمرد اما پس از آن که خشونت برای تمام کردن کار یوزیل رهبر فرشته ها رفت تدبیری به خرج داد که اگر شاید خشونت نیز جای او بود فریب میخورد که هرچند این اتفاق هم تقریباً افتاده بود، با این اوصاف خشونت جان یوزیل را بخشید و به او فرصتی داد تا بتواند خودش را ثابت کند، در پایان یوزیل جان به کف خدمت خود را اعلام میکند و میرود. پس از آن ارباب هاله ها خشونت را احضار میکند و او را به خاطر خوش تدبیری و عملکرد صحیح تشویق میکند و در پایان سلاح جدیدی را در اختیارش قرار میدهد. این سلاح سنگین، پتک بزرگی میباشد که نیروی قدرتمندی را در خشونت ایجاد میکند که کلید دیگری نیز برای گشایش مسیر های مسدود محسوب میشود. در ادامه ی داستان خشونت مجدداً به همان غول قدرتمندی برمیخورد که تصور میکرد او یکی از 7 گناه کبیره میباشد، هرچند که داستان Darksiders 3 حدسش کاملاً درست بود. پس از وارد کردن ضربه ای، غول وارد زمین میشود و خشونت بدنبال او راه میوفتد، در همین حین خشونت در جستوجوی شخصیتی به نام گناه نیز میباشد. او وارد دنیای آبی جدیدی میشود که اعماق نام دارد. او همچنان به مسیرش ادامه میدهد و پس از پشت سر گذاشتن راهی نسبتاً طولانی به قسمتی از اعضای بدن غول قدرتمند به نام شکم پرست میرسد که پس از کمی صحبت های بی فایده و کوچک خواندن یکدیگر، خشونت در میابد که این قسمت از اعضای بدن غول جثه ی اسب او یعنی وحشی را بلعیده است، این تصویر به شدت داستان Darksiders 3 مورد خشم و غضب خشونت واقع میشود و بلافصله نبرد بین آن دو آغاز میگردد. پس از کمی مبارزه، شکم پرست شانه خالی میکند و ادامه ی مبارزه را به غول اصلی که به بدنش متصل بود واگذار میکند، پس از پیروزی خشونت، دروازه ای باز میشود که او را باری دیگر به سوی ارباب هاله ها روانه میکند، خشونت مشکوک میشود که چرا انقدر ارباب هاله ها امکانات مختلفی را در اختیارش قرار میدهد، او باری دیگر صاحب هاله ای جدید به نام هاله ی سکون میشود. ارباب هاله ها از خشونت میخواهد که خیلی در این امر کنجکاوی نکند، اینکه چرا او پشت سر هم صاحب هاله های گوناگون میشود. ارباب هاله ها همچنین ادامه میدهد که در تقابل بعدی آنها، فقط یک نفر زنده خواهد ماند، خشونت که متعجب شده بود میگوید که اول به من کمک میکنی و بعد تهدیدم میکنی ؟؟ ارباب هاله ها سخنی نگفت و خشونت را از دنیای خود خارج کرد، ولی واقعاً منظور ارباب هاله ها از آن حرف چه بود ؟؟ اینکه در تقابل بعدی که قطعاً مبارزه ای در کار است یک نفر زنده خواهد ماند، پس چرا ارباب هاله ها طلسمی جدید داستان Darksiders 3 در اختیار خشونت گذاشت ؟؟ در امتداد داستان خشونت با موجودی شیطانی ملاقات میکند که کاهلی نام دارد، کاهلی موجودیست کاملاً مشابه با سوسک و به همان اندازه اعصاب خورد کن و فرز و در عین حال چاق. نابودی این سوسک چاق گام بعدی خشونت در این داستان خواهد بود که با موفقیت انجام میپذیرد.

خشونت و ارباب هاله ها
خشونت و ارباب هاله ها

خراش موقعیت مکانی بعدی میباشد که خشونت در آن پا میگذارد، به گفته خودش، او میتواند وجود گناه بعدی را در این مکان حس کند. خشونت به نافرجامی این دنیا می اندیشد و در همین رابطه به شاهد میگوید که اگر ما حتی 7 گناه را از بین ببریم، باز هم این دنیا از افسار گسیختگی در نخواهد آمد و روز حسابی در کار خواهد بود داستان Darksiders 3 که به این وضعیت رسیدگی کند، اگر منظور خشونت از روز حساب آخرالزمان است، پس چیزی که در این لحظه اتفاق میوفتد نامش چیست ؟؟ یعنی آخرالزمان وحشتناک تر از چیزی است که حال اتفاق افتاده ؟؟. شاهد معتقد است که انسان ها از پیشرفت چشم گیری برخوردار بودند اما در نهایت در مقابل شیاطین ناتوان ماندند و تبدیل به خوراکی هایی برای آنان شدند، در مجاورت آن خشونت معتقد است که با وجود ضعفی که وجود دارد، انسان ها از هوش و خرد بالایی برخوردار هستند و داستان Darksiders 3 قدرت تجسم آنها در هنرهایی همچون مجسمه سازی و … قابل تحسین است. گراک هیولای عظیم الجثه دیگری میباشد که خشونت بی مقدمه به مبارزه ی او میرود. طوفان گرد بادی در این بازی اتفاق میوفتد که خشونت بار ها و بار ها با آن دست و پنجه نرم میکند، وقتی که در پایان خشونت این گرد باد را از سر راه برمیدارد، صدایی از آن میشنود که ظاهراً تشکر میکند…! در ابتدای ورود به این سرزمین سنگی، خشونت یقین داشت که خشم را در این موقعیت مکانی خواهد یافت، پس از نابودی گرد باد، خشونت وارد آسانبری شده که او را به سمت بالا میبرد، پس از گذشت مدت زمانی مشخص از بالا رفتن آسانبر، خشونت در میابد که وارد یک محیط جنگی شده که در آن شیاطین با فرشته ها در حال جنگ هستند و در مجاورت آن شخصیت خشم وجود دارد که خشونت برای نابودی او آمده است، آنها داستان Darksiders 3 وحشیانه فرشته ها را نابود میکنند و مشخص است که این قضیه کمی روی خشونت نیز تأثیر گذار بوده است. این خشم را ارباب گداخته ها میخوانند، محیطی که در آن مبارزه صورت میگیرد کاملاً مشابه آرنا های یونان باستان میباشد، اما با این تفاوت که در قسمت تماشاگران جای انسان، شیاطین نشسته اند. خشونت پس از اینکه خشم را از پای در می آورد، مسیر طولانی را بازمیگردد تا با نگهبان شب یعنی تکبر رو به رو گردد. تکبر زنی بلند قامت است که چهره ی خویش داستان Darksiders 3 را به کسی نشان نمیدهد، او نیز همانند سایر گناهان کبیره سعی بر دست به سر کردن خشونت دارد، گویی خشونت میتواند برای همه ی آنها مهره ای معتبر محسوب شود، هرگاه کسی میگوید که شما باهوشتر از آن هستید که چنین اشتباهی کنید، مطمئن باشید که دارید گول میخورید، اما خشونت هیچگاه زیربار نرفته و نمیرود و پس از به سخره گرفتن چهره ی ندیده ی تکبر با او وارد جنگ میشود. پس از شکست تکبر، حقایق بسیاری فاش میشود، شورایی که فرمان نابودی 7 گناه کبیره از آنها گرفته شد در اصل به خشونت خیانت کرده اند، پس از آنکه همه چیز در هم ریخت، روشن شد که شاهد نیز خود جزئی از این خیانت بوده است. شاهد تاکنون صبر کرده بود تا یکی از اصلی ترین طلسم هایی که خشونت داستان Darksiders 3 به واسطه ی آن قدرت ها را جمع میکرد به حداکثر نیرو برسد تا در نهایت از آن سوء استفاده کند، او که تبدیل به شخصیتی به نام رشک شده است تمامی قدرت های ذاتی خشونت را نیز از وجودش به بیرون میکشد. رشک میگوید که شورا خواهان نابودی همه ی سوارکاران و 7 گناه کبیره است. پس از این گفته ها رشک خشونت را از آن مکان به پایین پرت میکند و سقوطش را تماشا میکند.

شورا در Darksiders 3
شورا در Darksiders 3

خشونت در حالتی چشمانش را باز میکند که روی تخت خوابیده است و مردی از نوع انسان از او نگه داری میکند، درنهایت نجات انسان ها در چنین موقعیتی به کار خشونت آمد، او چشم باز کرده و به هوش آمده است ولی دیگر شاهدی در این میان نیست. تاکنون تکبر داستان Darksiders 3 خشونت به او این اجازه را نمیداد که متوجه شود چقدر مغرور است، حال او شکست را تماماً پذیرفته و در این خصوص انسان هم با او هم درد است، چرا که در حال حاضر خشونت درک میکند که انسان چقدرپست شده است. آنها وارد جنگی شده اند که هیچگاه خودشان این جنگ را نمیخواستند و حال که تماماً زندگی شان نابود شده به حال خودشان رها شده اند و هیچکس در این خصوص پاسخگو نمیباشد. عاقبت این داستان هرچه شد، اصل قضیه این است که خشونت زنده مانده و میتواند داستان Darksiders 3 باری دیگر تجدید قوا کند و به مسیر اصلی خود بازگردد. گفتوگوی خشونت با آن انسان خردمند واقعیت های بسیاری را روشن کرد و در مجاورت آن هاله ای از امید را در دل خشونت ایجاد کرد. برکه ی انعکاس بستری است که خشونت را به سوی رشک هدایت خواهد کرد، رشک در محیط مقدسی که شورا در آن وجود دارد رفته است، رشک لحظه به لحظه در حال نابودی آن مکان میباشد که در همین حین خشونت سر میرسد. در همین لحظه که خشونت به رشک میگوید که یا تسلیم شود یا بمیرد، مجسمه های شورا به سوارکار میگویند که رشک را نابود کند، این یک دستور است؛ خشونت که اصل ماجرا را دریافته پاسخ سربالا میدهد و میگوید داستان Darksiders 3 که به زودی به حساب آنها هم خواهد رسید، پس از گفتن این سخن او کافر خطاب میشود اما خشونت در پاسخ میگوید که حقیقت را دریافته است. پس از مبارزه ی رشک و خشونت، که در انتهای آن هیچ چیزی جزء حسرت به دل رشک نمانده است، خشونت به نام سوارکار رشک را میکشد و این پایان کوتاه زندگی رشک بود. پس از کشتن او، خشونت امانتی خود را که طلسمی از قدرت های گوناگون بود برمیدارد و در انتهای قضیه مجسمه های شورا خطاب به خشونت: یکی از او سپاسگزار است و خواهان دادن پاداشی به اوست و یکی خواهان تنبیه داستان Darksiders 3 او میباشد و خشونت را حشره ای خطاب میکند که میتوان به راحتی جان او را گرفت، سوارکار که به گفته ی شورا پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده بود، او و سایر برادران سوارکارش را گستاخ خطاب میکند. وقتی شورا نیروی خود را به منظور نابودی خشونت آزاد میکند، خشونت به واسطه ی طلسم قدرت، ضدحمله زده و از نیرو داستان Darksiders 3 های طلسم علیه شورا استفاده میکند. خشونت پس از پایان دادن به کار شورا به سوی انسان ها بازمیگردد. خشونت میگوید که انسان ها موجودات قوی هستند اما نمیتوانند از خود دفاع کنند، اینکه جهان انسان ها به چنین روزی افتاده بدین علت است که دشمنان آنها از پیشرفت بشر میترسند، از اینکه روزی برسد که انسان بتواند دشمنانش را تحت سلطه ی خود درآورد. موضوع اینجاست که انسان باید از خود در مقابل جنگی که در پیش دارد محافظت کند، در این میان اولتین عظیم الجثه میگوید که بشر در حال حاضر توانی برای جنگ ندارد و این وضعیت ناامید کننده تنها دارایی بشر است. در همین گفتمان ارتشی از نیرو های شیطانی سر میرسد، از نگاه خشونت پیداست که تاکنون چنین تصویری داستان Darksiders 3 از این تعداد نیروی شیطانی ندیده است. در این میان اولتین، انسان عظیم الجثه ای که از آن سخن گفته شد، چند نیرو را به سمت دهانه ی قرارگاه میفرستد و از خشونت میخواهد که حافظ جان انسان هایی باشد که به واسطه ی برکه ی انعکاس خود را به نقطه ای دیگر منتقل میکنند، خشونت با نگاهی ترحم برانگیز به چهره ی دختر جوانی، برای اولتین سوگند یاد میکند که تا پای جانش محافظ انسان ها باشد و قول میدهد که این وضعیت را سامان دهد. پس از بستن عهدوپیمان بین آن دو، وقتی خشونت وارد برکه شد و وقتی که داشت به آرامی آنجا را ترک میکرد، به مبارزه ی انسانی مینگریست که دلاورانه میجنگد، او همان داستان Darksiders 3 انسانی بود که خشونت پس از سقوط به واسطه ی رشک و چشم باز کردن نصیحت های او را گوش میداد، در لحظه های آخر وقتی همان مرد برمیگردد و به خشونت نگاه میکند، خشونت دیگر آن انسان را نمیبیند، بلکه نزاع یکی از برادران خود که یکی از 4 سوارکار میباشد را میبیند و با پوزخند کوتاهی ناپدید میشود. در میان خشونت بیشتر احساس راحتی میکند، چرا که یکی از برادران سوارکار خود را دیده است که برای محافظت است انسان ها میجنگد.

4 سوارکار از چپ به راست (نزاع، خشونت، جنگ، مرگ)

داستان اصلی دارکسایدرز 3 در این لحظه به پایان میرسد، پس از تیتراژ پایانی بازی، تصویر کوتاهی از یک زن پخش میشود که در داستان بازی دیده نشده است، این زن در محیطی تاریک حضور داستان Darksiders 3 دارد و پیش مردی میرود که تنها صدایش شنیده میشود، این مرد افکار شیطانی را در سر میپروراند و ظاهراً میخواهد در سری بعدی دارکسایدرز، داستان مهیج تری را رقم بزند.

گفتنی هایی درباره ی داستان بازی

داستان Darksiders 3 در کنار گیم پلی هیجان انگیز آن از جذابیت خاصی برخوردار میباشد. این بازی جدا از نمادگرایی هایی که در جریان بازی استفاده کرده است، یکی از مهمترین رویداد هایی که داستان اصلی بازی بر داستان Darksiders 3 پایه ی آن نهاده شده بود، 7 گناه کبیره نام داشت. در جریان بازی Boss هایی که بعضی از آنها را گناهان کبیره خطاب میکردند از نام هایی نظیر شکم پرستی، حرص، شهوت، خشم، تکبر و … برخوردار بودند، جالب است بدانید که این داستان Darksiders 3 نام ها در آئین مسیحیت جزئی از 7 گناه کبیره شناخته میشوند که بسیار بر روی آنها تاکید شده است. خلاقیت نویسندگان این بازی قابل ستایش است، چرا که بازیکن در Darksiders 3 در راستای نابودی این 7 گناه کبیره حرکت میکند تا شاید بتواند دنیا را بدون این 7 گناه به جای بهتری تبدیل کند. این حرف داستان Darksiders 3 از سوی بنده تایید شده نیست اما شایعاتی وجود دارد که در Darksiders 3، خشونت به عنوان یک راحبه ایفای نقش میکند. داستان این بازی به واسطه ی شرکت Action Man Entertainment نوشته شده، این شرکت یکی از اصلی ترین فعالیت هایی که در دستور کار دارد در زمینه ی نویسندگی میباشد و از دستاورد های آن میتوان به Big Hero 6 و Ben 10 اشاره کرد.

فرستادن دیدگاه

نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد بود و انتشار نخواهد یافت.

این تارنما جهت افزایش کیفیت مرور شما از کوکی ها استفاده میکند، در صورتی که از این تارنما دیدن میکنید به معنای پذیرفتن سیاست های قانون کوکی میباشد. پذیرفتنبیشتر بخوانید

سیاست حفظ حریم شخصی